پایان نامه تشخیص تداعی برند مبتنی بر شرکت های بزرگ بر اعتماد به برند

وفاداری به برند

وفاداری، واژه قدیمی است مه به طور معمول برای توصیف پایبندی، دلبستگی شدید، پرشور و حرارت به یک کشور، آرمان یا فرد به کار می‎‎رود . در ۵ سال گذشته به طور فزاینده ای به وفاداری مشتری توجه شده و امروزه وفاداری به عنوان دستورالعملی برای افزایش درآمد مطرح است . وفاداری به برند مفهومی اساسی در بازاریابی و مدیریت راهبردی  است.(حسینی و دیگران، ۱۳۹۰، ص۹۲)  وفاداری به برند نقش مهمی در ایجاد منافع بلند مدت برای سازمان دارد زیرا مشتریان وفادار نیازی به تلاش های ترفیعی گسترده ندارند. آن‎ها با کمال میل حاضر هستند مبلغ بیشتری را برای کسب مزایا و کیفیت برند مورد علاقه خود بپردازند (کلوتی[۱] و همکاران، ۲۰۰۸، ص۴۰ ). سازمانها می‎‎توانند سهم بیشتری از بازار را با کمک وفاداری به برند، به دست آورند زیرا مشتریان وفادار به طور مکرر برند را خریداری نموده و در برابر عوامل موقعیتی و تلاش‎های بازاریابی رقبا مقاومت می‎‎کنند. (یوو[۲]، ۲۰۰۸، ص۴۸) وفاداری علاوه بر افزایش سهم بازار، موجب تقاضای سازمان برای در یافت قیمت بالاتر نسبت به رقبا می‎‎شود و همچنین تبلیغات دهان به دهان مثبت را در بین مشتریان افزایش می‎‎دهد.(لی و هسیه[۳]به نقل از گیلانی نیا و همکاران، ۱۳۸۹، ص۱۱۰) وضعیتی که نشان دهنده میزان احتمال پیوستن یک مشتری به برند تجاری رقیب است، مخصوصا زمانی که قیمت آن برند و یا ویژگی های محصول تغییر کند . این متغیر به وسیله شاخص هایی از قبیل تمایل به تکرار خرید برند، توصیه برند به دیگران، تعهد به برند و … مورد سنجش قرار می‎‎گیرد .(گیلانی نیا و همکاران، ۱۳۸۹، ص۱۱۰) وفاداری به برند نقش بسزایی در ایجاد منافع بلند مدت برای شرکت ایفاد می‎‎کند، زیرا مشتریان وفادار به برند شرکت نیاز به فعالیت های ترفیعی کمتری نسبت به دیگر مشتریان دارند . آن ها با کمال میل حاضرند مبلغ بیشتری را برای کسب مزایا و کیفیت برند مورد علاقه خود بپردازند. (یوو، ۲۰۰۸، ص۴۹)

 

۲-۲-۱۰-۵ تداعی برند  یا برداشت از برند با همخوانی با برند

تداعی برند هر چیز مرتبط با برند در حافظه است. (آکر، ۱۹۹۱، ص۱۰۹) آکر معتقد است ارتباط تداعی برند با ارزش ویژه برند بسیار قوی می‎‎باشد چونکه تداعی برند مرتبط به حافظه می‎‎باشد.همخوانی و تداعی برند ممکن است به صورت همه ی فرم ها و ویژگی های مرتبط به یک کالا و یا جنبه های مستقل از خود کالا مشاهده شود. ارزش ویژه برند به میزان زیادی از طریق تداعی های ذهنی که مصرف کنندگان در ذهن خود از برند می‎‎سازند  شکل می‎‎گیرد.( سوری و لینگ[۴]، ۲۰۱۳، ص۱۲۸). طبق طبقه بندی های مرتبط به تداعی، همخوانی برند، تداعی های محصول و تداعی های سازمانی دو دسته از پر ارجاع ترین طبقات تداعی برند محسوب می‎‎شوند. (چن[۵] به نقل از حسینی و همکاران، ۱۳۹۰، ص۹۹)

تداعی ها و همخوانی ها معرف مبنایی برای تصمیمات خرید برای وفاداری به برند هستند و همچنین آفریننده ی ارزش برای شرکت و مشتریانش می‎‎باشد . آکر(۱۹۹۱) این منافع را به این صورت لیست می‎‎کند: کمک به پردازش و بازیابی اطلاعات، تمایز قائل شدن برای برند، ایجاد دلیل و منطق برای خرید، آفرینش احساسات و نگرش مثبت و حمایت از ترویج و توسعه . تداعی برند به عنوان عنصر کلیدی در تشکیل و مدیریت ارزش ویژه برند می‎‎باشد. (ریو [۶]به نقل از حسینی و همکاران، ۱۳۹۰، ص۹۰)

به عقیده آکر تداعی برند رابطه نزدیکی با آگاهی برند دارد . او تداعی برند را ارتباطی در حافظه با یک برند تعریف کرده است. یا به عبارتی هرچیزی که در حافظه با برند در ارتباط است تداعی برند تعریف می‎‎شود . (پاپیو[۷]به نقل از ابراهیمی و همکاران، ۱۳۸۸، ص۱۶۷) تداعی برند می‎‎تواند قصد خرید مصرف کنندگان را براساس یادآوری اطلاعات برند تحت تاثیر قرار دهد. (کلر، ۱۹۹۳، ص۱۱)به عقیده گیل (۲۰۰۷) تداعی برند برای برند ها ارزش منحصر به فرد ایجاد می‎‎کند که آنها را از سایر برند ها متمایز می‎‎نماید. تداعی برند باید قدرت و مطلوبیت و تمایز کافی در نزد مشتری برخوردار باشد تا مزایای برخورداری از امتیاز تداعی برند قوی که عبارت است از بهبود تصویر ذهنی مشتری از برند ( ارتقای سطح دانسته های مشتری از برند) افزایش تکرار و حجم خرید به جهت ایجاد نزدیکی میان مشتری و برند برخوردار شوند. (پاپیو به نقل از ابراهیمی و همکاران، ۱۳۸۸، ص۱۶۷) به عقیده اکر تداعی برند می‎‎تواند از ۵ راه بر ارزش ویژه برند موثر باشد. ۱٫ کمک به پردازش اطلاعات [۸]۲٫ جایگاه یابی برند[۹] ۳٫ دلیلی برای خرید نام تجاری ۴٫ ایجاد انگیزش[۱۰] و احساسات مثبت ۵٫ توسعه برند[۱۱] .(اکر، ۱۹۹۱، ص۸۵)

ارزش برند زمانی بالاست که مصرف کننده با نام تجاری آشناست و در ذهن او برند قوی و منحصر به فردی وجود دارد. و به صورت سلسله مراتب اثرات، این تداعی منجر به یک پاسخ رفتاری یا ارزشی می‎‎شود. یکی از جنبه های کلیدی تداعی برند تاثیر پاسخ برند بر اساس تجربه های گذشته مصرف کننده از برند در طول زمان می‎‎باشد.(کل و ون والپچ[۱۲]، ۲۰۱۴، ص۱۵۰۲)

دیان [۱۳]برداشت از یک برند را به عنوان « هرچیزی از یک برند که با حافظه در ارتباط است » معرفی می‎‎کند . به نظر او برداشت هایی که سه هدف زیر را تامین کنند ارزشمندند:

  1. ایجاد وجه تمایز ۲٫ تمایل مثبت برند۳٫ کمک به مصرف کنندگان هنگام بازیابی اطلاعات . برداشت ها از یک برند به مصرف کنندگان کمک می‎‎کند تا در مورد ارزش آن به قضاوت بپردازند و بر قضاوت مصرف کنندگان در مورد اینکه محصول با ارزشی است یا نه، تاثیر می‎‎گذارد.(دیان به نقل از سلطان حسینی، ۱۳۹۰، ص۹۰)

از نظر کروسنو و همکاران (۲۰۰۹) این معیار بازتابی از تداعیات ذهنی و نگرش های عمیق مصرف کننده در خصوص برند است . از نظر آکر هر چیزی در حافظه با برند مرتبط است تداعی برند تعریف شده است .به عقیده آکر آگاهی از برند رابطه را بطه نزدیکی با تداعی برند دارد . تداعی برند هر چیز مرتبط با برند در حافظه است (اکر، ۱۹۹۱، ص۱۰۹) همخوانی و تداعی برند ممکن است به صورت همه فرم ها و ویژگی‎های مرتبط با یک کالا و یا جنبه های مستقل از خود کالا مشاهده شود. تداعی برند، به عنوان معنای خاص برند برای مشتری تعریف می‎‎شود و همچنین عبارت است از دارایی هایی که بطور ذهنی به برند متصل شده است. این متغیر به وسیله شاخص هایی از قبیل شخصیت برند، صداقت و اعتماد، تداعی سازمانی (مسئولیت اجتماعی برند) و … مورد سنجش قرار می‎‎گیرد. (گیلانی نیا و همکاران، ۱۳۸۹، ص۱۱۰) ریو و همکاران (۲۰۰۱)، تداعی برند را به عنوان عنصر کلیدی در تشکیل و مدیریت ارزش ویژه برند مطرح کرده اند. بنا براین، ارزش ویژه برند قوی، مبین این مطلب است که مشتریان هم خوانی و رابطه مثبت زیادی با برند احساس می‎‎کنند.بر اساس طبقه بندی های مرتبط، تداعی های محصول و تداعی های سازمانی، دو رکن از پر ارجاع ترین طبقات تداعی برند محسوب می‎‎شوند. از بعد منافع تداعی برند می‎‎توان برای کمک به پردازش و بازیابی اطلاعات، تمایز قائل شدن به برند، ایجاد دلیل و استدلالی برای خرید، آفرینش احساسات و نگرش های مثبت و حمایت از ترویج و توسعه برند سود برد. (سلطان حسینی و همکاران، ۱۳۹۰،  ص۹۰)

[۱] Clottey

[۲] yoo

[۳] Li &Hsieh

[۴] Severi& Ling

[۵] Chen

[۶] Rio

[۷] Pappu

[۸] Information Processing

[۹] Brand positioning

[۱۰] Motivation

[۱۱] Brand development

[۱۲] Koll&von wallpach

[۱۳] Dean

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه

متن کامل

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه

متن کامل

پایان نامه میزان تاثیر برند مبتنی بر شرکتهای بزرگ بر وفاداری به برند

دیگر دارایی های برند

گروه آخر، دیگر دارایی های اختصاصی نام تجاری را بیان می‎‎کند، مانند امتیازات و حق ثبت ها[۱]، علامت‎های تجاری [۲]، روابط کانال ها و غیره . دارایی هایی نام و نشان تجاری اگر بتوانند از ورود رقبا برای تضعیف وفاداری مشتری جلو گیری کنند، بالاترین ارزش را خواهند داشت.(آکر، ۲۰۰۴، ص۱۳۷)

۲-۲-۱۱ عوامل تداعی برند[۳]

نظریه ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری (۱۹۹۳) بر اساس نظریه ارزش ویژه برندآکر (۱۹۹۱) شکل گرفته که در آن سه عامل تداعی برند(دارایی ها، منافع و نگرش ها)در نظر گرفته شده است .عوامل تداعی برند (دارایی ها، منافع و نگرش ها) متغیر های توصیف کننده مفهوم وفاداری به برند هستند. (گلادن و فانک، ۲۰۰۲، ص۶۰)

دارایی ها توصیف هایی هستند که یک برند را شرح می‎‎دهند . اینکه یک مصرف کننده در باره یک برند چه فکری می‎‎کند و یا یک برند چه ارتباطی با خرید یا مصرف آن دارد ؟

منافع، ارزش های شخصی اند که یک مصرف کننده برای ویژگی های یک برند قائل است منافع در واقع فوائدی هستند که مصرف کننده فکر می‎‎کند، از مصرف یک برند به دست خواهد آورد . منافع برند به ارزش‎های شخصی و نیاز های فردی مشتری که نشان دهنده دارایی های محصول یا خدمت است بستگی دارد.

جی. دبلیو. آلپورت[۴] در تعریف نگرش می‎‎نویسد : «نگرش حالتی ذهنی یا عصبی حاکی از تمایلی است که از طریق تجربه سازمان یافته حاصل شده و بر پاسخ های فرد نسبت به تمامی موضوعات و موقعیت هایی که با آن در ارتباط است، تاثیر جهت دار یا پویا دارد »(حسینی و دیگران، ۱۳۹۰، ص۹۱)

گلادن و فانک [۵]خاطر نشان کردند که نگرش ها شامل عوامل مهم و متمایز، اهمیت، آگاهی ها و اطلاعات، تجربه مستقیم و ارزش آن از دیدگاه مشتری است. (گلادن و فانک، ۲۰۰۲، ص۶۰)

 

۲-۲-۱۲ تصویر برند بر اساس تداعی برند

تصویر ذهنی از برند به وسیله ترکیب اثر تداعی های برند شکل می‎‎گیرد(آتیلگان و همکاران، ۲۰۰۷، ص۲۴۰) تداعی های ذهنی از برند اغلب بر اساس مدل حافظه ای شبکه ای تداعی های ذهنی می‎‎باشد که در آن حافظه فرد از گره ها و رشته های ارتباطی تشکیل شده است. رشته های ارتباطی نشان دهنده روابط (ضعیف یا قوی) و گره ها نشان دهنده مفاهیم ( به عنوان مثال : تداعی های برند) و اشیا ( به عنوان مثال برند ها) می‎‎باشد. (کلر به نقل از بطحایی، ۱۳۸۹، ص۱۵۴) تداعی های ذهنی از برند، اجزای کلیدی تصویر ذهنی برند هستند و امکان متمایز شدن و ایجاد نگرش های مثبت به محصول را فراهم می‎‎کند. (سیمس و تروت[۶]، ۲۰۰۶، ص۲۳۰) تحقیقات نشان دهنده این است که تصویر برند تاثیر خاصی بر ادراکات مشتریان داشته است و کیفیت محصولات، خدمات و اعتبار شرکت تاثیر گسترده ای بر روی ادراکات و وفاداری مشتری دارد. (جوانمرد و سلطان زاده، ۱۳۸۸، ص۲۳۳)

به عبارت دیگر، تصویر برند عبارت است از ادراکات مشتری در مورد ویژگی های یک برند است که باعث ایجاد معنای برند که عبارت است از نحوه درک کردن برند توسط مخاطبان در سطح آگاهانه و به نحوی انعکاس برند توسط آنها در سطح نیمه آگاهانه یا ناآگاهانه.  در حقیقت معنای برند و ویژگی های برند، رابطه متقابل دارند.( باتی[۷]، ۲۰۰۸، ص۴) هم و آیویرسن[۸] در۲۰۰۴ اذعان داشتند که بزرگترین نقص مطالعات گذشته در مورد تصویر ذهنی، عدم تمایز این مطالعات بین کارکرد های تصویر ذهنی برند و برند سازی است. هم و آیویرسن تفاوت را این گونه نشان می‎‎دهند: “شکل گیری تصویر همان برند سازی نیست، اگر چه اولی اولی هست دومی را در بر می‎‎گیرد. در واقع ایجاد تصویر گامی به جلوست اما هنوز حلقه مفقود شده اصلی وجود دارد : و آن هویت برند است که جهت توسعه مطالعات تصویر مقصد به سطح برند سازی، این حلقه به آن اضافه می‎‎شود.”(ایمانی خوشخو و ایوبی یزدی، ۱۳۸۹، ص۱۱۶) تصویر برند لزوماً نباید عینی باشد یا نشان دهنده واقعیت باشد . برای مثال، تصویر که یک مشتری از کیفیت غذای رستورانی دارد می‎‎تواند بر اساس خدمتی باشد که توسط کارکنانش فراهم شده تا اینکه یک ارزیابی عینی از مزه غذا باشد. به همین نحو، آفتاب و موج سواری که تداعی کننده کویینزلند است، لزوماً به این معنا نیست که شهر بریسبین در کویینز لند روزهای آفتابی بیشتری و یا موج سواری بهتری نسبت به یک شهر پرت در استرالیا غربی دارد. از منظر تصویر برند، خود واقعیت اهمیت کمتری نسبت به ادراک واقعیت دارد. (وودارد به نقل از ایمانی خشخو و ایوبی یزدی، ۱۳۸۹، ص۱۱۹)

تعاریف بسیاری برای تصویر برند ارائه شده است، جدول زیر توضیح این مفهوم را از دیدگاه دانشمندان مختلف نشان می‎‎دهد:

[۱] Patents

[۲] Trade marks

[۳] Brand associations

[۴] Jay. W. Allport

[۵] Gladden and Funk

[۶] Simms&Trott

[۷] Batey

[۸] Hem &Iversen

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه

متن کامل

پایان نامه تاثیر تداعی برند شرکتهای بزرگ بر وفاداری به برند از طریق اعتماد بر نام تجاری

تداعی های برند مبتنی بر شرکت[۱]

تداعی های به برند مبتنی بر شرکت را می‎‎توان اینگونه تعریف کرد که سرمایه گذاری های جدید شرکت و اعلام آن را می‎‎توان به عنوان یکی از منابع ثانویه برای ارزش ویژه برند به کار برد . این تعریف، از تعریف آکر در مورد برند شرکت در سال ۲۰۰۴ مشتق شده است. آکر در سال ۲۰۰۴ سه عامل موثر بر تداعی توانایی شرکت بیان می‎‎دارد: نحوه انجام کار شرکت و میزان توسعه آن، نوآوری شرکت[۲]، میزان شناخت جهانی شرکت. (دهقانی سلطانی و همکاران، ۱۳۹۲، ص۱۰۴)

دستیابی به میزان رشد برنامه های بازاریابی و عمومی شرکت و برند نیز در میان مردم تاثیر گذار است. آگاهی از برند باعث می‎‎شود که مصرف کنندگان بهتر بتوانند کارایی بالای شرکت را درک نمایند. همچنین باید برای افرادی که خواهان نوآوری [۳]اند نیز محصولات جدید ارائه داد. در یک بازار رقابتی مشکل بتوان عاملی را یافت که نسبت به بقیه باعث تمایز محصول باشد و آن را به عنوان نوآوری دانست. شرکت ها اصولا نوآوری را هنگامی ارائه می‎‎دهند که محصولات موجودشان قدیمیبه سوی قدیمی شدن روی آورد. همچنین نوآوری به درک و پیش بینی نیاز مصرف کنندگان نیاز دارد. (آکر، ۲۰۰۴، ص۱۳۹)جهانی شدن[۴] باعث ازدیاد تنوع محصولات، طولانی شدن عمر شرکت، ایجاد منابع بیشتر، شناسایی خواسته های بیشتر و ارائه آنها توسط محصولات به مشتری است و این کار باعث افزایش آگاهی مردم از نام موسسه می‎‎شود. مصرف کنندگان بیشتر محصولات جهانی را استفاده می‎‎نمایند که برند مورد نظر کلیدی ترین ملاک انتخاب است. تداعی هبرند می‎‎تواند میراثی از توانائی شرکت باشد و شامل دارائی ها، ظرفیت ها و قابلیت ها، کارکنان، ارزش ها، محلی و جهانی بودن و نحوه سابقه انجام کار می‎‎باشد. (آکر، ۲۰۰۴، ص۱۳۸)

۲-۴ تداعی برند مبتنی بر تجربه[۵]

عموماً ماهیت تجربه برند[۶] از اوایل ۱۹۸۰ مورد بررسی قرار گرفته است، اما این مفهوم برای اولین بار توسط اشمیت در سال ۱۹۹۷ مطرح گردید. تجربه برند از مجموعه تعاملات بین مشتری با یک برند، یک شرکت یا قسمتی از یک سازمان نشات می‎گیرد. (اسچ میت به نقل از دهقانی سلطانی و همکاران، ۱۳۹۲، ص۱۰۴) تجربه برند شامل واکنش احساسی، رفتاری و شناختی تحریک شده به وسیله مولد های مربوط به برند مثل طرح، هویت، بسته بندی، ارتباطات و محیطی که برند در آن عرضه می‎‎گردد، می‎‎شود .بسیاری از صاحب نظران بازاریابی معتقدند که شناخت و درک چگونگی تجربه برند به وسیله مصرف کنندگان، برای توسعه استراتژی های بازاریابی محصولات و خدمات امری حیاتی است;زیرا تجربه برند می‎‎تواند در پیش بینی رفتار مصرف کننده مورد استفاده قرار گیرد. (بوو[۷] و همکاران، ۲۰۰۹، ص۲۲۵) تداعی برند مبتنی بر تجربه به معنای پاسخ درونی (احساسی، عاطفی و شناختی) مصرف کننده و همچنین پاسخ رفتاری وی به محرک‎های برند است. همه فعالیت های بازاریابی در راستای تحویل نوع خاصی از تجربه به هر یک از مشتریان و در هر تعامل، به منظور تسریع در ساخت و ایجاد وفاداری مشتریان است. به عبارت دیگر تجربه موثر باعث ماندگاری برند در ذهن مشتری می‎‎شود. جامعیت برند در برگیرنده ویژگی های کامل کنندگی و همسانی خصلت ها ی برند با عناصر بازاریابی (آمیخته بازاریابی) می‎‎باشد.اگر تجربه مرتبط با برند دو ویژگی همسانی و کامل کنندگی برند را در برنگیرد. پیام ارسالی به مشتری، منطبق با جامعیت برند نخواهد بود و در پی آن وفاداری مشتری ایجاد نخواهد شد. همسانی و هماهنگی برند از نظر مشتری از اهمیت بالایی برخوردار است چرا که به مشتری یادآور می‎‎شود برند قصد تحویل چه چیزی در هر تعامل با مشتری و در چه زمانی را دارد. .(انکوک فان و قانتوس، ۲۰۱۳، ص۴۵۷)

۲-۵ وفاداری مشتری به برند

۲-۵-۱ تعریف مشتری

«مشتری» همان کسی است که نیازش را خود تعریف می‎‎کند، کالاها و خدمات تولیدی را مصرف می‎‎کند و حاضر است بابت آن هزینه مناسبی بپردازد. ولی زمانی این هزینه را متقبل می‎‎شود که در کالاها یا خدمات تحویلی ارزشی را ببیند که پرداخت هزینه آن را توجیه نماید(شاهین و تیموری، ۱۳۸۷، ص ۱۶)

۲-۵-۲ اهمیت مشتری[۸]

برای نشان دادن اهمیت مشتری و ضرورت حفظو نگهداری او فقط کافی است به موارد زیر دقت کنید:

  • هزینه جذب یک مشتری جدید بین ۵ تا ۱۱ برابر نگهداری یک مشتری قدیم است.

دو درصد افزایش مشتری، هزینه ها را ده درصد کاهش می‎‎دهد.

[۱] Corporate-based brand associations

[۲] Innovation Company

[۳] Innovation

[۴] Globalization

[۵] Dimensions of experience –based brand associations

[۶] Brand experience

[۷] Boo et al

[۸] Customer importance

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه

متن کامل

پایان نامه بکارگیری فناوری اطلاعات می تواند بر هزینه های کیفیت در شعب بانک مسکن

اهداف پژوهش

هدف اصلی پژوهش تعیین نقشی است که بکارگیری فناوری اطلاعات می­تواند بر هزینه­های کیفیت در شعب بانک مسکن ایفا نماید. همچنین اهداف فرعی زیر نیز قابل بررسی است:

– بررسی میزان تاثیر بکارگیری فناوری اطلاعات بر هزینه­های کیفیت در شعب بانک مسکن

– ارائه بستری جهت شناخت بهتر سطوح انواع هزینه­های کیفیت در شعب بانک مسکن

– میزان تاثیر بکارگیری فناوری اطلاعات بر هر یک از این انواع هزینه­ها در شعب بانک مسکن

۱-۵- فرضیه­های پژوهش

۱-۵-۱- فرضیه اصلی

بکارگیری فناوری اطلاعات باعث کاهش هزینه­های کیفیت در شعب بانک مسکن می­گردد.

۱-۵-۲- فرضیات فرعی

  1. ۱. بکارگیری فناوری اطلاعات باعث کاهش هزینه­های پیشگیرانه در شعب بانک مسکن می­گردد.
  2. بکارگیری فناوری اطلاعات باعث کاهش هزینه­های ارزیابی در شعب بانک مسکن می­گردد.
  3. بکارگیری فناوری اطلاعات باعث کاهش هزینه­های شکست بیرون سازمانی در شعب بانک مسکن می­گردد.
  4. بکارگیری فناوری اطلاعات باعث کاهش هزینه­های شکست درون سازمانی در شعب بانک مسکن می­گردد.

۱-۶- مدل مفهومی پژوهش

بر اساس مطالب بیان شده و با توجه به فرضیات مطرح شده، مدل مفهومی این پژوهش به صورت زیر می­باشد:

۱-۷- محدودیت­های پژوهش

مشکلات احتمالی پیش روی این پژوهش عبارت است از:

  1. عدم همکاری مناسب پاسخگویان به پرسشنامه و عدم جدیت در پاسخ به سوالات آن.
  2. عدم اطلاع کافی پاسخگویان نسبت به مفاهیم مورد نظر.
  3. تدوین پرسشنامه مربوط به هزینه­های کیفیت در یک محیط خدماتی مانند بانک.
  4. گستره جغرافیایی در پیمایش از دیگر مسایل پژوهش خواهد بود.

۱-۸- قلمرو پژوهش (موضوعی، مکانی، زمانی)

۱-۸-۱- قلمرو موضوعی

در این پژوهش به بررسی نقش و تاثیر بکارگیری فناوری اطلاعات بر هزینه­های کیفیت پرداخته می­شود. و به این مقوله می­پردازیم که بکارگیری و کاربرد فناوری اطلاعات تا چه حد توانسته بر هزینه­های کیفیت تاثیرگذار باشد. و همچنین هر یک از هزینه­های کیفیت از دیدگاه رئیسان و معاونان شعب بانک مسکن در شهر تهران در چه سطحی قرار دارد.

۱-۸-۲- قلمرو مکانی

قلمرو مکانی پژوهش، شعب بانک مسکن موجود در شهر تهران می­باشد.

۱-۸-۳- قلمرو زمانی

مطالعات مقدماتی این پژوهش از اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ آغاز گردید و این پژوهش در دی ماه همان سال پایان یافت.

 

۱-۹- روش گردآوری اطلاعات

روش گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر به صورت کتابخانه­ای و میدانی می­باشد. در روش کتابخانه­ای با مراجعه به کتابخانه­ها و مراکز اطلاع­رسانی از کتب و مقالات فارسی و لاتین جهت تکمیل بخشی از پژوهش استفاده می­شود. و در روش میدانی پس از طراحی پرسشنامه، با توجه به فرضیات پژوهش پرسشنامه مذکور میان تعدادی از رئیسان و معاونان شعب بانک مسکن در شهر تهران توزیع می­گردد. و پس از دریافت پرسشنامه ها، با توجه به فنون آمار استنباطی، تحلیل مناسب روی آنها صورت می­گیرد.

۱-۱۰- روش تحلیل داده­ها

برای تحلیل داده­ها در این پژوهش در سطح توصیفی و توصیف داده­های بدست آمده از نرم افزار آماری SPSS نسخه ۲۰ و در سطح استنباطی و برای آزمودن فرضیه­های پژوهش از نرم افزار LISREL و روش معادلات ساختاریافته استفاده می­شود.

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه

متن کامل

پایان نامه بکارگیری فناوری اطلاعات بر هزینه¬های کیفیت در شعب بانک مسکن

تعریف مفاهیم و واژگان کلیدی پژوهش

در این پژوهش فناوری اطلاعات به عنوان متغیر مستقل و هزینه­های کیفیت و انواع آن به عنوان متغیرهای وابسته در نظر گرفته خواهد شد. که در ادامه به تعریف متغیرها می­پردازیم:

فناوری اطلاعات: فناوری اطلاعات شاخه­ای از فناوری است که با استفاده از سخت افزار، نرم افزار و شبکه افزار، مطالعه و کاربرد داده و پردازش آن را در زمینه­های ذخیره­سازی، دستکاری، انتقال، مدیریت، کنترل و داده آمایی امکانپذیر می­سازد (فتحیان و مهدوی نور، ۱۳۸۷).

هزینه­های کیفیت: هزینه­های حصول اطمینان و تضمین کیفیت یا هزینه­هایی که در زمان فقدان کیفیت ایجاد می­گردد. هزینه­هایی که در گروه­هایی از قبیل هزینه­های پیشگیری، هزینه­های ارزیابی، هزینه­های شکست درونی و هزینه­های شکست بیرونی دسته­بندی می­شوند.

هزینه پیشگیری: هزینه هر گونه فعالیتی است که برای رسیدگی، پیشگیری یا کاهش ریسک ایجاد عدم مطابقت یا معیوب انجام می­شود.

هزینه ارزیابی: هزینه ارزشیابی میزان دستیابی به خواسته­های کیفیت، مانند تصمیمات و کنترل­های انجام شده در هر یک از مراحل حلقه کیفیت می­باشد.

هزینه شکست درونی: عبارت است از هر یک از هزینه­هایی که در یک سازمان، به علت بروز عدم تطابق­ها یا عیوب، در هر یک از مراحل حلقه کیفیت به وجود می­آیند.

هزینه شکست بیرونی: هر یک از هزینه­هایی است که پس از تحویل به مشتری یا مصرف­کننده بر اثر بروز عدم تطابق­ها یا شکست­ها به وجود می­آیند (دیل و پلانک، ۱۳۸۱).

بانک: بانک­ها موسساتی هستند که از محل سپرده­های مردم می­توانند سرمایه­های لازم را در اختیار صاحبان صنایع (واحدهای صنعتی و کشاورزی) و بازرگانان و اشخاص، اعم از حقیقی و حقوقی قرار دهند. اشخاص و واحدهای ذکر شده می­توانند از طریق خدمات بانکی به توسعه و رشد اقتصادی کشور کمک کنند و به کسب درآمد بپردازند. همچنین سپرده­گذاران نیز می­توانند از سود متعلقه استفاده نموده و برای خود کسب درآمد نمایند (غفاری، ۱۳۸۹).

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه

متن کامل

پایان ارائه بستری جهت شناخت بهتر سطوح انواع هزینه های کیفیت

تعریف جامع

فناوری اطلاعات شاخه­ای از فناوری است که با استفاده از سخت افزار، نرم افزار و شبکه افزار، مطالعه و کاربرد داده و پردازش آن را در زمینه­های ذخیره­سازی، دستکاری، انتقال، مدیریت، کنترل و داده­آمایی امکانپذیر میسازد (فتحیان و مهدوی نور،۱۳۸۷).

فناوری اطلاعات، همچنانکه به وسیله انجمن فناوری اطلاعات آمریکا (ITAA) تعریف شده است به مطالعه، طراحی، توسعه، پیاده­سازی، پشتیبانی یا مدیریت سیستم­های اطلاعاتی مبتنی بر رایانه، خصوصا برنامه­های نرم افزاری و سخت افزار رایانه می­پردازد. به طور کوتاه فناوری اطلاعات با مسائلی مانند استفاده از رایانه­های الکترونیکی و نرم افزار سر و کار دارد تا تبدیل، ذخیره، حفاظت، پردازش، انتقال و بازیابی اطلاعات به شکلی مطمئن و امن انجام پذیرد (منوچهری، ۱۳۹۱).

اسکات موتون (۱۹۹۱) فناوری اطلاعات را شامل انواع رایانه­ها، سخت افزار، نرم افزار، شبکه­های ارتباطی که دو رایانه را به یکدیگر متصل می­کنند، شبکه­های عمومی و خصوصی و ترکیب رایانه­ها و فناوری ارتباطات و سیستم­هایی که رایانه­های شخصی را به ابررایانه­ها متصل می­کند و شبکه گسترده جهانی که از یک سلسله رایانه­های قدرتمند تشکیل شده است می­داند.

شیل[۱] (۱۹۹۷) در مطالعه­ای که از انقلاب رایانه انجام داده است نگرش محدودتری را در تعریف دارد. وی تاکید بر تجهیزات رایانه­ای دارد که در استقرار ادارات و بخش­های مختلف کسب و کار، شامل رایانه­های شخصی، ایستگاه­های کاری، سرورها، ابر رایانه­ها و تجهیرات مرتبط به کار گرفته می­شود. فناوری اطلاعات به اشکال مختلف فناوری اطلاق می­شود که به پردازش، نگهداری و ارسال اطلاعات به شکل الکترونیکی می­پردازد. تجهیزات فیزیکی برای این امر شامل رایانه، تجهیزات ارتباطی شبکه­ای، تجهیزات انتقال داده مانند فکس و یا حتی موبایل است. فناوری اطلاعات ابزارهای رایانه محوری است که افراد به منظور کار با اطلاعات و پشتیبانی اطلاعات و پردازش اطلاعات مورد نیاز از آن استفاده می­کنند. این ابزار شامل صفحه کلید، صفحه نمایش، پرینتر و نرم افزار است. فناوری اطلاعات به مفهوم مطالعه نظام یافته صنایع مرتبط با ارتباطات دانش است. کاربرد رایانه­ها و ارتباطات راه دور در جمع­آوری، پردازش، نگهداری و توزیع اطلاعات به صورت صدا، نمودار، متن و اعداد است. به عبارتی فناوری اطلاعات را می­توان مجموعه فنون و ابزارهایی دانست که در جهت بهینه­سازی و پشتیبانی فعالیت­های سازمان بر محور اطلاعات و دانش به کار گرفته می­شوند. این امر شامل مطالعه، طراحی، توسعه، اجرا و نگهداری و مدیریت نظام­های اطلاعاتی رایانه­ای است که سازمان در جمع­آوری، ثبت، پردازش، ذخیره، بازیابی، انتقال و توزیع اطلاعات یاری می­کند. فناوری اطلاعات رشته­ای است که از صنایع الکترونیکی برای دستیابی به اطلاعات استفاده می­کند و اثر سیستم رایانه­ای را بر افراد، سازمان­ها و جامعه بررسی می­کند. فناوری اطلاعات به شما می­آموزد که چگونه به تغییر سازمان پرداخته، کسب و کار جدیدی را آغاز کنید و یا اصولا چگونه در ارتباط با محیط و سایر سازمان­ها کسب و کار موثرتری را برقرار کنید (صرافی زاده، ۱۳۸۳).

فناوری اطلاعات ترکیبی از کامپیوتر نرم افزارها، سخت افزار، ارتباطات از راه دور، اینترنت و تکنولوژی­های ارتباطی دیگر می­باشد. در تعریفی دیگر فناوری اطلاعات شامل نرم افزارها و سخت افزارهایی است که بوسیله یک سازمان جهت پشتیبانی از جریان یا پردازش اطلاعات به منظور پشتیبانی از فعالیت­های سازمان صرفه نظر از اینکه فناوری فقط شامل کامپیوترها، وسایل ارتباطی یا تکنولوژی­های دیگر باشد، بکار برده می­شود (پیرلسون، ۲۰۰۶).

کوراک[۲](۱۹۹۴) فناوری اطلاعات را بدین گونه تعریف کرد: فناوری اطلاعات شامل سیستم­های کامپیوتری از قبیل اجزای سخت افزاری و نرم افزاری، تجهیزات ارتباطی و سیستم­های مدیریت پایگاه داده و… می­باشد. این بدان معنی است که این سیستم­ها دارای چندین وظیفه می­باشند که عبارتند از: وظیفه تبدیلی (تبدیل پردازش­های بدون ساختار به پردازش­های روتین شده)، جغرافیایی (ایجاد ارتباطات سریع در فاصله­های دور)، اتوماسیون (کاهش نیروی کار)، تحلیلی (بکارگیری روش­های تحلیلی پیچیده)، اطلاعاتی (پردازش مقدار زیادی از اطلاعات)، ترتیبی (برای مثال امکان کار همزمان بر روی چندین وظیفه)، مدیریت دانش (کسب، توزیع دانش و تخصصی­ها جهت بهبود فرآیندها)، ردیابی (امکان دنبال کردن داده­ها و ستاده­ها) و واسطه­زدایی (بطور مستقیم دو گروه را به هم ربط می­دهد که بدون فناوری اطلاعات، ارتباط از طریق واسطه برقرار می­شد). (پینتلون، ۲۰۰۷).

فناوری اطلاعات متشکل از چهار عنصر اساسی (انسان، ساز و کار، ابزار، ساختار) است به طوری که در این فناوری، اطلاعات از طریق زنجیره ارزشی که از به هم پیوستن این عناصر ایجاد می­شود جریان یافته و پیوسته تعالی و تکامل سازمان را فرا­ راه خود قرار می­دهد:

  • انسان: منابع انسانی، مفاهیم و اندیشه، نوآوری
  • ساز و کار: قوانین، مقررات و روش­ها، ساز و کارهای بهبود و رشد، ساز و کارهای ارزش­گذاری و مالی
  • ابزار: نرم افزار، سخت افزار، شبکه و ارتباطات
  • ساختار: سازمانی، فرا سازمانی مرتبط، جهانی (دویت[۳] و همکاران، ۲۰۰۸).

[۱] Sichel

[۲] Korak

[۳] Dewtt

متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه

متن کامل

پایان نامه ارشد:میزان تاثیر بکارگیری فناوری اطلاعات بر هر یک از این انواع هزینه¬ها

مقدمه

نقش اطلاعات در دنیای امروز بسیار شگرف و پیچیده می­باشد به گونه­ای که عصر فعلی را عصر انفجار اطلاعات می­نامند. به همین دلیل کاربرد فناوری اطلاعات نیز در سازمان­ها به سرعت در حال گسترش است. و سازمان­ها جهت رسیدن به اهداف خود نیازمند استفاده از فناوری اطلاعات می­باشند. بنابراین اطلاعات به همه جا سر می­کشد و تاثیر آن فراگیر است. شرکت­هایی که کوشیده­اند تا سازمان خود را با گردآوری اطلاعات نوسازی کنند با شتاب ۵۰ تا ۶۰ درصد، از رده­های مدیریت خود را کاسته­اند. به دلایل فراوان سازمان­های بزرگ بایستی به اطلاعات­گرایی روی آورند. یکی از این دلایل ناشی از دگرگونی­های آمار­نگاری است. کارکنان فرهیخته و متخصص که اینک رو به افزایش دارند دیگر مایل به پیروی از روش­های فرماندهی و کنترل گذشته نیستند. دلیل دیگر نیاز به نوآوری نظام یافته و پیشرفتی است که در گوهر و اصل کارهای هوشمندانه وجود دارد. دلیل سوم آن است که بایستی با فناوری اطلاعات هماهنگ شوند. کامپوترها داده­های فراوانی را به دست می­دهند ولی این داده­ها اطلاعات نیستند. اطلاعات داده­هایی می­باشند که به آنها هدف و ارتباط با کار بخشیده شده است. یک سازمان بایستی تشخیص دهد که برای اداره کارهایش به چه اطلاعاتی نیازمند است وگرنه در دریایی از داده های گیج­کننده غرق خواهد شد.

فناوری اطلاعات شیوه­های کسب و کار را تغییر داده است به صورتی که امروزه حجم عظیمی از داد و ستد های تجاری از طریق اینترنت و به صورت الکترونیک انجام می­گیرد. همچنین تاثیر فناوری بر روش­های انجام کار در دولت و ارتباط شهروندان با دولت به شکل­گیری دولت الکترونیک انجامیده است. سازمان­های مجازی نیز شیوه­ای نوین از سازمان­های سنتی هستند که با متغیر­های خاص خود روش­ها و عادات کسب و کار را تغییر داده­اند. در نتیجه آنچه که در گذشته سازمان­ها به دنبال آن بوده­اند امروزه از طریق فناوری اطلاعات قابل دسترسی است. فناوری اطلاعات کارایی، بهره­وری و نیز اثر بخشی سازمان­ها را ارتقا داده و ابزاری است به منظور پاسخگویی به شرایط حاکم بر سازمان­ها در هزاره سوم میلادی. رشد و توسعه فناوری اطلاعات در دهه آخر قرن بیستم تاثیرات چشمگیری بر سازمان­ها و موسسات و نحوه کسب و کار آنها داشته است. قدرتمند شدن رایانه­ها از نظر سرعت پردازشی، گسترش دانش شبکه­ها، توسعه تجهیزات ارتباطات و مخصوصا اینترنت موجب شد تا تبادل، اشتراک و توزیع اطلاعات در سراسر جهان به سرعت انجام شود و در اثر آن شیوه­های کسب و کار سنتی نیز تغییر شکل دهد (صرافی زاده، ۱۳۸۳).

با گسترش فناوری اطلاعات، تمام ابعاد زندگی بشر دچار تحول بنیادین شده، به طوریکه دنیای کنونی را در جریان یک دگردیسی کامل قرار داده است و این روند همچنان ادامه دارد. شاید بتوان گفت که دنیای صنعتی راه چاره­ای غیر از انتخاب این تحول را ندارد و سکون موجب بروز اختلال در روابط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی افراد یک جامعه و حتی در روابط بین الملل خواهد شد. نکته حائز اهمیت آنکه، از یکسو رشد و توسعه فناوری اطلاعات در برخی از جوامع، و عقب­ماندگی سایر جوامع از سوی دیگر، خود موجب بروز اختلال در روابط و افزایش فاصله بین کشورها شده است. بسیاری از تئوری­پردازان و تحلیلگران  “پدیده جهانی شدن”، فناوری اطلاعات را محوری می­دانند که جهانی شدن تا به امروز به حول آن طی طریق کرده و فراگیر شده است.

تکنولوژی­های نوین ارتباطی، ابعاد زمانی و مکانی را در نوردیده و جهان امروزی را به مثابه یک دهکده به پهنای گیتی درآورده­اند. به طوری که گویا بشر کنونی گام در جهانی دیگر نهاده است. طی دو دهه پایانی قرن بیستم، سه نوآوری مهم فکس، تلفن همراه و اینترنت نشان داده است که چگونه گسترش ارتباطات می­تواند در ایجاد بازار تولیدات تأثیر داشته باشد و شیوه­های کار و زندگی مردم را تغییر دهد (شریفی رنانی و دیگران، ۱۳۹۰).

فناوری اطلاعات در عصر تغییرات و تحولات شتابنده محیطی نقش حیاتی در ادامه بقای سازمان­ها دارد. فناوری اطلاعات این امکان را برای مدیران فراهم می­سازد که با پردازش سریع اطلاعات امکان کنترل و هماهنگی ساختارهای پیچیده­تر را داشته باشند. علاوه بر این فناوری اطلاعات موجب می­شود عملکرد سازمان و مدیریت با انسجام و بازخورد سریع صورت پذیرد (اردلان، ۱۳۹۰).

بشر دوره­های مختلفی را پشت سر گذاشته است از دوره کشاورزی گرفته تا دوره صنعتی و گذر از هر دوره به دوره بعدی در اثر تلاش انسان برای رفع محدودیت­های خود بوده است. فناوری اطلاعات که زاده و مولود نوآوری در فناوری­های عصر صنعت می­باشد، نویدبخش رفع محدودیت­های پیش گفته است که در ادامه به چیستی آن پرداخته می­شود (فتحیان و مهدوی نور، ۱۳۸۷).

متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه

متن کامل

پایان نامه ارتباط اهمال کاری و پیشرفت تحصیلی

ایدئولوژی

عامل دیگری که مک‌کله‌لند به آن توجه داشته، تأثیر تغییر ایدئولوژی بر انگیزه‌ی موفقیت است. وی این مسأله را در زمینه‌ی پیدایش مذهب جدید، ایدئولوژی مذهبی بازسازی‌شده، ناسیونالیسم و… مطرح می‌کند. (شریفیان  ،۱۳۸۱)

«باری سوگارمن» جامعه‌شناس بریتانیایی، برخی از جنبه‌های خرده‌فرهنگ‌های طبقه‌ی متوسط و کارگر را، مستقیماً به پیشرفت تحصیلی افتراقی ربط می‌دهد. وی در مورد وجود افتراق در نگرش و دیدگاه بین دو طبقه، تفسیری ارایه می‌دهد و بر آن است که به‌طور عمده، ماهیت مشاغل یدی و غیریدی است که موجب این تفاوت‌ها می‌شود. بسیاری از شغل‌های مربوط به طبقه‌ی متوسط، فرصتی برای پیشرفت مستمر در زمینه‌ی درآمد و مقام به‌همراه دارند. این امر، مشوق برنامه‌ریزی برای آینده می‌شود. به‌عنوان مثال:

صرف وقت، انرژی و پول برای کارآموزی، به ‌منظور برخورداری از موقعیت‌های بالای شغلی، از آن‌جمله است. هم‌چنین، بسیاری از مشاغل مربوط به افراد یقه ‌سفید، درآمد کافی برای سرمایه‌گذاری در آینده فراهم می‌کنند.

در مقایسه، مشاغل طبقه‌ی کارگر، نسبتاً با سرعت به حد نهایی درآمد می‌رسند. در این مشاغل، انتظار برای ترقی کم‌تر است و درآمد کافی برای سرمایه گذاری وجود ندارد. افزون بر این، امنیت شغلی در این‌گونه مشاغل کم است. کارگران ساده، در مقایسه با کارکنان یقه‌سفید، با احتمال بیش‌تری اخراج می‌شوند.

یکی از عواملی که ممکن است به‌عنوان شاخص طبقه‌ی اجتماعی به‌کار برده‌شود، میزان درآمد است؛ زیرا، این شاخص، رابطه‌ی نسبتاً نزدیکی با موقعیت اقتصادی خانواده دارد. به‌عبارت دیگر: نه‌تنها فقر اثر مستقیمی را بر کیفیت زندگی خانواده، سوء تغذیه، بیماری و… دارد؛ بلکه بر روابط خانوادگی و الگوهای فرزندپروری نیز اثر غیرمستقیم دارد . (احمدی،۱۳۷۴؛ ساعی،۱۳۷۷؛ شریفیان، ۱۳۸۱).

دومین عاملی که به‌عنوان شاخص طبقه‌ی اجتماعی به‌کار گرفته‌شده، سطح تحصیلات است. در بسیاری از تحقیقات، از سطح تحصیلات والدین برای نشان‌دادن طبقه‌ی اجتماعی استفاده شده است. در این‌خصوص، بایستی اشاره نمود که مطالعات مختلف در ایران نشان داده است که سواد پدر – به‌طور اخص- بهترین معیار تعیین‌کننده‌ی محیط فرهنگی و اجتماعی خانواده است و می‌تواند به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم بر توانایی‌های ذهنی فرزندان اثر بگذارد.

سومین عاملی که به‌طور گسترده‌ای در تحقیقات اخیر به‌عنوان شاخص طبقه‌ی اجتماعی به‌کار رفته‌است، شغل والدین می‌باشد. اگر چه تعریف طبقه‌ی اجتماعی، به‌عنوان موقعیت شغلی یا به‌عنوان شاخصی از طبقه‌ی اجتماعی ممکن است مورد انتقاد قرار گیرد؛ ولی می‌توان گفت که این شاخص رابطه‌ی نزدیکی با درآمد و منزلت یا موقعیت اجتماعی دارد. به‌هرحال، پیوستگی شغل با درآمد و منزلت اجتماعی – به‌عنوان دو جنبه‌ی اصلی طبقه‌ی اجتماعی- این شاخص را، شاخص مناسب‌تری نسبت به سایر شاخص‌های طبقه‌ی اجتماعی درآورده است(احمدی، ۱۳۷۴؛ خیّر، ۱۳۷۶؛ ساعی، ۱۳۷۷).

در این میان، خانواده شرایطی را فراهم می‌آورد که بتواند در زندگی تحصیلی فرزندان نقش اساسی داشته باشد. تجارب خانوادگی، می‌تواند در عملکرد تحصیلی فرزندان مؤثر باشد و از این‌رو در زندگی بعدی او اثر به‌سزایی دارد. ازجمله‌ی این تجارب، می‌توان به :

از هم گسستگی خانواده، رفتار اقتدارگرایانه، سطح سواد و درآمد والدین اشاره نمود. والدینی که در مواجهه با فرزندان رفتاری خشن و غیردوستانه برمی‌گزینند؛ غالباً به سرزنش و اهانت و تنبیه فرزندان خود تمایل دارند و والدینی که از فرزندان خود مسؤولیت نمی‌خواهند معمولاً نظم و قاعده‌ی خاصی را در تربیت فرزندان خود دنبال نمی‌کنند.

مادران بر روی تحصیل و انتخاب شغل دختران‌شان تأثیری قوی دارند؛ اما، مادرانی که از طبقه‌ی اقتصادی‌اجتماعی پایینی هستند و نسبت به آینده ناامید و از زندگی خود نیز ناراضی و پریشان‌خاطر هستند؛ معمولاً با دختران‌شان در مورد آموزش‌عالی و حرفه‌ی مناسب زیاد صحبت نمی‌کنند؛ در نتیجه، چنین دخترانی حتی وقتی که در دبیرستان معدل خوبی هم دارند، معمولاًٌ به ترک تحصیل خود فکر می‌کنند. (به‌نقل از عارفی، ۱۳۸۳)

متن کامل پایان نامه

پایان نامه ارتباط اضطراب امتحان وپیشرفت تحصیلی

خودکارآمدی

خودکارآمدی در فرهنگ روانشناسی و روانپزشکی به صورت باورهای شخص در مورد توانایی کنار آمدن با موقعیت های متفاوت معرفی شده است(پورافکاری، ۱۳۷۳).

مفهوم خودکارآمدی از نظریه شناختی – اجتماعی[۱] بندورا مشتق شده است که به باورها با قضاوت های فرد نسبت به توانایی های خود در انجام وظایف و مسئولیت ها اشاره دارد، نظریه شناختی اجتماعی مبتنی بر الگوی علی سه جانبه رفتار، محیط و فرد است. این الگو به ارتباط متقابل بین رفتار، اثرات محیطی و عوامل فرد(شناختی، عاطفی و بیولوژیک) که به ادراک فرد برای توصیف کارکردهای شناختی اشاره دارد، تأکید   می کند.

بر اساس این نظریه ، فرد در یک نظام علیّت سه جانبه بر انگیــزش و رفتار خود اثر می گذارد. بندورا(۱۹۷۷) اثرات یک بُعدی محیط بر رفتار را که یکی از مفروضه های مهم روانشناسان رفتارگرا     بوده، رد می کند. انسانها دارای نوعی نظام خود کنترلی و نیروی خود تنظیمی هستند و توسط آن نظام    بر افکار، احساسات و رفتارهای خود کنترل دارند و نقش تعیین کننده ای در سرنوشت خود ایفا می کنند. (عبدالهی، ۱۳۸۵)

یکی از جنبه های مهم کنترل فردی خودکارآمدی است توسط بندورا(۱۹۷۷) مطرح شده است. افراد دارای این ویژگی معتقدند که انجام کارهای مورد نظرشان همراه با موفقیت است(سارافینو، ۲۰۰۲).[۲] افرادی که خودکارآمدی کمی دارند احساس می کنند که در اعمال کنترل بر رویدادهای زندگی درمانده و ناتوان اند، آنها معتقدند هر تلاشی که می کنند بیهوده است. هنگامی که آنان با مانعی روبرو می شوند اگر تلاش اولیه شان در رویارویی با مشکلات بی نتیجه بوده باشد، سریعاً قطع امید می کنند. افرادی که خودکارآمدی پایینی دارند، حتی تلاش نمی کنند که بر مشکلات غلبه کنند، زیرا متقاعد شده اند هر کاری انجام دهند بیهوده است و تغییر در اوضاع ایجاد نمی کنند. خودکارآمدی پایین می تواند انگیزش را نابود کند، آرزوها را کمرنگ نماید و در توانایی شخصی تداخل ایجاد کرده و نهایتاً تأثیر نامطلوبی بر سلامت بگذارد. اما کسانی که خودکارآمدی بالایی دارند بر این باورند که می توانند بطور مؤثر با رویدادها و شرایط برخورد کنند. از آنجائیکه چنین افرادی در مواجهه با مشکلات انتظار موفقیت دارند بر روی تکلیف استقامت نموده و اغلب در سطح بالایی عمل می کنند. این افراد در مقایسه با افراد دارای خودکارآمدی پایین از تردید کمتری نسبت به توانایی خود برخوردارند و اطمینان بیشتری به خود دارند. چنین افرادی مشکلات را چالش می بینند نه تهدید و فعالانه موقعیت های جدید را جستجو می کنند، زیرا خودکارآمدی بالا ترس از شکست را کاهش می دهد، سطح آرزو را بالا می برد و توانایی مسئله گشایی و تفکر تخیلی را بهبود می بخشد. (شولتز،شولتز[۳] ترجمه یحیی سیّد محمدی)

[۱] -Social cognition

[۲] – Sarafino

[۳] – Shultz & Shultz

متن کامل پایان نامه

پایان نامه ارتباط خودکارآمدی،اهمال کاری و اضطراب امتحان بر پیشرفت تحصیلی

تعریف خودکارآمدی [۱]

یکی از بهترین شیوه ها برای بدست آوردن یک تعریف دقیق و منسجم از خودکارآمدی آن است که بگوییم این مفهوم چه فرقی با مفاهیم تا حدی شبیه و نزدیک به آن دارد  . (مادوکس، ۲۰۰۰ به نقل از علی نیا کروئی، ۱۳۸۲)

باورهای خودکارآمدی، پیش بینی ساده درباره رفتار نیست و با «می خواهم انجام» دهم کار ندارد. بلکه با اینکه «می توانم انجام دهم» سر و کار دارد . (علی نیا کروئی، ۱۳۸۲).

عمده ترین و اصلی ترین مکانیسم در کارکردشناختی انسان، باورهای خودکارآمدی است.

باورهای افراد در مورد لیاقت هایشان جهت اعمال کنترل روی حوادث موثر بر زندگی اصطلاحاً باورهای خودکارآمدی نامیده می شوند . (بندورا ،۱۹۹۱)

خودکارآمدی، اسنادهای علی[۲] نیست. اسنادهای علی، تبیینی برای رویدادهای از جمله رفتار و پیامدهایش می باشد  . باورهای خودکارآمدی  ، داوری  فرد درباره قابلیت و   توانایی هایش در انجام کاری  می باشد.

خودکارآمدی، قصدمندی[۳] برای رفتار دستیابی به یک هدف ویژه نمی باشد.

 

 

خودکارآمدی، عزت نفس[۴] نیست. عزت نفس، شامل عقیده فرد و نگرش فرد درباره ارزش خود   می باشد.

خودکارآمدی به معنای انگیزه، کشاننده یا نیاز به مهار نیست. فرد می توانند نیاز قوی به کنترل در یک موقعیت ویژه داشته باشد. در حالیکه باورهای ناکارآمدی درباره همان موقعیت، در وی مسلط باشد.      (علی نیاکروئی،۱۳۸۲).

باورهای خودکارآمد یا انتظارات پیامد[۵] نیست . انتظار پیامد رفتار عبارت است از باور فرد درباره این که رفتار خاص ممکن است منجر به یک پیامد خاص در یک موقعیت خاص گردد . اما باورهای خودکارآمدی عبارت است از باور فرد به اینکه می تواند با یک رفتار خاص پیامدی خاص را منجر شود(علی نیاکروئی،۱۳۸۲)

خودکارآمدی خود-پنداره[۶] نیست. خودکارآمدی داوری فرد در مورد صلاحیت خودش است.

خودکارآمدی رگه شخصیتی نیست. بسیار از مفاهیم مهارگری و صلاحیت مانند عزت نفس، موضع مهارگری، خوش بینی، امیدواری و سخت رویی به عنوان رگه یا شبه رگه در نظر گرفته می شوند. خودکارآمدی به عنوان رگه شخصیتی تعریف و ارزیابی نشده است، بلکه عبارت است از باورهای فرد در مورد توانایی انجام مهارت ها و توانایی ها برای دستیابی به اهداف و پیشرفت طرح ریزی شده در شرایط و موقعیت خاص می باشد (مادوکس،۲۰۰۰).

خودکارآمدی یعنی باورهای شخص درباره قابلیت هایش جهت سازماندهی و اجرای دوره های عمل مورد نیاز برای مدیریت موقعیت هایی که در آینده پیش خواهند آمد.

خودکارآمدی عبارت است از داوری فرد درباره قابلیت هایش برای سازماندهی و اجرای دوره های عمل مورد نیاز در جهت دستیابی وبه ثمر رساندن سطح عملکرد و پیشرفت طراحی شده(پاجارز،۲۰۰۲).

خودکارآمدی به باورهای افراد درباره قابلیت هایشان برای انجام تاثیرات دلخواه به واسطه اعمالشان گفته می شود(بندورا،۱۹۹۷، به نقل از مادوکس،۲۰۰۰).

خودکارآمدی به تصوری کلی، مفهوم گسترده و پایدار از باروهای فرد نسبت به توانایی هایش گفته می شود که شامل عملکرد موثر فرد در دامنه ای از موقعیت های استرس زا می شود(شوارزر،۱۹۹۲).

[۱] –  Simpel Percict  A But Behavior

[۲] – Causal Attributions

[۳] -Intention

[۴] -Self- Esteem

[۵] -Out Comeupectancies

[۶] -Self- Concept

متن کامل پایان نامه