تحقیق – شناسایی عوامل انگیزشی و بررسی سطح رضایت گردشگران خارجی از سفر به استان کرمان- قسمت ۱۶

۰٫۷

۱٫۲

۶٫۲

منبع: سازمان جهانی گردشگری،۲۰۱۰
پس از مرور کلی تعاریف و اهمیت موضوع گردشگری، در این بخش مرحله ی قبل از مسافرت را شرح می دهیم که چگونه گردشگران تصویر ذهنیشان را از مقصد به وسیله ی چند عنصر شکل می دهند .این عناصر ترکیبی از: مسایل مربوط به جمعیت شناختی ،تجربیات گذشته ،انگیزه ها،و منابع اطلاعاتی هستند.
۲-۱۰ شناخت تئوری انگیزش در بازارهای هدف گردشگری
جذب گردشگران در ساختار بازاریابی نوین بر پایه جلب مشارکتهای مردمی و با همکاری بخش های خصوصی، عمومی و دولتی امکان پذیر است.در حقیقت  ارائه محصول نو در بازارهای هدف و جذب مشتریان جدید و قدیمی در یک فرایند سیستمی، نیازمند شناخت انگیزه های روحی و روانی گردشگران است . اینکه چرا مردم به مسافرت میروند ؟ و اینکه چه عواملی موجب ایجاد انگیزه می شود که مردم به مکان مشخصی بروند ؟ دو مقوله متفاوت است . در پرسش نخست ؛ درک روانی مسافر مطرح است در حالیکه در پرسش دوم جنبه های جذابیت و کشش مقصد مورد نظراست .بنابراین با هدف ارضای خواسته ها و نیازهای انگیزشی مسافران و جذب آنان درمحل های خاص باید به دو عامل انگیزشی رانشی[۷] و عامل انگیزشی کششی[۸] توجه نمود(چاک و سولا[۹]،۱۳۸۸).
مسافران و گردشگران با انگیزه ها و علل گوناگونی مسافرت می نمایند . مقاصد گردشگری ـ بازارهای هدف ـ شامل عناصری است که با هم ترکیب می شوندتا گردشگر را به اقامت در یک محل تشویق نمایند. جاذبه های ممتاز ، بناهای موجود ، عرضه خدمات ، شرایط مثبت حاکم بر محیط ، آب وهوا و فرهنگ از جمله عوامل اصلی جذب در مقاصد گردشگری اند، اما در کنار این عوامل توجه به انگیزه های مسافران و فراهم آوردن امکانات ملموس و نا ملموس مورد نیاز ، راحتی سفر ، گستردگی راه ها ، امنیت ، آرامش ، آزادی و بهداشت از جمله شاخص های بازاریابی در بازارهای هدف محسوب می شوند ( لومسدن ،۱۳۹۰).
در بعد فردی نیاز به امنیت روحی و جسمی و خود شکوفایی شخصیتی و روانی و در بعد اجتماعی اعمال سیاست های اجتماعی مطلوب ، جلب مشارکت های مردمی ( در پرتو حرمت گذاشتن به آزادی های فردی و اصالت فرهنگ ها ) ، شناخت ، احترام و فهم یکدیگر از جمله زیر ساخت های پایداری بازار های گردشگری است.
بنابراین به منظور توسعه سیاست های گردشگری و پایداری بازارهای آن باید به پنج محور ذیل توجه داشت :
بهبود و گسترش بازارهای گردشگری و انطباق آن با تقاضای مسافران
تولید محصولات جدید و نو گرایی در نحوه ارائه محصولات با توجه به تقاضای مشتریان
توسعه و سازگاری حمل و نقل و اقامت با خواسته های گردشگران
تدوین قوانین مناسب
توجه به آموزش های حرفه ای در گردشگری منطقه مورد نظر
علاوه بر آن  باید به عناصر تقاضا در بازاریابی نیز توجه کرد ؛ فضا،الگوهای فضایی گردشگری و نوع حیطه های تصمیم گیری از جمله عوامل تعیین کننده تقاضا در بازار است(بونی فیس[۱۰]، ۱۳۸۷).
گرد آوری وتدارک آمارهای دقیق،به هنگام،استراتژیک و تجزیه و تحلیل بازارهای هدف به سیاست گذاران و برنامه ریزان کمک می کند تا همسو با تغییرات انگیزه های مسافران در راستای پایداری گردشگری در منطقه مورد نظر گام بردارند. باتوجه به اینکه مشکل ترین وظیفه بازاریابان پیش بینی ـ کمابیش ـ دقیق و درست تقاضا است ، پیش بینی آینده بازار و میزان رونق آن ـ در سایه تحقیقات ـ کمک می کند مهلت مناسبی برای اجرای برنامه ها فراهم شود. براین اساس باید با توجه به تغییراتی که در انگیزه ها و به دنبال آن در سلیقه های مسافران صورت می گیرد ، به پیش بینی و طراحی بازارهای نو(خلق ـ توزیع ـ تبلیغ ـ ترویج ـ گسترش و قیمت گذاری )‌ پرداخت(پاپلی یزدی و سقایی،۱۳۸۶).
پیش بینی تقاضا ، مدیریت نوینی را در بازاریابی و شناخت بازارهای هدف ـ مبتنی بر انگیزه ها و سلیقه های مشتریان ـ طلب می کند . بنابراین تدوین مدیریت نوین گردشگری در یک تحلیل سیستمی،با توجه به اصول و شاخص های پایداری اجتناب ناپذیراست، تا ضمن شناخت نقاط قوت،از فرصت  های موجود و آینده به منظور رفع نقاط ضعف بهره گیری نموده و تهدیدهای آتی را ( ناپایداری،نابودی فرهنگ ها، تخریب محیط زیست ) در یک برنامه ریزی مدون و استراتژیک به حداقل برساند . بدین منظور شناخت انگیزه های گردشگران در سه مرحله ضروری است :
الف) قبل از ورود به منطقه موردنظر
ب) حین اقامت در آن منطقه
ج) پس از اتمام سفر (لومسدن،۱۳۹۰).
چون گردشگران از دیدگاه روانشناختی و رفتارگرایی اجتماعی نیازمند همدلی و تفاهم مشترک اند، لازم است بدانیم با چه انگیزه و اهدافی(به منطقه موردنظر)  مسافرت کرده اند؟ این منطقه چه مزایایی دارد ؟ برای توسعه منطقه باید از چه الگویی(متناست با خواسته های مشتریان ) استفاده شود ؟ براین اساس باید آمار گردشگران و ویژگی های آنان،انگیزه ها،ترکیب جمعیتی، مدت اقامت،الگوهای مصرف،الگوهای مسافرت(تاریخی ، فرهنگی ، زیست محیطی ، نوگرا) خواسته های مسافران ( روانی،زیربنایی،انسانی و اجتماعی) مورد باز کاوی قرار گیرد. این امر موجب می شود برنامه ریزی های منطقه ای انجام شده در ارتباط با برنامه های ملی و محلی در یک ساختار سیستمی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد(پاپلی یزدی و سقایی،۱۳۸۶).
به طور کلی صاحب نظران، انگیزه های گردشگری را به شکل گسترده ای مورد توجه قرار داده اند و تاکنون طبقه بندی های مختلف و فراوانی از آنها به وجود آمده است. به طور تاریخی، گردشگری در اشکال اولیه، غالباً نتیجه دو انگیزه عمومی مذهب و سلامتی بوده است:
انگیزه های مذهبی:
گفته می شود، خاستگاه گردشگری، به سفرهای زیارتی برمی گردد. سفرهایی که متدیّنین برای زیارت اماکن مذهبی نظیر سانتیاگو دِ کُمپوستلا[۱۱]، کانتربوری[۱۲]،روم[۱۳] و مکه معظمه انجام می دادند.
بنا بر نوشته های اخیر، گردشگری، شکلی جدید و مدرن از سفرهای زیارتی غیر مذهبی است. یک هدف آنها ممکن است پرستش خورشید باشد . هدف دیگر آنها ممکن است کسب تجارب فرهنگی باشد . هنر و دستاوردهای فرهنگی، به همراه یک اشتیاق نیمه مذهبی، هدف دیگری است که از سوی تازه واردان تحصیلکرده و فرهیخته، دنبال شده است .
انگیزه های پزشکی و سلامتی
بسیاری از مهمانسراها و تفریحگاهها در بریتانیا و اروپا از قرن هفدهم میلادی به بعد، در اطراف چشمه های آب معدنی ساحلی یا جزیره ای ایجاد شدند که افراد برای حفظ سلامتی خویش به آنجا می رفتند و از امکانات آنجا استفاده می کردند. در قرن نوزدهم میلادی، گردشگری عموماً به عنوان استفاده از سودمندی های پزشکی طبیعی، مطرح شده است .
آنچه واضح است اینکه عوامل مذهبی و عوامل پزشکی در تعریف تنوع بی حد و حصر گردشگری مدرن، عاجز و ناتوان هستند . گردشگران چشمه های آب معدنی، دیگر برای سلامتی به آنجا نمی روند، بلکه آنها به دنبال فرصتی هستند برای ارضای نیازهای اجتماعی خویش، ایجاد روابط فردی و احساسی، ازدواج و خوشگذرانی ؛ این در حالی است که ممکن است از سلامت کامل برخوردار باشند. در چهل سال گذشته، بسیاری انگیزه های دیگر برای گردشگری، در کنار مذهب و سلامتی، از سوی برنامه ریزان گردشگری و صاحب نظران دانشگاهی، پیشنهاد شده است (زندی،۱۳۹۰).
یک رویکرد کهن به انگیزه های گردشگری به دامازدیر تعلق دارد . وی این انگیزه ها را در قالب موارد زیر بیان می کند :
استراحت و آرامش ، سرگرمی و تفریح ، پیشرفت فردی.
یک مورد دیگر توسط کامیک (۲۰۰۰)، به این مجموعه اضافه شد به معنای گریز از وضعیت موجود و غلبه کردن بر یکنواختی (کامیک[۱۴]،۲۰۰۰ )
مکینتاش نیز چهار گروه اصلی و اساسی از انگیزه ها را معرفی کرده است که مدیون تفکرات مازلو است :

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

شناسایی عوامل انگیزشی و بررسی سطح رضایت گردشگران خارجی از سفر به …

انگیزه های فیزیکی : سلامتی، کاهش فشارهای عصبی، …
انگیزه های فرهنگی : هنر، مذهب، شیوه های زندگی، …
انگیزه های فردی : ملاقات با دوستان و خویشاوندان، …
انگیزه های اعتباری و حیثیتی ( پرستیژی ) : احترام، پیشرفت فردی، به عنوان مثال ؛ کنفرانس تجاری.(زندی،۱۳۹۰).
نیازهای سفر به مثابه تئوری سلسله مراتبی نیازهای مازلو عبارتند از:
نیاز های فیزیکی : این نیازها پاینترین نیاز انسان و شامل نیازهای فیزیولوژیکی نظیر نیازبه غذا، آب، نیازهای جنسی و دیگر نیا زهای اصلی و اولیه است. تا زمانیکه به این نیا زهای ما جواب داده نشود سایر نیازها در افراد ایجاد انگیزه نخواهد کرد و فرد سعی می کند تا از طرق مختلف به این نیاز های فیزیکی پاسخ گوید. به طوریکه طبق نظریه این دو نظریه پرداز افراد در ابتدا به منظور ارضاء این نیاز ها اقدام به سفر می کنند. یعنی گردشگران در ابتدا نیاز دارند تا از زندگی عادی و یکنواخت خود خارج شوند و عواملی از قبیل میل به آسایش و راحتی، نیاز های جنسی، نوشیدن وخوردن، هیجان، در آ نها ایجاد انگیزه خواهد کرد.
نیاز به امنیت و سلامتی: بر طبق نظریه ی مازلو نیاز به امنیت قبل از نیاز های سطح بالاتر در افراد ایجاد انگیزه خواهد کرد و باید سطح قابل قبولی از نیاز به امنیت و سلامتی در فرد ارضاء شده باشد تا سایر نیازهای دیگر در افراد ایجاد انگیز کند. گونزالز و بللو اظهار می کنند که افراد بعد از آنکه نیازهای اولیه خود را به طرق مختلف ارضاء کردند، سعی می کنند از طریق سفر استرس و نگرانی هایشان را پایین بیاورند.
نیاز به ایجاد رابطهنیاز به سفر در این مرحله برای تأمین نیازهای اجتماعی و تعامل با دیگران است و افراد تمایل دارند تا به سف رهای دسته جمعی با دوستان یا خانواده شان بروند.
نیاز به احترام و تعالی شخصیتی: کسب وجه و اعتبار انگیزه اصلی سفر در این مرحله است
که از طریق شرکت در مجامعه بین المللی، نمایشگاه ها و کنفرانس ها صورت می گیرد و با همین اهداف هم اقدام به سفر می کند.
نیاز به خود شکوفایی: بر اساس این نیاز انگیزه سفر ناشی از نیاز کشف حقیقت هستی و کنجکاوی و قوه خلاق بشر است در این مرحله سایر نیاز های افراد به میزان معقول ارضاء شده است و این نیا زها دیگر در فرد ایجاد انگیز نمی کند و فرد در خود نیاز به پیشرفت،شناخت، رشد، را احساس میکند و همین امر در او انگیزه سفر را ایجاد میکند و سفرهای خود را بیشتر با همین هدف دنبال می کند(ابراهیم پور و روشندل،۱۳۹۰).
نظریه پردازان دیگر، فهرست های طولانی تری از انگیزه های گردشگری را ارئه داده اند . هادمن و هاوکینز[۱۵] ده مورد از مهمترین انگیزه ها را برشمرده اند :
۱) سلامتی
۲) اشتیاق و کنجکاوی
۳) ورزش ( فعالیت و مشارکت ورزشی )
۴) ورزش ( تماشای مسابقات ورزشی )
۵) تفریح
۶) ملاقات با دوستان و خویشاوندان
۷) فعالیت های تجاری و حرفه ای
۸) پیوندها و وابستگی های خویشاوندی
۹) خود شکوفایی
۱۰) مذهب(زندی،۱۳۹۰).
شمول [۱۶]، این انگیزه ها را در پنج گروه، طبقه بندی نمود :
آموزشی / فرهنگی
استراحت و آرامش / ماجراجویی / تفریح و سرگرمی
سلامتی / تجدید قوا ( بازآفرینی )
.قومی/ خانوادگی
اجتماعی / رقابتی(رنجبریان و زاهدی،۱۳۸۹).
بروک و هانر[۱۷] ، انگیزه های گردشگری را به شکل زیر تقسیم بندی نموده اند :
انگیزه های فیزیکی : تفریح و استراحت، استفاده از آب و هوا و شرایط خاص اقلیمی، تندرستی و سلامت جسمانی، فعالیت های ورزشی .
انگیزه های احساسی : یاد و حسرت گذشته، زیبایی شناختی، خیال پردازی عاشقانه، واقعیت گریزی، خیالات خارق العاده .
انگیزه های فرهنگی : آداب خورد و خوراک، تماشای مناطق دیدنی، شناخت تاریخ آن محل .
انگیزه های اجتماعی : بی نظیر و منحصر به فرد بودن .
انگیزه های شخصی : ملاقات با دوستان و خویشاوندان .
پیشرفت فردی : یادگیری یک زبان جدید یا مهارت تازه (ابراهیم پور و روشندل،۱۳۹۰).
شاید طولانی ترین فهرست از انگیزه های سفر متعلق به توماس[۱۸] باشد . این فهرست شامل هجده مورد به شرح زیر می باشد :

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.