منابع مقاله درمورد قانون مجازات، جرم زنا

1-دراجراي مجازات هاي حدي به ويژه حدزنامي توان درکيفيت وکميت براي زن و مرد تبعيض قائل شد.
2-باتوجه به آيات وارده مي توان گفت اجراي حدود مخصوصا حد زنا،فوري و تأخيردرآن جايزنيست.
د)اهداف وکاربردها:
هدف از اين تحقيق بررسي چگونگي اجراي مجازات حدزنا برمحکوم وکيفيات آن مي باشد که اين أمرخودباعث ميشود بااجراي مجازات عليه مجرم،واکنش اجتماعي به صورت يک ابزارسرکوبگرانه يا پيشگيرانه درقبال پديده بزه، آشکارشود وبه نوعي عدالت درجامعه فراگيرشود .
ه)روش تحقيق:
روش مطالعه کتابخانه اي وتحليل اطلاعات برنگارش اين پايان نامه به کار رفته است.

و)معرفي پلان:
به طورکلي آنچه دراين رساله مورد بحث قرارخواهدگرفت بررسي، تجزيه وتحليل کيفيت اجراي حد زنا مي باشد که در3 فصل گردآوري شده است.فصل نخست به تحليل وتبيين فقهي اجراي احکام حد زناشامل اقسام حد زنا،راههاي اثبات وامکان سقوط آن وفصل دوم به کيفيت اجراي حدرجم وجلدودرنهايت فصل سوم به کيفيت استيفاءحدقتل وديگر مجازات هاي آن اشاره مي کند. دراين رساله سعي برآن شده که حتي الامکان ازآيات ،روايات ،فتاواي فقها ونظرات ايشان استفاده شود.

فلسفه حرمت زنا:
زنا و عمل منافى عفت يکي از گناهان کبيره است که درآيات قرآن بدان اشاره مى‏کند علت اين حرمت عبارت است :
?- پيدايش هرج و مرج در نظام خانواده، و از ميان رفتن رابطه فرزندان و پدران، رابطه‏اى که وجودش نه تنها سبب شناخت اجتماعى است، بلکه موجب حمايت کامل از فرزندان مى‏گردد، و پايه‏هاى محبتى را که در تمام طول عمر سبب ادامه اين حمايت است ميگذارد .
خلاصه، در جامعه‏اى که فرزندان نامشروع و بى پدر فراوان گردند روابط اجتماعى که بر پايه روابط خانوادگى بنيان شده سخت دچار تزلزل مى‏گردد .
براى پى بردن به اهميت اين موضوع کافى است يک لحظه چنين فکر شود که چنانچه زنا در کل جامعه انسانى مجاز گردد و ازدواج برچيده شود، فرزندان بى هويتى که در چنين شرايطى متولد شوند تحت پوشش حمايت کسى نيستند، نه در آغاز تولد و نه به هنگام بزرگ شدن.از اين گذشته از عنصر محبت که نقش تعيين کننده‏اى در مبارزه با جنايت ها و خشونت ها دارد محروم مى‏شوند، و جامعه انسانى به يک جامعه کاملا حيوانى توأم با خشونت در همه ابعاد، تبديل مى‏گردد.
?- اين عمل ننگين سبب انواع برخوردها و کشمکش هاى فردى و اجتماعى در ميان هوس بازان است، داستان هايى را که بعضى از چگونگى وضع داخل محله‏هاى بدنام و مراکز فساد نقل کرده و نوشته‏اند به خوبى بيانگر اين واقعيت است که در کنار انحرافات جنسى بدترين جنايات رخ مى‏دهد.
?- تجربه نشان داده و علم ثابت کرده است که اين عمل باعث اشاع? انواع بيماري ها است و با تمام تشکيلاتى که براى مبارزه با عواقب و آثار آن امروز فراهم کرده‏اند باز آمار نشان مى‏دهد که تا چه اندازه افراد از اين راه سلامت خود را از دست داده و مى‏دهند.
?- اين عمل غالبا سبب سقط جنين و کشتن فرزندان و قطع نسل مى‏گردد، چرا که چنين زنانى هرگز حاضر به نگهدارى اين گونه فرزندان نيستند، و اصولا وجود فرزند مانع بزرگى بر سر راه ادامه اعمال شوم آنان مى‏باشد، لذا هميشه سعى مى‏کنند آنها را از ميان ببرندو اين فرضيه کاملا موهوم که مى‏توان اين گونه فرزندان را در مؤسساتى زير نظر دولت ها جمع‏آورى کرد شکستش در عمل روشن شده، و ثابت گرديده که پرورش فرزندان بى پدر و مادر به اين صورت چقدر مشکلات دارد، و تازه محصول بسيار نامرغوبى است، فرزندانى سنگدل،جنايتکار ،بى شخصيت و فاقد همه چيز!
?- نبايد فراموش کرد که هدف از ازدواج تنها مسئله اشباع غريزه جنسى نيست، بلکه اشتراک در تشکيل زندگى و انس روحى و آرامش فکرى، و تربيت فرزندان و همکارى در همه شئون حيات از آثار ازدواج است که بدون اختصاص زن و مرد به يک ديگر و تحريم زنان هيچ يک از اينها امکان پذير نيست.
زنا ازگناهان بزرگ است،خداي متعال ميفرمايد اززنا دوري کنيد که زناگناه است”ودرآنان که باالله خداي ديگررانميخوانندوکسي راکه خداوندخونش راحرام دانسته است، جزبه حق ، نميکشند وزنا نميکنندوهرکس اين کارراانجام دهدگناهي کرده است که درروزقيامت عذابشان زياد ميشود وهميشه درآن به خواري مي افتند”آنچه مسلم است حرمت عمل زنااعم ازمحصنه،غيرمحصنه،به عنف يابدون عنف،بامحارم يا باغيرمحارم است.درکتب فقهي به تعريف زنا،شرايط اثبات آن،ادلّه اثباتي،مجازات هاي مختلف آن اعم از رجم،شلاق وقتل اشاره شده که به تبع منابع فقهي قانون مجازات اسلامي که قسمتي رابه بحث حدزنا اختصاص داده ودرمواد63تا 107ضمن تعريف حدزناوبيان شرايط احسان،اقسام ديگرزناومجازات هاي مختلف ومتناسب آن رابيان داشته است.
رکن قانوني جرم زنا را مواد 63 الي 67 قانون مجازات اسلامي مصوب 1370 تشکيل مي دهد. رکن مادي جرم زنا به صورت انجام فعل مثبت تحقق مي يابد. در جرم زنا بايد دخول توسط آلت رجوليت مرد در فرج زن باشد و مواردي را که توسط ديگر اعضاي بدن مرد، مثل دخول انگشت در فرج زن صورت مي گيرد، را دربر نمي گيرد. همچنين در صورتي که مرد آلت رجوليت خود را در محلي غير ازفرج زن مثل دهان وي وارد نمايد، را شامل نمي شود.
در كيفيت و چگونگي اجراي حد زنا برزن يامرد زناكار هيچ تبعيضي عليه زنان روا داشته نشده است . بلكه تمام تفاوتها به فيزيك زن و مرد در دونوعساختار وجودي برمي گردد كه ناديده انگاشتن اين تفاوت روحي و
جسمي زن و مردچشم پوشيبر واقعيتهاي موجود نظام هستي است . حد زنا بر مرد زناكار غيرمحض در حالي جاري ميشود كه ايستاده باشد و اگر او را برهنه يافته اند جز عورت ، بقيه بدن او برهنه باشدو اگر بالباس يافته اند بنابر احتياط به هر صورت كه او رايافته اند حد به همان شكلبر او جاري مي شود وضربات شلاق نبايد بر سر و صورت وعورت او واردشود ولي حد زنا برزن زناكار غيرمحض در اين حالت جاري مي شود كه زن نشسته باشد و بدن اوبا لباس ومانند آن پوشيده باشد و از شلاق زدن برسر و صورت زن نيز بايد خودداري شود. همچنين اجراي حد درباره زن باردار و شيرده بايد تاموعد انقضا به تاخير افتد (ماده?? ق .م)
اين گونه تفاوتهاي موجود در اجراي حد زنا كه در بعضي مواردوضعيت بهتري براي زنان مرتكب زنا در اجراي حد ايجاد مي كند نه تنها تبعيضي عليهآنان نيست بلكه به لحاظ فيزيك زنان و مسائل اجتماعي و فرهنگي مرتبط با ساختار وجوديزن در جامعه اسلامي رعايت آنها ضروري است و چه بسا برابري زن و مرد موجب تشييع فحشاشود.
پس ازاينکه رأي قطعي ولازم الاجراءگرديد وقاضي صادرکننده رأي دستوراجراء راصادروپرونده جهت اجراي حکم به واحداجراي حکم ارسال شد، اولين وظيفه قاضي اجراي احکام پس ازمطالعه وبررسي پرونده ودرصورتي که حکم صادره فاقدايراد واشکال قانوني باشد،حکم اجرامي شود وتصميم مقتضي حسب مورد اتخاذ مي شود.برخي ازموانع باعث زوال وسقوط مجازات مي شوند،مانند عفودرمورد اعدام واعلام گذشت اولياء دم درقصاص وبرخي از آنها باعث تأخيرمجازات مي شوندمانند بيماري وحامله بودن محکوم زن ياعواملي که سبب سقوط مجازات يااجراي حد به طورمطلق مي شوند مانندتوبه ياانکارپس ازاقرارو…
نتيجه اينکه :
با توجه به ادله اثبات زنا (اقرار، بينه ) و اقسام وكيفيت اجرايحد زنا که بعدتوضيح خواهيم داد،به اين واقعيت مي رسيم كه هيچ گونه تبعيضي عليه زنان به خاطر جنسيت آنان درمورد ادله اثبات زنا و اقسام حد زنا وجودندارد. بلكه تفاوتهاي موجود در مسائل مربوطبزه زنا مانند تعريف احصان و امثال آن تنها به خاطرفيزيك جسماني و جنبه نفساني وجودهر يك اززن و مرد است كه عدم توجه به اين دو مهم قائل شدن به تشابه غيرمنطقي بين دووجود زن و مرداست .
ذکر اين نکته ضروري است که زنا نه تنها باعث مجازات هاي دنيوي ميشود بلکه درآخرت نيز پيامدهاي ناگواري دامنگيرانسان هابه علت حق الناس بودن خواهدشد.

فصل اول:
اقسام حدزنا،راههاي اثبات آن وامکان سقوط حد پس ازصدورحکم

1-1-واژه شناسي واقسام حدزنا
1-1-1-واژه شناسي
1-1-1-1-حد:
حدود جمع حد، در اصطلاح به مجازاتهايي اطلاق مي‌شود که شارع مقدّس براي برخي جرايم با تعيين کمّ و کيف آن در هم? مصاديق آن جرم تشريع کرده است. گاهي نيز در معناي اعمّ، يعني مطلق کيفرکه تعزير را نيز در بر مي‌گيردبه کار رفته است.
درماده 13 قانون مجازات اسلامي تصريح شده که حد،به مجازاتي گفته ميشود که نوع وميزان آن درشرع تعيين شده است.
‌ماده 8 – حدود، مجازاتهايي است كه مقدار و كيفيت آنها در شرع تعيين شده است.1
1-1-1-2-جرم :
هر فعل يا ترك فعلي كه در قانون براي آن مجازات تعيين شده باشد جرم محسوب مي‌شود2.
‌قانون راجع به مجازات اسلامي مصوب 21/7/1361جرم راچنين بيان ميدارد:

‌ماده 1 – قانون مجازات راجع است به تعيين انواع جرائم و مجازات و اقدامات تأميني و تربيتي كه درباره مجرم اعمال مي‌شود.
‌ماده 2 – هر فعل يا ترك فعل كه مطابق قانون قابل مجازات يا مستلزم اقدامات تأميني و تربيتي باشد، جرم محسوب است و هيچ امري را نمي‌توان‌جرم دانست مگر آنكه به موجب قانون براي آن مجازات يا اقدامات تأميني يا تربيتي تعيين شده باشد.
‌ماده 3 – قوانين جزايي درباره كليه كساني كه در قلمرو حاكميت جمهوري اسلامي ايران (‌اعم از زميني، دريايي و هوايي) مرتكب جرم شوند اعمال‌مي‌گردد مگر آنكه به موجب قانون ترتيب ديگري مقرر شده باشد.
ماده 2 – هيچ عملي را نمي توان جرم دانست مگر آن چه که به موجب قانون
جرم شناخته شده .3
1-1-1-3-زنا:
در تعريف فقهي زنا به نزديکي بين زن و مرد (شامل آميزش جنسي) بدون ازدواج اطلاق مي‌شود. يعني مرد و زن نامحرمي بي آنکه عقد دائم يا موقت بخوانند يا مرد و زني که با هم محارم هستند با هم از راه جلو يا پشت نزديکي نمايند و دخول صورت بگيرد؛ يعني آلت مرد در آلت زن داخل گردد و دخول هم به مقدارختنه گاه صورت بگيرد. واگر نزديکي و دخول صورت نگيرد، به آن زنا نمي گويند. بنابراين هر چند لمس و يا ديدن بدن دختر نامحرم، حرام است اما حکم زنا را ندارد و حد زنا جاري نمي‌شود.
باعنايت به ماده 63قانون مجازات اسلامي مي توان گفت زناعبارت است از جماع مرد بازني که براو ذاتا حرام است گرچه دردبرباشد،درغيرمواردوطي به شبهه،ماده 222قانون مجازاتاسلامي جديد دراين موردمتفق القول بوده وزنا راچنين تعريف ميکند که عبارت است ازجماع مردوزني که علقه زوجيت بين آنهانبوده وازمواردوطي به شبهه نيزنباشد4.باتوجه به اين ماده ميتوان نتيجه گرفت که اگر افرادي ازروي شبهه با يکديگر نزديکي کنند، حکم زنا برآنان بار نميشودمثل دوفردي که ازروي جهل با هم ازدواج کنند درصورتي که خواهر وبرادررضاعي هستند. باعنايت به ماده 64 قانون مجازات که بيان کرده : زنادرصورتي موجب حدميشود که زاني يازانيه بالغ وعاقل ومختار بوده وبه حکم وموضوع آگاهي داشته باشد بنابراين ميتوان گفت وجودشبهه گوياي رفع مسئوليت کيفري
درحقوق اسلامي است.

باتوجه به آيه ي و لا تقربوا الزني انه کان فاحشة و ساء سبيلا.
که اين آيه از زنا نهي مي کند و در حرمت آن مبالغه کرده است، چون نفرموده اينکاررا نکنيد، بلکه فرموده نزديکش هم نشويد، و اين نهي را چنين تعليل کرده که اين عمل فاحشه است، و زشتي و فحش آن صفت لاينفک و جدائي ناپذير آن است، به طوري که در هيچ فرضي از آن جدا نمي شود، و باتعليل ديگر که فرمود: و ساء سبيلا مي فهماند که اين روش ،روش زشتي است که به فساد جامعه، آن هم فسادهمه شؤون اجتماع منجر مي شود، و به کلي نظام اجتماع را مختل ساخته و انسانيت را به نابودي تهديد مي کند، و در آيه اي ديگر در عذاب مرتکبين آن مبالغه نموده و در ضمن صفات مؤمنين فرمود :هولا يزنون و من يفعل ذلک يلق اثامايضاعف له العذاب يوم القيمة و يخلد فيه مهانا الا من تاب و آمن و عمل عملا صالحا. 5

1-زنا در قرآن
ارتکاب عمل زنا از نظر قرآن گناه بزرگى است که خداوند در بار? آن مى‏فرمايد: “نزديک زنا نشويد چرا که عمل بسيار زشتى است و راه و روش بدى است”
در اين بيان کوتاه به سه نکته اشاره شده است :
الف)مى‏گويد به اين عمل شرم‏آور نزديک نشويد، اين تعبير علاوه بر تأکيدى که در عمق آن نسبت به خود اين عمل نهفته شده، اشاره لطيفى به اين است که آلودگى به زنا غالباً مقدماتى دارد که انسان را تدريجاً به آن نزديک مى‏کند، نگاه هاي حرام و چشم ‏چرانى، برهنگى و بى حجابى، مطالعه کتاب ها و “نشريات فاسد”، ديدن “فيلم هاى آلوده”، ارتباط با “کانون هاى فساد”، خلوت با نامحرم (يعنى بودن مرد و زن نامحرم در يک مکان خالى و تنها) و بالاخره ترک ازدواج براى جوانان، و سخت گيري هاى بى دليل طرفين در اين زمينه، هر يک مقدمه‏اى براى اين کار محسوب مى‏شود و مي تواند از عوامل “قرب به زنا”باشد که با يک جمل? کوتاه در آي? فوق هم? آنها نهى شده است، و در روايات اسلامى نيز هر کدام جداگانه مورد نهى قرار گرفته است .
ب) تعبير”إِنَّهُ کانَ فاحِشَةً” که مشتمل بر سه تأکيد است (انّ و استفاده از فعل ماضى و تعبير به فاحشه) عظمت اين گناه آشکار را آشکارتر مى‏کند .
ج)جمله “ساءَ سَبِيلًا” (راه زنا بد راهى است) بيان گر اين واقعيت است که اين عمل راهى به مفاسد ديگر در جامعه مى‏گشايد .
قرآن کريم در توصيف عباد الرحمن (بندگان راستين خدا) يکي از اوصاف آنان را عدم ارتکاب زنا دانسته و فرموده است: “… و (آنان) زنا نمى‏کنند و هر کس چنين کند، مجازات سختى خواهد ديد! عذاب او در قيامت مضاعف مى‏گردد، و هميشه با خوارى در آن خواهد ماند! مگر کسانى که توبه کنند و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند، که خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل مى‏کند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان بوده است و کسى که توبه کند و عمل صالح انجام دهد، به سوى خدا بازگشت مى‏کند”

2-زنا در روايات
پيامبر اکرم دوماه پيش از وفاتش، درخطب? حجه الوداع (آخرين سخنراني عمومي پيامبر) مجازات زنان شوهرداري که مرتکب عمل منافي عفت شوند را چنين مقرر کرد:
اما بعد: أيها الناس إن لنسائکم عليکم حقا و لکم عليهن حقا فعليهن ألا يوطئن کم غيرکم و لا يدخلن بيوتکم أحدا تکرهونه إلا بإذنکم و لا يأتين بفاحشة فإن فعلن فقد أذن لکم أن تهجروهن في المضاجع و تضربوهن فإن انتهين و أطعنکم فعليکم کسوتهن و رزقهن بالمعروف‏.ترجمه: اي مردم! شما را بر زنانتان حقي است و ايشان