شناسایی عوامل انگیزشی و بررسی سطح رضایت گردشگران خارجی از سفر به …

انگیزه های فیزیکی : سلامتی، کاهش فشارهای عصبی، …
انگیزه های فرهنگی : هنر، مذهب، شیوه های زندگی، …
انگیزه های فردی : ملاقات با دوستان و خویشاوندان، …
انگیزه های اعتباری و حیثیتی ( پرستیژی ) : احترام، پیشرفت فردی، به عنوان مثال ؛ کنفرانس تجاری.(زندی،۱۳۹۰).
نیازهای سفر به مثابه تئوری سلسله مراتبی نیازهای مازلو عبارتند از:
نیاز های فیزیکی : این نیازها پاینترین نیاز انسان و شامل نیازهای فیزیولوژیکی نظیر نیازبه غذا، آب، نیازهای جنسی و دیگر نیا زهای اصلی و اولیه است. تا زمانیکه به این نیا زهای ما جواب داده نشود سایر نیازها در افراد ایجاد انگیزه نخواهد کرد و فرد سعی می کند تا از طرق مختلف به این نیاز های فیزیکی پاسخ گوید. به طوریکه طبق نظریه این دو نظریه پرداز افراد در ابتدا به منظور ارضاء این نیاز ها اقدام به سفر می کنند. یعنی گردشگران در ابتدا نیاز دارند تا از زندگی عادی و یکنواخت خود خارج شوند و عواملی از قبیل میل به آسایش و راحتی، نیاز های جنسی، نوشیدن وخوردن، هیجان، در آ نها ایجاد انگیزه خواهد کرد.
نیاز به امنیت و سلامتی: بر طبق نظریه ی مازلو نیاز به امنیت قبل از نیاز های سطح بالاتر در افراد ایجاد انگیزه خواهد کرد و باید سطح قابل قبولی از نیاز به امنیت و سلامتی در فرد ارضاء شده باشد تا سایر نیازهای دیگر در افراد ایجاد انگیز کند. گونزالز و بللو اظهار می کنند که افراد بعد از آنکه نیازهای اولیه خود را به طرق مختلف ارضاء کردند، سعی می کنند از طریق سفر استرس و نگرانی هایشان را پایین بیاورند.
نیاز به ایجاد رابطهنیاز به سفر در این مرحله برای تأمین نیازهای اجتماعی و تعامل با دیگران است و افراد تمایل دارند تا به سف رهای دسته جمعی با دوستان یا خانواده شان بروند.
نیاز به احترام و تعالی شخصیتی: کسب وجه و اعتبار انگیزه اصلی سفر در این مرحله است
که از طریق شرکت در مجامعه بین المللی، نمایشگاه ها و کنفرانس ها صورت می گیرد و با همین اهداف هم اقدام به سفر می کند.
نیاز به خود شکوفایی: بر اساس این نیاز انگیزه سفر ناشی از نیاز کشف حقیقت هستی و کنجکاوی و قوه خلاق بشر است در این مرحله سایر نیاز های افراد به میزان معقول ارضاء شده است و این نیا زها دیگر در فرد ایجاد انگیز نمی کند و فرد در خود نیاز به پیشرفت،شناخت، رشد، را احساس میکند و همین امر در او انگیزه سفر را ایجاد میکند و سفرهای خود را بیشتر با همین هدف دنبال می کند(ابراهیم پور و روشندل،۱۳۹۰).
نظریه پردازان دیگر، فهرست های طولانی تری از انگیزه های گردشگری را ارئه داده اند . هادمن و هاوکینز[۱۵] ده مورد از مهمترین انگیزه ها را برشمرده اند :
۱) سلامتی
۲) اشتیاق و کنجکاوی
۳) ورزش ( فعالیت و مشارکت ورزشی )
۴) ورزش ( تماشای مسابقات ورزشی )
۵) تفریح
۶) ملاقات با دوستان و خویشاوندان
۷) فعالیت های تجاری و حرفه ای
۸) پیوندها و وابستگی های خویشاوندی
۹) خود شکوفایی
۱۰) مذهب(زندی،۱۳۹۰).
شمول [۱۶]، این انگیزه ها را در پنج گروه، طبقه بندی نمود :
آموزشی / فرهنگی
استراحت و آرامش / ماجراجویی / تفریح و سرگرمی
سلامتی / تجدید قوا ( بازآفرینی )
.قومی/ خانوادگی
اجتماعی / رقابتی(رنجبریان و زاهدی،۱۳۸۹).
بروک و هانر[۱۷] ، انگیزه های گردشگری را به شکل زیر تقسیم بندی نموده اند :
انگیزه های فیزیکی : تفریح و استراحت، استفاده از آب و هوا و شرایط خاص اقلیمی، تندرستی و سلامت جسمانی، فعالیت های ورزشی .
انگیزه های احساسی : یاد و حسرت گذشته، زیبایی شناختی، خیال پردازی عاشقانه، واقعیت گریزی، خیالات خارق العاده .
انگیزه های فرهنگی : آداب خورد و خوراک، تماشای مناطق دیدنی، شناخت تاریخ آن محل .
انگیزه های اجتماعی : بی نظیر و منحصر به فرد بودن .
انگیزه های شخصی : ملاقات با دوستان و خویشاوندان .
پیشرفت فردی : یادگیری یک زبان جدید یا مهارت تازه (ابراهیم پور و روشندل،۱۳۹۰).
شاید طولانی ترین فهرست از انگیزه های سفر متعلق به توماس[۱۸] باشد . این فهرست شامل هجده مورد به شرح زیر می باشد :

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

تحقیق – شناسایی عوامل انگیزشی و بررسی سطح رضایت گردشگران خارجی از سفر به استان کرمان- قسمت ۱۶

۰٫۷

۱٫۲

۶٫۲

منبع: سازمان جهانی گردشگری،۲۰۱۰
پس از مرور کلی تعاریف و اهمیت موضوع گردشگری، در این بخش مرحله ی قبل از مسافرت را شرح می دهیم که چگونه گردشگران تصویر ذهنیشان را از مقصد به وسیله ی چند عنصر شکل می دهند .این عناصر ترکیبی از: مسایل مربوط به جمعیت شناختی ،تجربیات گذشته ،انگیزه ها،و منابع اطلاعاتی هستند.
۲-۱۰ شناخت تئوری انگیزش در بازارهای هدف گردشگری
جذب گردشگران در ساختار بازاریابی نوین بر پایه جلب مشارکتهای مردمی و با همکاری بخش های خصوصی، عمومی و دولتی امکان پذیر است.در حقیقت  ارائه محصول نو در بازارهای هدف و جذب مشتریان جدید و قدیمی در یک فرایند سیستمی، نیازمند شناخت انگیزه های روحی و روانی گردشگران است . اینکه چرا مردم به مسافرت میروند ؟ و اینکه چه عواملی موجب ایجاد انگیزه می شود که مردم به مکان مشخصی بروند ؟ دو مقوله متفاوت است . در پرسش نخست ؛ درک روانی مسافر مطرح است در حالیکه در پرسش دوم جنبه های جذابیت و کشش مقصد مورد نظراست .بنابراین با هدف ارضای خواسته ها و نیازهای انگیزشی مسافران و جذب آنان درمحل های خاص باید به دو عامل انگیزشی رانشی[۷] و عامل انگیزشی کششی[۸] توجه نمود(چاک و سولا[۹]،۱۳۸۸).
مسافران و گردشگران با انگیزه ها و علل گوناگونی مسافرت می نمایند . مقاصد گردشگری ـ بازارهای هدف ـ شامل عناصری است که با هم ترکیب می شوندتا گردشگر را به اقامت در یک محل تشویق نمایند. جاذبه های ممتاز ، بناهای موجود ، عرضه خدمات ، شرایط مثبت حاکم بر محیط ، آب وهوا و فرهنگ از جمله عوامل اصلی جذب در مقاصد گردشگری اند، اما در کنار این عوامل توجه به انگیزه های مسافران و فراهم آوردن امکانات ملموس و نا ملموس مورد نیاز ، راحتی سفر ، گستردگی راه ها ، امنیت ، آرامش ، آزادی و بهداشت از جمله شاخص های بازاریابی در بازارهای هدف محسوب می شوند ( لومسدن ،۱۳۹۰).
در بعد فردی نیاز به امنیت روحی و جسمی و خود شکوفایی شخصیتی و روانی و در بعد اجتماعی اعمال سیاست های اجتماعی مطلوب ، جلب مشارکت های مردمی ( در پرتو حرمت گذاشتن به آزادی های فردی و اصالت فرهنگ ها ) ، شناخت ، احترام و فهم یکدیگر از جمله زیر ساخت های پایداری بازار های گردشگری است.
بنابراین به منظور توسعه سیاست های گردشگری و پایداری بازارهای آن باید به پنج محور ذیل توجه داشت :
بهبود و گسترش بازارهای گردشگری و انطباق آن با تقاضای مسافران
تولید محصولات جدید و نو گرایی در نحوه ارائه محصولات با توجه به تقاضای مشتریان
توسعه و سازگاری حمل و نقل و اقامت با خواسته های گردشگران
تدوین قوانین مناسب
توجه به آموزش های حرفه ای در گردشگری منطقه مورد نظر
علاوه بر آن  باید به عناصر تقاضا در بازاریابی نیز توجه کرد ؛ فضا،الگوهای فضایی گردشگری و نوع حیطه های تصمیم گیری از جمله عوامل تعیین کننده تقاضا در بازار است(بونی فیس[۱۰]، ۱۳۸۷).
گرد آوری وتدارک آمارهای دقیق،به هنگام،استراتژیک و تجزیه و تحلیل بازارهای هدف به سیاست گذاران و برنامه ریزان کمک می کند تا همسو با تغییرات انگیزه های مسافران در راستای پایداری گردشگری در منطقه مورد نظر گام بردارند. باتوجه به اینکه مشکل ترین وظیفه بازاریابان پیش بینی ـ کمابیش ـ دقیق و درست تقاضا است ، پیش بینی آینده بازار و میزان رونق آن ـ در سایه تحقیقات ـ کمک می کند مهلت مناسبی برای اجرای برنامه ها فراهم شود. براین اساس باید با توجه به تغییراتی که در انگیزه ها و به دنبال آن در سلیقه های مسافران صورت می گیرد ، به پیش بینی و طراحی بازارهای نو(خلق ـ توزیع ـ تبلیغ ـ ترویج ـ گسترش و قیمت گذاری )‌ پرداخت(پاپلی یزدی و سقایی،۱۳۸۶).
پیش بینی تقاضا ، مدیریت نوینی را در بازاریابی و شناخت بازارهای هدف ـ مبتنی بر انگیزه ها و سلیقه های مشتریان ـ طلب می کند . بنابراین تدوین مدیریت نوین گردشگری در یک تحلیل سیستمی،با توجه به اصول و شاخص های پایداری اجتناب ناپذیراست، تا ضمن شناخت نقاط قوت،از فرصت  های موجود و آینده به منظور رفع نقاط ضعف بهره گیری نموده و تهدیدهای آتی را ( ناپایداری،نابودی فرهنگ ها، تخریب محیط زیست ) در یک برنامه ریزی مدون و استراتژیک به حداقل برساند . بدین منظور شناخت انگیزه های گردشگران در سه مرحله ضروری است :
الف) قبل از ورود به منطقه موردنظر
ب) حین اقامت در آن منطقه
ج) پس از اتمام سفر (لومسدن،۱۳۹۰).
چون گردشگران از دیدگاه روانشناختی و رفتارگرایی اجتماعی نیازمند همدلی و تفاهم مشترک اند، لازم است بدانیم با چه انگیزه و اهدافی(به منطقه موردنظر)  مسافرت کرده اند؟ این منطقه چه مزایایی دارد ؟ برای توسعه منطقه باید از چه الگویی(متناست با خواسته های مشتریان ) استفاده شود ؟ براین اساس باید آمار گردشگران و ویژگی های آنان،انگیزه ها،ترکیب جمعیتی، مدت اقامت،الگوهای مصرف،الگوهای مسافرت(تاریخی ، فرهنگی ، زیست محیطی ، نوگرا) خواسته های مسافران ( روانی،زیربنایی،انسانی و اجتماعی) مورد باز کاوی قرار گیرد. این امر موجب می شود برنامه ریزی های منطقه ای انجام شده در ارتباط با برنامه های ملی و محلی در یک ساختار سیستمی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد(پاپلی یزدی و سقایی،۱۳۸۶).
به طور کلی صاحب نظران، انگیزه های گردشگری را به شکل گسترده ای مورد توجه قرار داده اند و تاکنون طبقه بندی های مختلف و فراوانی از آنها به وجود آمده است. به طور تاریخی، گردشگری در اشکال اولیه، غالباً نتیجه دو انگیزه عمومی مذهب و سلامتی بوده است:
انگیزه های مذهبی:
گفته می شود، خاستگاه گردشگری، به سفرهای زیارتی برمی گردد. سفرهایی که متدیّنین برای زیارت اماکن مذهبی نظیر سانتیاگو دِ کُمپوستلا[۱۱]، کانتربوری[۱۲]،روم[۱۳] و مکه معظمه انجام می دادند.
بنا بر نوشته های اخیر، گردشگری، شکلی جدید و مدرن از سفرهای زیارتی غیر مذهبی است. یک هدف آنها ممکن است پرستش خورشید باشد . هدف دیگر آنها ممکن است کسب تجارب فرهنگی باشد . هنر و دستاوردهای فرهنگی، به همراه یک اشتیاق نیمه مذهبی، هدف دیگری است که از سوی تازه واردان تحصیلکرده و فرهیخته، دنبال شده است .
انگیزه های پزشکی و سلامتی
بسیاری از مهمانسراها و تفریحگاهها در بریتانیا و اروپا از قرن هفدهم میلادی به بعد، در اطراف چشمه های آب معدنی ساحلی یا جزیره ای ایجاد شدند که افراد برای حفظ سلامتی خویش به آنجا می رفتند و از امکانات آنجا استفاده می کردند. در قرن نوزدهم میلادی، گردشگری عموماً به عنوان استفاده از سودمندی های پزشکی طبیعی، مطرح شده است .
آنچه واضح است اینکه عوامل مذهبی و عوامل پزشکی در تعریف تنوع بی حد و حصر گردشگری مدرن، عاجز و ناتوان هستند . گردشگران چشمه های آب معدنی، دیگر برای سلامتی به آنجا نمی روند، بلکه آنها به دنبال فرصتی هستند برای ارضای نیازهای اجتماعی خویش، ایجاد روابط فردی و احساسی، ازدواج و خوشگذرانی ؛ این در حالی است که ممکن است از سلامت کامل برخوردار باشند. در چهل سال گذشته، بسیاری انگیزه های دیگر برای گردشگری، در کنار مذهب و سلامتی، از سوی برنامه ریزان گردشگری و صاحب نظران دانشگاهی، پیشنهاد شده است (زندی،۱۳۹۰).
یک رویکرد کهن به انگیزه های گردشگری به دامازدیر تعلق دارد . وی این انگیزه ها را در قالب موارد زیر بیان می کند :
استراحت و آرامش ، سرگرمی و تفریح ، پیشرفت فردی.
یک مورد دیگر توسط کامیک (۲۰۰۰)، به این مجموعه اضافه شد به معنای گریز از وضعیت موجود و غلبه کردن بر یکنواختی (کامیک[۱۴]،۲۰۰۰ )
مکینتاش نیز چهار گروه اصلی و اساسی از انگیزه ها را معرفی کرده است که مدیون تفکرات مازلو است :

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

مقاله دانشگاهی – شناسایی عوامل انگیزشی و بررسی سطح رضایت گردشگران خارجی از سفر به استان …

گردشگری به فعالیت بازدیدکنندگان و گردشگران روزانه نیز، اطلاق می گردد.
در صنعت گردشگری کالا و خدماتی را که از طریق بخش های دولتی و خصوصی ارائه می شوند، نیز بازار خوبی خواهد داشت
گردشگری یک فعالیت کاملاً خنثی نیست و اثرات مثبت و منفی در جامعه بر جای خواهد گذاشت.
هشت اصل یاد شده زیربنای تعریف گردشگری را تشکیل می دهند.
در گردشگری نیز مانند بسیاری از علوم مفهوم توسعه و پایداری مورد توجه قرار گرفته است،توسعه پایدار به معنای امروزی ان از دهه ۱۹۹۰ مورد توجه صاحبان فن گردشگری بوده است.در تعریف ارائه شده توسط سازمان جهانی جهانگردی، گردشگری پایدار را به عنوان مدلی از توسعه اقتصادی تعریف کرده است که طراحی می شود تا کیفیت زندگی مردم جامعه میزبان را بهبود بخشد،تجربه ای ناب برای بازدید کننده به همراه داشته باشد و کیفیت محیط زیست را حفظ کند و اجرای ان هم بستگی به جوامع میزبان و هم بازدیدکنندگان دارد (خانی و کروبی،۱۳۹۰).
در تعریفی دیگر توسعه پایدار گردشگری عبارت است از : استفاده بهینه از منابع طبیعی و فرهنگی کشور در جهت تامین نیازهای کنونی و آینده به نحوی که ضن حفظ یکپارچگی و هویت فرهنگی، سلامت محیط زیست و تعادل اقتصادی،بتوان رفاه و اسایش مردمان کشور و میهمانان آنان را به صورت متعادل و پایدار تامین کرد.اهداف اصلی گردشگری پایدار عبارتند از:
الف)بهبود کیفیت زندگی جامعه میزبان
ب)تامین تجارب کیفی برای گردشگران
ج) حفظ محیط زیست(محمود زاده و دیگران،۱۳۹۰).
توسعه ی پایدار توسعه ای است که در ان توازن و تعادل و حفظ ارز ش ها و کیفیت اخلاقیات و اصول اقتصادی و نیز مزیت های اقتصادی همه به همراه هم دیده شود و کوشش می شود تا توسعه ای متعادل و همه جانبه جایگزین توسعه صرفا اقتصادی گردد.این دیدگاه توسعه گردشگری با استفاده از منابع موجود به گونه ای است که ضمن پاسخ دادن به نیازهای اقتصادی اجتماعی فرهنگی و ضوابط قانونی جامعه و انتظارات گردشگران بتوان وحدت و یکپارچگی هویت فرهنگی سلامت محیط زیست تعادل اقتصادی و رفاه مردم محلی را تامین کرد (امیدی و خراسانی زاده،۱۳۹۰).
اگر در توسعه صنعت گردشگری، ارزش های دیگری به جز ارزش های اقتصادی مد نظر نباشد،مسلما اثرات تخریبی زیادی برجا خواهد گذاشت و پس از مدتی با طبیعتی تحریک شده و جامعه ای که ارزش های انسانی و فرهنگی آن به سستی گراییده است مواجه خواهیم شد.بنابر این گردشگری را باید توسعه داد اما نه به هر قیمت، بلکه ان چه که باید مورد توجه قرار بگیرد، توسعه متوازن و پایدار گردشگری است (رفیعی و نوری زاده ،۱۳۹۰).
۲-۶ نظام گردشگری
بسیاری از کارشناسان معتقدند که تحلیل صنعت گردشگری به عنوان یک نظام ( مجموعه ای از اجزای مرتبط که تشکیل یک پیکره منسجم را می دهند) اهمیت دارد نه یک صنعت یا بازار.
این دیدگاه در بررسی و تحلیل سودمند به نظر می آید. اما نکته قابل طرح دیگری نیز وجود دارد.ارتباط میان بخشهای تولید در برخی نقاط اشتراک دارد.شرکت های مسافرتی و گردشگری، دست اندرکاران حمل و نقل ، مسئول امکانات و خدمات سکونتی هستند و گروه های بزرگ دیگری خدمات تفریحی را ارائه می دهند و به امور رستوران ها می پردازند.بنابراین از دیدگاه تولیدکنندگان باید بخش های مختلفی را در روند اقتصادی صنعت گردشگری موثر دانست (لومسدن،۱۳۹۰).
در بین فعالیت های اقتصادی،گردشگری بیشتر به وسیله تنوع در شرایط و ضوابط سازمانی،مالکیتی و عملیاتی مشخص می شود. در واقع بسیاری از مفسران ،اعتبار و درستی استفاده از یک واژه فراگیر به نام صنعت را مورد سوال قرار می دهند.زیرا گردشگری ویژگی های یک بخش که شامل دامنه گسترده ای از عملیات در حوزه های عمومی ،خصوصی و داوطلبانه می شود،را دربر می گیرد. این ناهمگنی یکی از ویژگی های مشخص این بخش است و بر تمام جنبه های عملیات،بازاریابی،تامین مالی و در واقع توسعه منابع انسانی تاثیر می گذارد.فرهنگ گردشگری اشتراکی نیست و هر زیر بخشی تمایل دارد که به روشی مستقل و به صورتی خود مختارانه فکر و عمل کند.به طوری که تصویر بزرگ مدیریت گردشگری، هم از نظر بازاریابی و هم از نظر کیفیت با یکدیگر در چالش اندو در واقع پر از تناقض می باشند.زیرا مسلما مدیریت گردشگری، بخشی نیست که در ان زیر بخش ها همیشه به طور اثر بخش نسبت به هم عمل کنند و فعالیتشان را به طور هماهنگ با یکدیگر تنظیم کند (مهرابادی و دیگران،۱۳۹۰).
باید گفت مطالعات و پژوهش های گردشگری با توجه به ماهیت و محتوای آن که با علوم مختلف( از جمله؛ جغرافیا،علوم اجتماعی،تاریخ،حقوق، اکولوژی، روانشناسی،مدیریت بازرگانی،انسان شناسی، بازاریابی، کشاورزی ، علوم سیاسی، اقتصاد ونظیر اینها )مرتبط می باشد ، از عوامل و بخش های مرتبط گوناگون و پیچیده ای تشکیل شده که گاهی به نظر می آید بعضی از بخش ها ویا هر ترتیبی را در این خصوص نادیده گرفته می شود . به عبارتی دیگر هر بخش و عامل داخلی (ساختار درونی سیستم)، مانند: صاحبان توسعه اقامتگاه های مسافران ( هتل ها،متل ها ، هتل آپارتمان ها،مهمانپذیرها،خانه ها،ویلاهای اجاره ای،کمپ ها،محل خواب، واحدهای پذیرایی ونظیر اینها) مؤسسات و آژانس های مسافربری ، تأسیسات گردشگری و ونظیر اینهاکه از نگاه خودش به گردشگری نزدیکتر است. اگرچه وجود این عوامل در فرایند گردشگری ضروری و از جمله بخش های آن را تشکیل می دهند ، اما تأثیر عوامل خارجی(عوامل محیطی ـ بیرونی سیستم) و دیگر بخش ها نیز بر سیستم عملکردی گردشگری نیز حائز اهمیت می باشد و اختلال در هر یک از این بخش ها و عناصر اثرات سوء آن در کل سیستم آشکار می سازد(رئوفی و دیگران،۱۳۹۰).
از نظر سیستم گردشگری یک سازمان می باید با اطلاعات ، تبلیغات ونظیر اینها را در رابطه مشترک میان اجزاء مختلف گردشگری حفظ ، کنترل و هدایت کند و زمانی ما در عرصه رقابت جهانی می توانیم موفق باشیم که این روابط مکمل همدیگر و بخشهای مختلف گردشگری پویا و فعال و از استاندارد لازم برخوردار و در راستای کلیت گردشگری قرار گرفته باشند . به عبارت دیگر گردشگری مشتمل بخش های متعدد و پیچیده ای همانند مراکز اقامتی ، جاذبه ها ، حمل نقل ، تأسیسات زیر بنایی ، عناصر سازمانی ، بازارهای داخلی و بین المللی می باشد که در ارتباط متقابل با همدیگر کارایی و عملکرد خود را بدست می آورد ، در واقع گردشگری تنها از هتل ها و خطوط هوایی و دیگر بخش ها به صورت مجزا تشکیل نشده است. بلکه کلیت و سیستمی از اجزای مختلف عهده دار اصلی حرکت و پیشرفت گردشگری عرضه و تقاضا است . درون این شاخه های کلی جزئیات و عناصری است که هم برنامه ریزان و هم مدیران باید برای کسب موفقیت آنها تلاش کنند(شیرمحمدی،۱۳۹۰).
یکی از ضرورت های مدیریت موثر در صنعت گردشگری، رویکردی نظام گرا به فعالیت گردشگری است. . نظام را می توان مجموعه ای از عناصر دانست که به هم پیوسته،متکی به هم و تاثیر گذار به یکدیگر هستند و با هم یک ساختار واحد را تشکیل می دهند. مدیرانی در صنعت گردشگری موفق خواهند بود که گردشگری را به صورت مجموعه ای از اجزاء مرتبط و متعامل در نظر بگیرند (رفیعی و نوری زاده ،۱۳۹۰).
سه عنصر اصلی را در سیستم گردشگری به شرح زیر می باشند:
۱-گردشگران . گردشگر در این سیستم گردشگری یک فاعل است.
۲– عوامل جغرافیایی(یا فضای جغرافیایی). شامل:
الف ـ منطقه تولید کننده مسافر(فشار برای برانگیختن سفر)
ب ـ منطقه مقصد گردشگر ( علت وجودی برای گردشگری )
ج ـ منطقه حمل و نقل ( مکان های میانی برای رسیدن به مقصد )
۳- فعالیت(یا کنش) گردشگری. می توانیم به عنوان دامنه تجارت ها و سازمان های درگیر در توزیع محصول گردشگری در نظر بگیریم. هر یک ازعناصرو عوامل سیستم گردشگری نه تنها برای توزیع محصول گردشگری بلکه برای شرایط معاملاتی و آثار گردشگری و البته زمینه های متفاوتی که گردشگری اتفاق می افتد ، با یکدیگر در تقابلند (پاپلی وسقایی،۱۳۸۶).
۲-۷ پنج اصل بازاریابی خدمات و تاثیر آن بر بازاریابی گردشگری
در طبقه بندی ها معمولاً گردشگری را بخشی از خدمات اقتصادی در نظر می گیرند. به عبارتی دیگر، جهانگردی مقوله ای است در کنار خدمات حرفه ای، تجاری، خرده فروشی و مالی.طی دو دهه گذشته تحقیقات بسیاری در مورد بازاریابی خدمات انجام شده است.
آغازگران این پژوهش ها افراد با نفوذی چون بیتسون[۳](۱۹۷۷)، گرون روز[۴](۱۹۷۸) و شوستک[۵](۱۹۷۷) بوده اند.
اکثر این نویسندگان به پنج اصل مهم که وجه تمایز میان بازاریابی خدمات و بازاریابی صنعتی یا فروش سریع کالای مصرفی هستند، اشاره نموده اند.این پنج اصل عبارت اند از: ۱٫ غیر ملموس بودن ۲٫ ناپایدار بودن ۳٫ ناهمگون بودن ۴٫ تفکیک ناپذیری ۵٫ غیرتملکی بودن خدمات
جدول زیر این پنج اصل و تاثیر آن بر بازاریابی در گردشگری را شرح می دهد(لومسدن،۱۳۹۰)
نگاره شماره ۱ :جدول اصول خدمات و تاثیر آن بر بازاریابی گردشگری
منبع : لومسدن،۱۳۹۰
۲-۸ معرفی بازارهای گردشگری بین‌المللی در مقصدهای مختلف جهان
شش منطقه‌ی گردشگری که توسط سازمان جهانی گردشگری تقسیم شده‌اند عبارتند از:
– اروپا
– کشورهای آمریکایی

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

شناسایی عوامل انگیزشی و بررسی سطح رضایت گردشگران خارجی از سفر به استان کرمان- قسمت ۹

گردشگری به فعالیت بازدیدکنندگان و گردشگران روزانه نیز، اطلاق می گردد.
در صنعت گردشگری کالا و خدماتی را که از طریق بخش های دولتی و خصوصی ارائه می شوند، نیز بازار خوبی خواهد داشت
گردشگری یک فعالیت کاملاً خنثی نیست و اثرات مثبت و منفی در جامعه بر جای خواهد گذاشت.
هشت اصل یاد شده زیربنای تعریف گردشگری را تشکیل می دهند.
در گردشگری نیز مانند بسیاری از علوم مفهوم توسعه و پایداری مورد توجه قرار گرفته است،توسعه پایدار به معنای امروزی ان از دهه ۱۹۹۰ مورد توجه صاحبان فن گردشگری بوده است.در تعریف ارائه شده توسط سازمان جهانی جهانگردی، گردشگری پایدار را به عنوان مدلی از توسعه اقتصادی تعریف کرده است که طراحی می شود تا کیفیت زندگی مردم جامعه میزبان را بهبود بخشد،تجربه ای ناب برای بازدید کننده به همراه داشته باشد و کیفیت محیط زیست را حفظ کند و اجرای ان هم بستگی به جوامع میزبان و هم بازدیدکنندگان دارد (خانی و کروبی،۱۳۹۰).
در تعریفی دیگر توسعه پایدار گردشگری عبارت است از : استفاده بهینه از منابع طبیعی و فرهنگی کشور در جهت تامین نیازهای کنونی و آینده به نحوی که ضن حفظ یکپارچگی و هویت فرهنگی، سلامت محیط زیست و تعادل اقتصادی،بتوان رفاه و اسایش مردمان کشور و میهمانان آنان را به صورت متعادل و پایدار تامین کرد.اهداف اصلی گردشگری پایدار عبارتند از:
الف)بهبود کیفیت زندگی جامعه میزبان
ب)تامین تجارب کیفی برای گردشگران
ج) حفظ محیط زیست(محمود زاده و دیگران،۱۳۹۰).
توسعه ی پایدار توسعه ای است که در ان توازن و تعادل و حفظ ارز ش ها و کیفیت اخلاقیات و اصول اقتصادی و نیز مزیت های اقتصادی همه به همراه هم دیده شود و کوشش می شود تا توسعه ای متعادل و همه جانبه جایگزین توسعه صرفا اقتصادی گردد.این دیدگاه توسعه گردشگری با استفاده از منابع موجود به گونه ای است که ضمن پاسخ دادن به نیازهای اقتصادی اجتماعی فرهنگی و ضوابط قانونی جامعه و انتظارات گردشگران بتوان وحدت و یکپارچگی هویت فرهنگی سلامت محیط زیست تعادل اقتصادی و رفاه مردم محلی را تامین کرد (امیدی و خراسانی زاده،۱۳۹۰).
اگر در توسعه صنعت گردشگری، ارزش های دیگری به جز ارزش های اقتصادی مد نظر نباشد،مسلما اثرات تخریبی زیادی برجا خواهد گذاشت و پس از مدتی با طبیعتی تحریک شده و جامعه ای که ارزش های انسانی و فرهنگی آن به سستی گراییده است مواجه خواهیم شد.بنابر این گردشگری را باید توسعه داد اما نه به هر قیمت، بلکه ان چه که باید مورد توجه قرار بگیرد، توسعه متوازن و پایدار گردشگری است (رفیعی و نوری زاده ،۱۳۹۰).
۲-۶ نظام گردشگری
بسیاری از کارشناسان معتقدند که تحلیل صنعت گردشگری به عنوان یک نظام ( مجموعه ای از اجزای مرتبط که تشکیل یک پیکره منسجم را می دهند) اهمیت دارد نه یک صنعت یا بازار.
این دیدگاه در بررسی و تحلیل سودمند به نظر می آید. اما نکته قابل طرح دیگری نیز وجود دارد.ارتباط میان بخشهای تولید در برخی نقاط اشتراک دارد.شرکت های مسافرتی و گردشگری، دست اندرکاران حمل و نقل ، مسئول امکانات و خدمات سکونتی هستند و گروه های بزرگ دیگری خدمات تفریحی را ارائه می دهند و به امور رستوران ها می پردازند.بنابراین از دیدگاه تولیدکنندگان باید بخش های مختلفی را در روند اقتصادی صنعت گردشگری موثر دانست (لومسدن،۱۳۹۰).
در بین فعالیت های اقتصادی،گردشگری بیشتر به وسیله تنوع در شرایط و ضوابط سازمانی،مالکیتی و عملیاتی مشخص می شود. در واقع بسیاری از مفسران ،اعتبار و درستی استفاده از یک واژه فراگیر به نام صنعت را مورد سوال قرار می دهند.زیرا گردشگری ویژگی های یک بخش که شامل دامنه گسترده ای از عملیات در حوزه های عمومی ،خصوصی و داوطلبانه می شود،را دربر می گیرد. این ناهمگنی یکی از ویژگی های مشخص این بخش است و بر تمام جنبه های عملیات،بازاریابی،تامین مالی و در واقع توسعه منابع انسانی تاثیر می گذارد.فرهنگ گردشگری اشتراکی نیست و هر زیر بخشی تمایل دارد که به روشی مستقل و به صورتی خود مختارانه فکر و عمل کند.به طوری که تصویر بزرگ مدیریت گردشگری، هم از نظر بازاریابی و هم از نظر کیفیت با یکدیگر در چالش اندو در واقع پر از تناقض می باشند.زیرا مسلما مدیریت گردشگری، بخشی نیست که در ان زیر بخش ها همیشه به طور اثر بخش نسبت به هم عمل کنند و فعالیتشان را به طور هماهنگ با یکدیگر تنظیم کند (مهرابادی و دیگران،۱۳۹۰).
باید گفت مطالعات و پژوهش های گردشگری با توجه به ماهیت و محتوای آن که با علوم مختلف( از جمله؛ جغرافیا،علوم اجتماعی،تاریخ،حقوق، اکولوژی، روانشناسی،مدیریت بازرگانی،انسان شناسی، بازاریابی، کشاورزی ، علوم سیاسی، اقتصاد ونظیر اینها )مرتبط می باشد ، از عوامل و بخش های مرتبط گوناگون و پیچیده ای تشکیل شده که گاهی به نظر می آید بعضی از بخش ها ویا هر ترتیبی را در این خصوص نادیده گرفته می شود . به عبارتی دیگر هر بخش و عامل داخلی (ساختار درونی سیستم)، مانند: صاحبان توسعه اقامتگاه های مسافران ( هتل ها،متل ها ، هتل آپارتمان ها،مهمانپذیرها،خانه ها،ویلاهای اجاره ای،کمپ ها،محل خواب، واحدهای پذیرایی ونظیر اینها) مؤسسات و آژانس های مسافربری ، تأسیسات گردشگری و ونظیر اینهاکه از نگاه خودش به گردشگری نزدیکتر است. اگرچه وجود این عوامل در فرایند گردشگری ضروری و از جمله بخش های آن را تشکیل می دهند ، اما تأثیر عوامل خارجی(عوامل محیطی ـ بیرونی سیستم) و دیگر بخش ها نیز بر سیستم عملکردی گردشگری نیز حائز اهمیت می باشد و اختلال در هر یک از این بخش ها و عناصر اثرات سوء آن در کل سیستم آشکار می سازد(رئوفی و دیگران،۱۳۹۰).
از نظر سیستم گردشگری یک سازمان می باید با اطلاعات ، تبلیغات ونظیر اینها را در رابطه مشترک میان اجزاء مختلف گردشگری حفظ ، کنترل و هدایت کند و زمانی ما در عرصه رقابت جهانی می توانیم موفق باشیم که این روابط مکمل همدیگر و بخشهای مختلف گردشگری پویا و فعال و از استاندارد لازم برخوردار و در راستای کلیت گردشگری قرار گرفته باشند . به عبارت دیگر گردشگری مشتمل بخش های متعدد و پیچیده ای همانند مراکز اقامتی ، جاذبه ها ، حمل نقل ، تأسیسات زیر بنایی ، عناصر سازمانی ، بازارهای داخلی و بین المللی می باشد که در ارتباط متقابل با همدیگر کارایی و عملکرد خود را بدست می آورد ، در واقع گردشگری تنها از هتل ها و خطوط هوایی و دیگر بخش ها به صورت مجزا تشکیل نشده است. بلکه کلیت و سیستمی از اجزای مختلف عهده دار اصلی حرکت و پیشرفت گردشگری عرضه و تقاضا است . درون این شاخه های کلی جزئیات و عناصری است که هم برنامه ریزان و هم مدیران باید برای کسب موفقیت آنها تلاش کنند(شیرمحمدی،۱۳۹۰).
یکی از ضرورت های مدیریت موثر در صنعت گردشگری، رویکردی نظام گرا به فعالیت گردشگری است. . نظام را می توان مجموعه ای از عناصر دانست که به هم پیوسته،متکی به هم و تاثیر گذار به یکدیگر هستند و با هم یک ساختار واحد را تشکیل می دهند. مدیرانی در صنعت گردشگری موفق خواهند بود که گردشگری را به صورت مجموعه ای از اجزاء مرتبط و متعامل در نظر بگیرند (رفیعی و نوری زاده ،۱۳۹۰).
سه عنصر اصلی را در سیستم گردشگری به شرح زیر می باشند:
۱-گردشگران . گردشگر در این سیستم گردشگری یک فاعل است.
۲– عوامل جغرافیایی(یا فضای جغرافیایی). شامل:
الف ـ منطقه تولید کننده مسافر(فشار برای برانگیختن سفر)
ب ـ منطقه مقصد گردشگر ( علت وجودی برای گردشگری )
ج ـ منطقه حمل و نقل ( مکان های میانی برای رسیدن به مقصد )
۳- فعالیت(یا کنش) گردشگری. می توانیم به عنوان دامنه تجارت ها و سازمان های درگیر در توزیع محصول گردشگری در نظر بگیریم. هر یک ازعناصرو عوامل سیستم گردشگری نه تنها برای توزیع محصول گردشگری بلکه برای شرایط معاملاتی و آثار گردشگری و البته زمینه های متفاوتی که گردشگری اتفاق می افتد ، با یکدیگر در تقابلند (پاپلی وسقایی،۱۳۸۶).
۲-۷ پنج اصل بازاریابی خدمات و تاثیر آن بر بازاریابی گردشگری
در طبقه بندی ها معمولاً گردشگری را بخشی از خدمات اقتصادی در نظر می گیرند. به عبارتی دیگر، جهانگردی مقوله ای است در کنار خدمات حرفه ای، تجاری، خرده فروشی و مالی.طی دو دهه گذشته تحقیقات بسیاری در مورد بازاریابی خدمات انجام شده است.
آغازگران این پژوهش ها افراد با نفوذی چون بیتسون[۳](۱۹۷۷)، گرون روز[۴](۱۹۷۸) و شوستک[۵](۱۹۷۷) بوده اند.
اکثر این نویسندگان به پنج اصل مهم که وجه تمایز میان بازاریابی خدمات و بازاریابی صنعتی یا فروش سریع کالای مصرفی هستند، اشاره نموده اند.این پنج اصل عبارت اند از: ۱٫ غیر ملموس بودن ۲٫ ناپایدار بودن ۳٫ ناهمگون بودن ۴٫ تفکیک ناپذیری ۵٫ غیرتملکی بودن خدمات
جدول زیر این پنج اصل و تاثیر آن بر بازاریابی در گردشگری را شرح می دهد(لومسدن،۱۳۹۰)
نگاره شماره ۱ :جدول اصول خدمات و تاثیر آن بر بازاریابی گردشگری
منبع : لومسدن،۱۳۹۰
۲-۸ معرفی بازارهای گردشگری بین‌المللی در مقصدهای مختلف جهان
شش منطقه‌ی گردشگری که توسط سازمان جهانی گردشگری تقسیم شده‌اند عبارتند از:
– اروپا
– کشورهای آمریکایی

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.