منست

دانلود پایان نامه

روز قیامت به درستی که بودیم از این بی خبران).

غزل ۳۹ دیوان حافظ :
“باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبرست شمشاد خانه‌پرور ما از که کمترست
اى نازنین پسر تو چه مذهب گرفته کت خون ما حلال‌تر از شیر مادرست
چون نقش غم ز دور ببینى شراب خواه تشخیص کرده‌ایم و مداوا مقرّرست
از آستان پیر مغان سر چرا کشیم دولت در آن سرا و گشایش در آن درست
یک قصّه بیش نیست غم عشق وین عجب کز هر زبان که مى‌شنوم نامکرّرست
دى وعده داد وصلم و در سر شراب داشت امروز تا چه گوید و بازش چه در سرست
شیراز و آب رکنى و این باد خوش نسیم عیبش مکن که خال رخ هفت کشورست
فرقست از آب‌خضر که ظلمات جاى اوست تا آب ما که منبعش اللّه اکبرست
ما آبروى فقر و قناعت نمى‌بریم با پادشه بگوى که روزى مقدّرست
حافظ چه طرفه شاخ نباتیست کلک تو کش میوه دلپذیرتر از شهد و شکّرست”
بیت مورد نظر ” ما آبروی فقر و قناعت نمی بریم/ با پادشه بگوی که روزی مقدرست ” اشاره به آیه ی ۸ سوره ی هود دارد که می فرماید: “وَ ما مِن دابّهٍ فی الأرضِ إلّا عَلَی الله رِزقُها …” (و نیست هیچ جنبنده ای در زمین مگر بر خداست روزیش …).

غزل ۵۲ دیوان حافظ :
“روزگاریست که سوداى بتان دین منست غم این کار نشاط دل غمگین منست
دیدن روى ترا دید? جان بین باید وین کجا مرتب? چشم جهان‌بین منست
یار من باش که زیب فلک و زینت دهر از مه روى تو و اشک چو پروین منست
تا مرا عشق تو تعلیم سخن گفتن کرد خلق را ورد زبان مدحت و تحسین منست
دولت فقر خدایا بمن ارزانى دار کین کرامت سبب حشمت و تمکین منست
واعظ شحنه‌شناس این عظمت گو مفروش زانکه منزلگه سلطان دل مسکین منست
یا رب این کعب? مقصود تماشاگه کیست که مغیلان طریقش گل و نسرین منست