دسترسی به منابع مقالات : کشف فرآیند بازگشت بیماران سوختگی به جامعه و ارائه یک مدل- قسمت ۳۸

مقوله ماتریکس خود از طبقات الف) خودشخصی، ب) خودبینفردی، ج) خودبیرونی و د) آسیب سوختگی تشکیل گردید(جدول۱-۴)
ماتریکسخود/ خودشخصی
یافتههای حاصل از این پژوهش نشان داد، ویژگیهایی نظیر بافت ذهنی: اعتقادات، باورها و نگرش؛ بافت عاطفی: آرزوها، تمایلات و احساسات و انگیزهها؛ مشخصاتدموگرافیک، شخصیت و پنداشت از خود طبقهی خودشخصی را شکل میدادند که بر زندگی پس ازسوختگی تأثیرگذار بود.
یادآور: عقاید، احساسات و اهداف قبل از سوختگی
شخصیت فرد، شرایط احساسی و عاطفی، شکستهای زندگی، تضادهای بین خیال و واقعیت و یا داشتن تمایلات فردی و مصّر بودن به دستیابی آنها در دوران قبل از سوختگی روی بازگشت بعدی فرد به جامعه تأثیر گذار است با این وجود داشتن هدف در زندگی به فرد کمک میکند که علی رغم سختی درمانهای سوختگی، برای رسیدن به اهداف از تلاش دست بر ندارد.
«یک دختر ۱۹ ساله که آرزو داره درس بخونه وکنکور قبول بشه مجبوره که ازدواج کنه..تازه قبل از ازدواج چی فکر می کردم ! چی شد!…این ازدواج باعث سوختنم شد. توی همون مدت سه ماه زیر بیهوشی عمومی و عمل های جراحی پشت سر هم که حتی دکتر هم می ترسید عمل های آخر رو انجام بده من درس خوندم. فکر کنید عمل آخر رو اینجا روی این انگشتانم انجام دادم که قرار بود جواب کنکور رو بدهند..یعنی من به اون حالت درسم رو خوندم. دستهام از ناحیه آرنجهام به هم چسبیده بود، ناحیه گردن من کاملا چسبندگی داشت. از لحاظ تحرک خیلی خیلی ناجور بودم. اون سال قبول نشدم ولی سال بعد فقط نشستم خوندم تا قبول شدم(ش۱)».
یادآور: ارتباط شخصیت و اعتماد به خود با پیش بینی موفقیت و تسلیم نشدن
اطمینان، باور و اعتماد به تواناییهای شخصی، زمینه لازم برای پیدا کردن راه حل برای بازگشت به اجتماع و رسیدن به اهداف قبل از سوختگی را فراهم میسازد.
«من مطمئن بودم که می تونم برگردم به اجتماع … از همون اول که این اتفاق برام افتاد فکر می کردم که چکار کنم ؟ کدام کلاس رو برم که …از همون اول همیشه یک جورایی اعتماد به نفس داشتم ..فکر می کردم می تونم گلیم خودم رو از آب بکشم بیرون.. این جوری هم شد، خدا رو شکر(ش۱)».
یادآور: پنداشت مثبت از خود
پنداشت مطلوبازخود و تمرکز بر ویژگیهای مثبت دیگری غیر از زیبایی منجر به برخورد منطقیتر با بدشکلیها و اسکارهای سوختگی میشود.
« خوب من می دونم که داشتن اخلاق خوب، مهربون بودن و چیزهای دیگه خودش خیلی مهمه…برای همین من الان دوستان زیادی دارم…خیلی ها خیلی خوشگلند ولی ممکنه تو اصلا از اونها خوشت نیاد. همه چیزه انسان که زیبایی ظاهری اون نیست(ش۷)».
ماتریکسخود/ خودبینفردی
این طبقه از دو زیر طبقه تعاملات و هوشیاری تشکیل شده است. واکنش دیگران، طرز صحبت و نگاه کردن یا اشارات خاص و توانایی و چگونگی برقراری ارتباط از ویژگیهای تعاملات بود.
ماتریکسخود/ خودبینفردی/ تعاملات
یادآور: واکنشهای بین فردی و انرژی ورودی به ذهن
نوع رفتاری که دیگران اعم از پرسنل، دوستان و خانواده در طیف متفاوت مطلوب تا نامطلوب با بیمار از خود نشان میدهند دامنهای از انرژی ذهنی مثبت یا منفی برای فرد فراهم میکند که در شیوهی مواجه وی با شرایط دشوار پس از سوختگی تأثیر گذار است.
«توی بیمارستان الف یک پرستاری داشت، آنقدر مهربون بود. همیشه با حرف هاش به من انرژی می داد که بلند شم و راه برم… یک دکتر جراحی که بعدها برای باز کردن دستهام پیشش رفتم آنقدر برای من وقت گذاشت و با من صخبت کرد که انگار یک مشاور روانی است. خیلی من رو به زندگی امیدوار کرد(ش۱)».
یادآور: ارتباطات و عدم احساس تنهایی
وجود شبکه ارتباطی قوی ونحوه ارتباطات خیلی خوب با خانواده و دوستان مانع احساس انزوا در فرد میشود حتی اگر فرد ذاتا درونگرا بوده و زیاد اهل معاشرت نباشد یا اینکه دوستان زیادی نداشته باشد.
«با وجودی که من از همون اول هم یعنی قبل از سوختگی هم یک آدمی بودم اروم که خیلی توی خودم بودم…بعد از سوختگی هم چون دور و برم پر بود… ارتباطم با بقیه خیلی خوب بود..اصلا احساس انزوا نمی کردم(ش۱)».
یادآور: ارتباطات زناشویی
صرف نظر از گروهی که به دنبال اختلافات و مشکلات زناشویی گرفتار حادثه سوختگی شده بودند. حتی برای آن دسته از افرادی که قبل از سوختگی از ارتباطات مناسب زناشویی بهرهمند بود بازگشت به شرایط قبل بسیار دشوار است. برای افراد مجرد نیز قبول این واقعیت که «شرایط جدید بعد از سوختگی ممکن است برای ازدواج مطلوب نباشد»، فکر کردن به داشتن یک رابطهی زناشویی همیشه با تردید همراه است.
«می دیدم که وقتی به دخترها نگاه میکنم یکجوری فرار میکنند برای همین فهمیدم که دیگه امیدی نیست (ش۵)».
ماتریکسخود/ خودبینفردی/ هوشیاری
این زیر طبقه با ویژگیهایی چون آگاهی، دریافتهای حسی، تمرکز بردرون، خیالبافی و رویا و تفکر مشخص گردید.
یادآور: هوشیاری، قابلیتی پیچیده و مؤثر
هوشیاری که به مفهوم آگاهی فرد از خود و پیرامونش میباشد، پیامد فرآیندهای پیچیده ذهنی است که از طریق مکانیسمهای حسی-ادراکی در شرایط فعال و غیر فعال ذهنی نظیر بیداری یا حتی خواب صورت میگیرد. هوشیاری قابلیتی است که تحت تأثیر هر سه عامل فردی، بینفردی و بیرونی شکل گرفته و تحت تأثیر همین عوامل میتواند در طیفی از زمینه سازی برای ایجاد سوختگی تا هدایت فرد برای درک چگونگی گذر از حادثه سوختگی به سوی یک زندگی معمولی و یا انتخاب راهبردها برای داشتن یک زندگی معنیدار، وی را همراهی کند.
بر اساس یافتهها مواردی از سوختگیها به علت ناآگاهی رخ داده بود. مثلاً بیاطلاعی از احتمال برق گرفتگی و سوختگی در شرایط پرخطر کاری مثل کارکردن با میل گرد در مورد کارگران ساختمان(ش۴) و یا بیمار دیابتی که در مورد کاهش حس اندام تحتانی خود بی اطلاع بود و با تماس طولانی مدت با یک منبع حرارتی دچار سوختگی شده بود(ش۳). کسب هوشیاری نسبت به خطرات احتمالی عوارض به جا مانده و پیگیری درمانهای جراحی و ترمیمی با پیشنهاد دیگران نمونهی دیگری از تأثیر هوشیاری بر روند بازگشت مبتلایان به زندگی عادی بود(ش۷).
ماتریکسخود/ خود بیرونی
این طبقه شامل دو زیر طبقهی عوامل تأثیرگذار محیطی و مراحل گذر بود.
ماتریکسخود/ خود بیرونی/ عوامل تأثیرگذار محیطی
ویژگیهایی مثل عوامل فرهنگی، ساختارهای اجتماعی/ مسائل اجتماعی، حمایتکنندهها وعوامل موقعیتی مربوط به این زیر طبقه بودند. این ویژگیها نهتنها عامل یکپارچه ساز خود در قبل از حادثه محسوب میشدند، بلکه بر چگونگی زندگی بعد از سوختگی نیز تأثیرگذار بودند.
یادآور: معرفی خود در بافت فرهنگی؛ قبل از سوختگی
داستان مشارکتکنندگان در این پژوهش با پاسخ به این سوال محقق «در موردخودتان بگویید؛ اینکه چطور سوختید، بعد از آن چه اتفاقاتی برای شما رخ داد و چطور به زندگی معمول بازگشتید و یا به اینجایی که هستید رسیدید؟» آغاز گردید. بسیاری از آنها مستقیماً در مورد چگونگی حادثه صحبت کردند. بعضی ابتدا تاریخچهای از شرایط خانوادگی و موقعیت اجتماعی خود گفتند و تعدادی از آنها با مقدمهای از زندگی زناشویی و یا مشکلاتی که مسبب اصلی این حادثه بود، سخن خود را آغاز کردند. هرچه که در مصاحبه ها عمیق می شدم و یا مصاحبههای دیگری انجام میدادم متوجه شدم که سوختگی رویدادی است که اگرچه در اغلب موارد به صورت اتفاقی رخ میدهد اما در موارد عمدی حتما با یک نقشه یا حداقل یک ذهیتی از پیش موجود، ایجاد شده است، که در بیشتر آنها رد پایی از یک مشکل روانی مثل سوءظن یا یک مشکل رفتاری نظیر اختلاف، عموما خانوادگی، دیده میشود. این نشان میدهد که مسائل فرهنگی در محیطی که این تحقیق در ان انجام گرفت میتواند به عنوان یکی از شرایط زمینهای ایجاد آسیب سوختگی مطرح باشد.
در خصوص حوادث عمدی بعضی از مشارکتکنندگان به پدیده ازدواج زودهنگام دختران و یا نقش نداشتن آنها در تصمیم گیری برای ازدواج اشاره کردند.
سوختن در آتشبازی روز چهارشنبه سوری یا در تالار عروسی هنگام روشن کردن آتش برای اسپند دود کردن نیز اگرچه حادثهای تصادفی برای شرکتکنندگان(ش۵،۷ ) بود اما به نوعی،
حکایت از ارتباط پیچیده مسائل فرهنگی با سوختگی را نشان میداد.
مستندات
بر اساس گزارشهای ثبت شده همه ساله تعدادی به دلیل آتشبازی یا ساخت نارنجکها و فشفشههای دستساز غیر استاندارد در مراسم آتش بازی چهارشنبه آخر سال دچار آسیبهای سوختگی میشوند(۷۹).
«وقتی آدم کارش میافته توی این دادگاهها، میبینه که برای سوختگی فلانجا تافلانجا اینقدر دیه کامل….خوب اصلا اینها دیگه با پول قابل قیاس نبود. مثلا فکر کنید یکی اصلا زیبایی اش رو از دست داده بود، زندگی اش رو …جونی اش رو.. حالا این ها با پول قابل قیاس نبود که این جوری، اینقدر دیه !… اون حکمهای ناعادلانه …خوب اینها خیلی ناراحت کننده بود. یعنی در کنار اون سختیهای بیماری، قوانینی که داشتیم اونها هم آدم رو از یک طرف دیگه ناراحت می کرد(ش۱)».

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

کشف فرآیند بازگشت بیماران سوختگی به جامعه و ارائه یک مدل- قسمت ۱۵

در این پژوهش پژوهشگر موارد زیر را رعایت نمود:
کسب اجازه از مسئولین بیمارستان جهت استفاده از پروندهها.
توضیح در مورد اهداف و روشهای مورد مطالعه به صورت شفاهی و کتبی برای شرکت کنندگان جهت اطمینان از فهم دقیق.
کسب رضایت نامه آگاهانه از افراد جهت شرکت در مطالعه که در آن ماهیت داوطلبانه بودن شرکت در مطالعه درج شده باشد.
اطمینان دادن به افراد در مورد محرمانه ماندن کلیۀ مطالب مطرح شده از سوی آنان.
توضیح در مورد هدف استفاده از ضبط و چگونگی استفاده از گفتگوهای آنان.
نگهداری کلیۀ اسناد مربوط به بیماران در یک فایل قفل شده.
عدم درج نام مشارکت کنندگان در کلیۀ اسناد مربوط به پژوهش مصاحبه ها.
یادآوری اختیاری بودن شرکت در مطالعه و اعلام انصراف از مطالعه در هر مرحله از پژوهش.
در صورت تمایل در اختیار قرار دادن نتایج مطالعه به آنان.
فصل چهارم
این فصل به منظور ارائه یافتههای پژوهش تنظیم شده است. به این جهت در ابتدا تحلیل یافتهها برای مفاهیم، زمینه، فرآیند و پیامد نگارش شده است، سپس بر اساس یکپارچه سازی و ترکیب طبقات نظریه پژوهش ارائه شده است.
تحلیل دادهها برای مفاهیم
تحلیل دادهها برای مفاهیم در واقع همان کدگذاری باز است که مفاهیم اولیه و طبقات شکل میگیرند. هدف اصلی از این کد گذاری مفهوم سازی و طبقه بندی اولیه از دادههاست. بر اساس آنچه در فصل قبل شرح داده شد، در ابتدا ۹۵۰ کد سطح اول از مصاحبهها و یادداشتهای در عرصه استخراج گردید. سپس کدهای مشابه دسته بندی شده و در گروهها یا طبقات موقت گنجانده شدند. در مرحله بعد طبقات مشابه بر اساس ویژگی و ابعادشان در هم ادغام شده و نامی که متناسب با آن طبقه بود، به آن اختصاص داده شد. لیست مفاهیم بدست آمده در کادر زیر نمایش داده شده است.

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.

خود شخصی
خود بین فردی
خود بیرونی
آسیب سوختگی
تهدید
آشفتگی
خودوارسی
دگروارسی
موقعیت سنجی
بازگشت به خویشتن
محافظت از خود
یکپارچگی جسمی
اتصال به جریان زندگی

طبقات/ مقولات
به باور کوربین و اشتراوس۲۰۰۸، کدگذاری باز و محوری به صورت همزمان صورت می گیرد، بر این اساس تحلیل دادهها برای مفاهیم منجر به استخراج طبقات و مقولاتی شد که فرآیند بازگشت بیماران مبتلا به سوختگی به جامعه را نشان داد. مقولات اصلی استخراج شده عبارت بودند از «ماتریکسخود»، «گسیختگیخود»، «مکانیابی» و «تعادل». جهت نمایش چگونگی شکلگیری مقولات اصلی، هر مقوله در جدولی مجزا نمایش دادهشده است (جداول۱-۴ تا ۵-۴). دادهها حاکی از آن بود که «ماتریکسخود»، «گسیختگیخود»، «مکانیابی» و «تعادل» به ترتیب زمینه، دغدغهی اصلی، استراتژی و پیامد این گروه از افراد بودند.

جدول ۱-۴ طیف، مفاهیم اولیه(ویژگیها)، زیر طبقات و طبقات مربوط به «زمینه»

حجم نمونه
در مطالعات کیفی تعیین دقیق حجم نمونه قبل از مطالعه امکانپذیر نیست(۱۹). حجم نمونه، در حین کار مشخص میگردد و نمونهگیری آنقدر ادامه مییابد تا اشباع دادهها حاصل شود؛ یعنی محقق به این نتیجه میرسد که اطلاعات جدید همان تکرار اطلاعات قبلی است که نیاز به کد جدید یا گسترش کدهای موجود و یا زیر طبقات ندارد. محقق از طریق بررسی مرتب دادهها و پرسیدن سئوالات، در نهایت به این نتیجه میرسد که دادهها به اشباع رسیدهاند؛ در این زمان نمونهگیری خاتمه مییابد(۳۰). در این مطالعه، ۲۰ نفر نمونه پژوهش را تشکیل دادند. ابتدا با استفاده از نمونهگیری مبتنی بر هدف، ۱۰ نفر از مبتلایان به سوختگی مصاحبه شدند. سپس بر اساس دادههای حاصل از تحقیق، طبقات، ویژگیهای خاص پدیدار شده در هر کدام از طبقات و نیاز به اشباع در درون طبقات، نمونهگیری نظری از ۶ مورد دیگر نیز صورت گرفت. بر اساس سئوالات پیش آمده، یک پرستار، یک پزشک و دو نفر از اطرافیان قربانیان سوختگی نیز به عنوان مشارکتکننده مورد مصاحبه قرار گرفتند. همچنین از روش مشاهدهی مشارکتی، بیوگرافی و سایر مستندات بهدست آمده از مبتلایان به سوختگی نیز برای تکمیل دادهها استفاده شد.
در این پژوهش نمونهگیری تا زمان رسیدن به اشباع اطلاعاتی ادامه یافت. اشباع معمولاً بر حسب «وقتی که هیچ طبقهی جدید یا درون مایهی مناسبی ظاهر نشود» تعریف میشود. اما اشباع چیزی بیشتر از موضوع ظاهر نشدن طبقه یا درون مایهی جدید است. اشباع گسترش طبقات را بر حسب ویژگیها و ابعاد آنها از جمله تغییر پذیری و ارتباطات اجتماعی با سایر مفاهیم نیز در بر میگیرد. تنها وقتی که محقق هر طبقه یا درونمایه را عمیق کشف کرد؛ یعنی ویژگیها و ابعاد مختلف آن را تحت موقعیتهای مختلف تعیین کرد میتواند بگوید که در تحقیق به سطحی از اشباع رسیده است(۳۰).
روش جمع آوری دادهها
روش اصلی برای جمعآوری دادهها در این مطالعه، مصاحبهی عمیق نیمه ساختاریافتهی فردی بود. در مصاحبهی نیمه ساختاریافته اگرچه محقق از قبل موضوعات وعناوینی را که برای پوششدادن به اطلاعات لازم هستند، تهیه خواهد کرد، ولی همهی سوالات از قبل تهیه نشدهاند و جریان مصاحبه تا حد زیادی متکی بر سوالاتی است که خودبخود در تعامل مصاحبهگر و مصاحبه شونده پیش میآیند. محقق میکوشید تا با استفاده از احاطهای که بر موقعیت داشت و راهنماییهای اساتید راهنما و مشاور مطالعه؛ ارتباط سوالات را با هدف مصاحبه حفظ کند. قبل از انجام مصاحبه، با شرکتکنندگان مورد نظر، رابطهی مناسب برقرار، اهداف مطالعه بیان، زمان و مکان انجام مصاحبه بر اساس توافق طرفین تعیین شد. با توجه به عوامل محیطی، میزان تحمل، اطلاعات و تمایل شرکتکنندگان؛ تمامی مصاحبهها در یک جلسه انجام شد. با دو نفر از مشارکتکنندگان علاوه بر مصاحبهی رسمی، از طریق تلفن یا مصاحبهی غیر رسمی نیز اطلاعات تکمیل گردید. مصاحبهها با استفاده از دستگاه ضبط صوت مخصوص[۳۶] ضبط شده و پس از اتمام مصاحبه، در همان روز کلمه به کلمه از نوار پیاده شد. اصل مصاحبه در محل امن نگهداری شده، تجزیه تحلیل و کدگذاری اولیهی دادههای مربوط به هر مصاحبه قبل از مصاحبهی بعدی صورت میگرفت.
ادیب حاجباقری و پرویزی مینویسند: «محقق گراندد تئوری ممکن است از تلفیق روشها نیز استفاده کند. این کار به او کمک میکند تا پدیده را از زوایای مختلف بررسی نماید»(۲۴). در مطالعهی حاضر نیز برای تکمیل دادهها و بررسی ابعاد مختلف پدیدهی مورد بررسی در شرایط طبیعی؛ علاوه بر مصاحبه، از یادداشتهای مشاهدهای[۳۷] نیز استفاده شد. یادداشتهای مشاهدهای گزارشاتی از رویدادها و تعاملات مشاهده شده در عرصه میباشند. چنین یادداشتهایی ممکن است شامل توصیف شرایط و شاید برخی مصاحبههای غیر رسمی نیز باشند(۶۷).
فرآیند نمونهگیری و روش جمعآوری دادهها
نمونهگیری اولیه(مبتنی بر هدف)
مصاحبه: بعد از تأیید نهایی پروپوزال تحقیق توسط شورای تحصیلات تکمیلی دانشکده و شورایپژوهشی دانشگاه و اخذ مجوز اخلاقی از کمیتهی مربوطه (نامه شماره ۷۱۹۹/۴/۵ مورخه ۱۱/۸/۹۱) جمعآوری دادهها انجام شد. در اولین مرحله از جمعآوری و تجزیه و تحلیل دادهها، ۸ نفر از مبتلایان به سوختگی که حداقل ۶ ماه تا دوسال از زمان بستری شدن آنها میگذشت، بر اساس نمونهگیری مبتنی بر هدف انتخاب و سپس بر اساس طبقات پدیدار شده و ویژگی آنها و برای رسیدن به اشباع در درون طبقات؛ به صورت نمونهگیری نظری دنبال و هدایت شد. دادهها در مدت۹ ماه( از اواخر آبان ۹۱ تا آذر ماه۹۲) جمع آوری و تجزیه تحلیل شد. با توجه به اینکه در مصاحبههای اولیه محقق در حال کسب تجربه نیز بود جمع آوری و تجزیه تحلیل سه مصاحبهی اول ۳ ماه به طول انجامید. در ابتدای هر مصاحبه از مشارکتکنندگان خواسته شد در مورد خودشان و زندگی پس از سوختگی توضیحاتی بدهند تا در این مرحله اعتماد لازم بین مشارکتکننده و محقق برای ادامه روند مصاحبه ایجاد گردد. سپس از آنها خواسته میشد تا به توصیف تجربیاتشان، در خصوص عامل مؤثر برآن بپردازند. موضوعات کلیدی در حین مصاحبه به عنوان راهنمای طرح سئوالات بعدی یادداشت و ضمن جمعبندی صحبتهای قبلی مصاحبه شونده و چک کردن برداشتهای خود در خصوص موارد مورد طرح توسط مشارکتکنندگان؛ سوالات بعدی پرسیده میشد. متن مصاحبهها ضبط و حتیالامکان در همان روز کلمه به کلمه پیاده و به عنوان دادهی اصلی تحقیق استفاده شد. دست نوشتههای کدگذاری شده در برخی موارد درملاقات حضوری یا تلفنی بعدی برای ارائه بازخورد بر روی برداشتهای پژوهشگر کنترل میشد. یادآور نویسی و انجام مقایسهی مداوم، یکی از فعالیتهای درونی شدهی مورد نظر پژوهشگر در مسیر مصاحبهها یعنی جمعآوری دادهها و تجزیه تحلیل همزمان آنها بود. مصاحبه با هر مشارکتکننده، بسته به میزان تحمل و علاقهی وی برای ادامهی مصاحبه انجام شد، که در تمامی موارد شامل یک جلسه بود. با دو نفر از مشارکتکنندکان به کرات در طی جلسات غیررسمی ملاقات شد. مدت جلسات مصاحبه بین ۳۰ تا ۱۲۰ دقیقه و بهطور متوسط در حدود یک ساعت بود.
نمونههایی از سئولات اولیه شامل موارد ذیل بودند:
در صورت امکان مختصری در مورد زندگی خودتان قبل از اینکه بسوزید؛ تعریف کنید.
زندگی خودتان را بعد از سوختگی شرح دهید(تجارب خود را از مشکلات و راه حلهایی که بکار میبردید).
احساس و تجارب زمان سوختن و بستری شدن در بیمارستان، و پس از آن در منزل و جامعه را شرح دهید.(درمانها، تغییراتی که در روند طبیعی زندگی تجربه میکردید).
در ادامه با مشخص شدن طبقات اولیه سوالات نیز در جهت تکمیل و غنی شدن طبقات و کشف ارتباط طبقات با یکدیگر و با طبقه مرکزی هدایت میشد. نمونههایی از این سوالات شامل موارد ذیل میباشد:
وقتی میخواستید برای اولین بار در جمع حاضر شوید چه احساس داشتید؟ خاطرات آن روزها را تعریف کنید.
سوختگی در کل چه تاثیری بر زندگی خصوصی و اجتماعی شما گذاشت؟ چطور با آن کنار آمدید؟
حضور شما در اجتماع و جامعه پس از سالها چگونه است؟
سوختگی چه تاثیری بر درک شما از خودتان گذاشت؟
آیا سوختگی و رنج حاصل از آن همه در جهت ضعیف کردن بدن و روح شما بود یا اینکه نه تاثیراتی بر عکس هم داشت؟ در این صورت چگونه؟ توضیح دهید.
بازگشت بعد از سوختگی برای شما چه معنی دارد؟
مشاهده: محقق همچنین طی چندین جلسه، به مشاهدهی عملکرد و ارتباط پرستاران و پرسنل بخش با بیماران مبتلا به سوختگی و همراهان ایشان در جهت چگونگی ارتباطات بینفردی از یک سو و شرایط بیماران در هنگام پانسمان، حمام و سایر مراقبتهای نسبتاً تهاجمی؛ پرداخت. این مشاهدات پس از ارائهی معرفی نامه به دفتر پرستاری و هماهنگی دفتر با مسئولین بخشهای سوختگی و ترمیمی مردان و زنان صورت میگرفت. این مشاهدات در شیفتهای صبح و عصر انجام شد. مرکزیت این مشاهدات بر چگونگی درد و رنج جسمی،روحی و معنوی بیمار و خانواده در فضای بخشها بود. فعالیت اصلی محقق در همهی این جلسات، مشاهده بود. البته قبل از خروج از بخش گفتگوهای غیر رسمی با پرستاران و بیماران و یا همراهیان بیماران صورت میگرفت که در بدنهی تحقیق قابل استفاده و کمک کننده بود. دادههای حاصل از این گفتگوها در تأییدپذیری یافتهها و مفروضات پیشین حاصل از دادهها موثر بود. محقق در هنگام مشاهده، یادداشت بر میداشت و پس از پایان مشاهده؛ در همان روز آن را به طور مشروح ثبت و از آن به عنوان داده و یا یادآور استفاده میکرد.
کوربین و استراوس، ۲۰۰۸ در این خصوص نوشتن یادداشتهای مشاهدهای[۳۸] که حوادث واقعی را توصیف میکند، یادداشتهای نظری[۳۹] که به افکار محقق در خصوص آن حوادث میپردازد و یادداشتهای روششناسی[۴۰] که به جنبهی رویههای تحقیق اشاره دارد، را توصیه میکنند. درواقع یادداشتهای مشاهدهای در بردارندهی مفهوم یادداشت در عرصه و یادداشتهای نظری همان یادآورها هستند. همچنین پیشنهاد میشود، یادآورها میتوانند بر اساس این یادداشتهای مشاهدهای نیز نوشته شوند(۶۷).
در این مطالعه نیز ثبت یادآور و یادداشت عرصه از مواردی بود که در حین جمعآوری و تجزیه تحلیل دادهها مد نظر قرار گرفت.به عنوان مثال، نمونهای از یادداشت در عرصه در ذیل آمده است.
یادداشت عرصه- بخش سوختگی زنان
در بخش سوختگی برای ملاقات با یکی از همکاران پرستار زمانی رسیدم که وی مشغول پانسمان بود. به دلیل سابقهآموزش در این بخش و آشنایی قبلی با محیط، با پوشیدن گان، منهم وارد اتاق شدم. بیماری با درصد سوختگی زیاد روی دست پرستار خم شده بود و فریاد میکشید «تو رو خدا یک کم آرومتر!» زیر گوش پرستار گفتم: مسکن دریافت کرده؟ جواب داد:«آره بابا این اصلا همینجوره! هنوز دستت بههش نخورده داد و بیداد راه میاندازه» سرم رو بلند کردم و چشمم به نگاه نگران و ملتمس همراه بیمار افتاد که یکی لازم بود از خودش مراقبت کنه!.
این وضعیت کدهای: «درد و رنج فراموشنشدنی»، «ناکافی بودن مسکن»، «رفتار پرسنل»، «دلواپسی برای خانواده» و «فشار روحی بر همراهان بیمار» که قبلاً نیز در طی مصاحبهها ایجاد شده بود؛ را تأیید میکرد. بر اساس این یادداشت عرصه و نیز برخی کدهای دیگر که دربردارنده چنین مفاهیمی بودند، یادآور زیر به عنوان مثال آورده شد:
یادآور: تداوم درد و درک نشدن از سوی پرستاران
درد شدید ترین دریافت حسی ناخوشایند در طول مدت بستری بویژه قبل از انجام گرفت است. با وجودی که پرستاران ذکر میکنند، پروتکول بیمارستان را برای تسکین درد بیماران رعایت میکنند اما از آنجا که این مداخله بر اساس فرایند پرستاری نیست، لذا عدم کنترل و ارزیابی شدت درد قبل و بعد از تجویز مسکن مانعی برای درک تجربه زجر آور بیماران توسط بعضی از پرستاران است
نمونهگیری تئوریک:
جیآن در سال۲۰۰۴، بیان میکند: «انجام مقایسات بین و میان گروهی از دادهها موجب تقویت صحت، سطح دقت[۴۱] و تنوع[۴۲] میشود. برای اینکه قابلیت تعمیم تئوری خلق شده به بستر زمینهی تحت مطالعه مناسبتر باشد باید به نمونهگیری مطلوبی پرداخت»(۷۲). در این راستا، بر اساس کدهای استخراجی جهت نیاز به تکمیل ارتباطات بینابینی برخی از طبقات و تکمیل قطعات گمشدهی برخی از طبقات اصلی و تکمیل سیر مفروضات منتج از تحلیلهای قبلی؛ پژوهشگر مبادرت به نمونهگیری نظری کرد. با توجه به یادآورهای نگارش شده، ازآنجا که به نظر میرسید، ویژگیهای فردی – اجتماعی و وضعیت آسیب سوختگی و عوارض مانده و همچنین مدت زمان پس از سوختگی متغیرهای مهم و تأثیرگذاری در بازگشت بیماران به جامعه بودند، لذا در انتخاب سایر مشارکتکنندگان سعیشد، حداکثر تنوع بر اساس متغییرهای مربوطه درنظر گرفته شود تا بتوان به بررسی فرضیههای ایجاد شده در ذهن (یادآورها) پرداخت. همچنین با پدیدار شدن مراحل بازگشت در هنگام تجزیه تحلیل دادهها با توجه به اینکه تجارب مشارکتکنندگان، اطلاعات لازم برای مراحل حاد و بستری را پوشش نمی داد، لذا دو پرستار و یک پزشک نیز وارد مطالعه شدند. از آنجا که حمایت خانواده به عنوان یک کد مهم از تجزیه تحلیل دادهها نمایان شد. جهت تکمیل اطلاعات از دو نفر از اطرافیان نزدیک قربانیان سوختگی نیز مصاحبه بعمل آمد.
همچنین برای بعد دهی[۴۳] و تنظیم منطقی ویژگی زیر گروهها و ترمیم قطعات پنداشتی در دسته بندی و خوشهبندی طبقات؛ به نمونهگیری از دو بیوگرافی بدست آمده از مبتلایان به سوختگی، سایتهای خبری مرتبط موجود با زمینه و متون دیگر نیز پرداخته شد که حاصل آن؛ خوشهبندی منطقی، علمی و در عینحال مبتنی بر دادههای تحقیق بود. این حالت اخیر عموما در مورد طبقهی «ماتریکس خود» صورت گرفت، که درفصل چهارم به تفضیل بیشتری در مورد آن خواهیم پرداخت. مدت مصاحبه در این مرحله نیز از ۳۰ دقیقه تا ۹۰ دقیقه متغییر بود. در این مرحله، با توجه به نوع مصاحبه شوندگان، محدودیتهای زیادی برای تماسهای بعدی وجود داشت، به همین دلیل در جریان مصاحبه، موضوعات کلیدی مطرح شده توسط مصاحبهشوندگان یادداشت و بعد از پایان هر قطعهای از مصاحبه، ضمن خلاصه سازی از صحبتهای مصاحبه شونده؛ نکات کلیدی مورد برداشت مصاحبهگر به آنها بازخورد داده میشد. این موارد یا تأیید میشد و یا ممکن بود که مورد بحث بیشتر و دقیقتری قرار بگیرد که خود اینحالت نیز به روایی کار از نظر پژوهشگر میافزود؛ چراکه تمام ادراکات، دیدگاهها و تجربیات مصاحبه شوندگان، مورد کنکاش و بحث عمیق قرار میگرفت. بهعلاوه، از دید پژوهشگر، خود این رویکرد، موجبات یک نوع از حالت «بازنگری» را نیز در برداشتها فراهم میکرد و ابعاد بیشتری از پیش مفروضات پژوهشگر را به چالش و بحث میکشاند. در مجموع یافتههای این تحقیق از ۲۳ مورد مصاحبهی باز، عمیق و نیمه ساختار فردی و تعدادی یادداشتهای در عرصه و برخی از مستندات بدست آمده از مشارکتکنندگان و قربانیان سوختگی(بیوگرافی و خاطرهنویسی)، نوشتههای درج شده در مجلات در خصوص زندگی پس از سوختگی و امثال آن فراهم آمد.
روش تجزیه و تحلیل دادهها
تجزیه و تحلیل در گرانددتئوری عموماً به معنی کدگذاری میباشد(۳۰). در این رویکرد تجزیه و تحلیل دادهها همزمان با جمعآوری اطلاعات است. دادههای جدید همزمان با تمام دادهها مقایسه میشود تا محوریت مطلوب در بین دادهها آشکار گردد. دادهها به دقت به کوچکترین اجزای ممکن شکسته میشوند، تفاوت و تشابهات مقایسه میگردد. طبقه بندی با اطلاق کدهای جداگانه و مرور مکرر و ادغام کدهای مشابه انجام میگیرد(۶۷). هدف گرانددتئوری، شناخت رفتارهای متقابل و نمادین و پاسخ به سوال معروف «اینجا چه میگذرد؟ دادهها به ما چه میگویند؟»[۴۴] است .روشنسازی و تعریف کردن طبقات در نیل به این هدف گرانددتئوری بسیار موثر است(۳۰). در این پژوهش، روش تحلیلی کوربین و اشتراوس (۲۰۰۸) که شامل کدگذاری های باز، محوری و انتخابی است به عنوان چارچوب اصلی هدایت تجزیه و تحلیل مورد استفاده قرار گرفت (۶۸).
کدگذاری
در طول اجرای پژوهش با روش گراندد تئوری، فرایندهای جمعآوری دادهها، کدگذاری و تجزیه و تحلیل به صورت همزمان انجام میشود. به موازات جمعآوری دادهها، پژوهشگر کدگذاری را آغاز کرد. در این مرحله، پژوهشگر باید دادهها را خط به خط بررسی نموده، فرآیندهای موجود در آنها را تعیین کرده و الگوهای زیر بنایی را مفهومپردازی کند. کدگذاری در سه سطح انجام میشود:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

کشف فرآیند بازگشت بیماران سوختگی به جامعه و ارائه یک مدل

می‌کند، بنابراین معنویت به زندگی فرد نفوذ می‌کند. اگر مراقبت کلنگر یک اصل پذیرفته شده در پرستاری است، توجهات معنوی نباید مورد غفلت قرارگیرد.
این مدل بر این باور پایهریزی شده است که منابع معنوی برای بیماران، منابع سازگاری مهمی هستند و یافتن معنا در زندگی ارتباط مثبتی با سلامت جسمی و روانی دارد.
ساختار این مدل شامل موارد زیر است:
اجزاء مراقبت معنوی
ارکان مراقبت معنوی
موانع مراقبت معنوی
ساختار مراقبت معنوی
در مراقبت معنوی باید نیازهای معنوی بیماران بررسی شده و توسط مراقبین رفع گردد. رفع این نیازها منجر به رفع دیسترس معنوی میگردد که در نهایت سلامتی معنوی را برای بیماران به ارمغان می آورد(۶۵).
الگوی مراقبت معنوی در بیماران
این مدل که قرابت زیادی با مدل فیشر دارد، بر اساس زمینه موجود در کشور و عموماً بر اجرای مراقبت معنوی در بیمارستان تمرکز یافته است و مراقبتهای بعد از ترخیص یا جامعهنگر در آن مورد توجه قرار نگرفته است.
متون بررسی شده در مرحله دوم؛ که در بخش اول، متمرکز بر مفاهیم استخراج شده از پژوهش و شفاف سازی آنها بود و دربخش دوم، جهت کمک به توسعه مدل بویژه کاربردی کردن آن مورد استفاده قرار گرفت؛ نشان داد که هر کدام از تئوریها یا مدلها به جنبهای از پاسخهای انسانی به آسیب و بیماری توجه کردهاند. همچنین بعضی مدلها علیرغم توجه به اغلب ابعاد وجودی انسان به دلیل انتزاعی بودن و پیچیدگی فاقد دستورالعمل تجویزی و قابلیت کاربرد برای مراقبت و بازگرداندن بیماران سوختگی به جامعه می باشند. لذا تلاش گردید جهت رفع این خلاء مدلی ارائه گردد که اولاً تمامی ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی انسان را مورد توجه قرار داده؛ ثانیاً بتوان در قالب فرآیند پرستاری علاوه بر مراقبت در حین بستری، در مرحله بعد از ترخیص یعنی تا زمان بازگرداندن بیماران به یک زندگی معنی دار از آن استفاده نمود.
فصل سوم
این فصل به توضیح روش پژوهش، توانایی محقق در انجام مطالعه کیفی، محیط جمعآوری دادهها، جامعهی پژوهش، انتخاب مشارکتکنندگان و ویژگیهای آنها، فرآیند جمعآوری و تجزیه و تحلیل دادهها، صحت و استحکام دادهها و ملاحظات اخلاقی میپردازد.
روش پژوهش
هدف این مطالعه، ادراک و تبیین فرایند بازگشت بیماران مبتلا به سوختگی به جامعه و طراحی یک مدل مراقبتی بود. به دلیل سنخیت سوال و هدف پژوهش از یک سو ودریافت پاسخهای مرتبط، کامل و جامع در مورد موقعیت مورد علاقهی پژوهشگر از سوی دیگر؛ در این پژوهش از روش گراندد تئوری با نسخهی کوربین و اشتراس(۲۰۰۸) که با تحلیلی سیستماتیک به کشف فرآیندهای نهفته در پس تعاملات اجتماعی تاکید دارد به عنوان روش مناسب برای مطالعه، استفاده شد. گراندد تئوری یک روش تحقیق کیفی است، که برای بررسی فرآیندهای روانی اجتماعی موجود در تعاملات انسانی بکار میرود. هدف از آن، بررسی عمیق تجارب، اعمال بالینی، رفتارها، عقاید و طرز فکرهای افراد و گروهها، به همان نحوی است که در زندگی واقعی آنها روی میدهد(۶۶). محقق با بهکارگیری این روش در صدد توضیح فرآیندهای روانی – اجتماعی، یا ساختارهای کلیدی است که از متن دادههای تجربی استخراج نموده است. هدف محقق آن است که از لحاظ نظری به تشریح و تبیین یک پدیده خاص نایل آید. در این روش، الگو یا تئوری به صورت استقرایی از مطالعهی پدیدهای که نمایندهی آن است بدست آمده و به طور مشروط و موقت، تایید میشود، به عبارت دیگر این تئوریها مربوط به زمینه و شرایطی هستند که در آن توسعه یافتهاند(۶۷).
در این مطالعه ادراک و تبیین فرآیند بازگشت بیماران مبتلا به سوختگی مورد کنکاش و سوال پژوهشگر بود. این سوال از انعطافپذیری و ازادی لازم برای ژرفکاوی پدیده برخوردار بود. ضمن اینکه سنخیت بین سوال پژوهش با موضوع مورد مطالعه نیز قابل درک بود. پیش فرض این سوال برای پژوهشگر این بود که لااقل در این جامعه و این مکان، همهی مفاهیم مربوط به پدیده هنوز تعریف نشدهاند و یا لااقل روابط بین مفاهیم چندان توسعه نیافته است. همچنین، تشخیص سیالیت و فرایند مداری موقعیت تحت مطالعه زمینهی انگیزشی دیگری برای انتخاب این روش توسط پژوهشگر برای انجام مطالعه بود.
شلدون مینویسد: «واقعیت، یک امر سیالی است که مرتبا در حال خلق وتعدیل میباشد. بهعلاوه، از آنجایی که گراندد تئوری یک رویکرد فرآیند مداری است تا یک رویکرد محصولمدار؛ به جای انجام یک توصیف متمرکز بر باورها و ارزشها که در مطالعهی قومیت نگاری مد نظر است؛ یا تلاش در جهت تبیین ماهیت یا جوهرهی یک تجربه که در پدیدار شناسی مورد توجه میباشد؛ در پی پیدا کردن تغییری است که در طی زمان حاصل آمده و اجازه میدهد، تا شرکتکنندگان در مطالعه به بیان داستان به همان شکلی که دیدهاند بپردازند»(۶۸).
در پژوهش حاضر نیز با توجه به اینکه تجربه معلولیتهای نسبی و شدید، تغییر شکلها و ناهنجاریها بویژه در چهره و مناطق قابل رویت که منجر به انزوای تدریجی بیمار مبتلا به سوختگی از اجتماع میشود(۶۹)، ماهیتی چند بعدی و تعاملی داشته و تحت تاثیر هر دو عامل فردی و اجتماعی قرار میگیرد(۱۳)، همچنین به دلیل اینکه بازگشت بیماران مبتلا به سوختگی به جامعه به صورت فرایندی دشوار و طولانی با تحمل درمانهای طاقت فرسای پزشکی و توانبخشی در طی گذر از بیمارستان به جامعه و در بستری از تعاملات اتفاق میافتد(۲۳)؛ پیش فرض اساسی ما در راستای تئوری تعامل سمبولیک و در نتیجه انتخاب رویکرد گراند تئوری است. چرا که برای پی بردن به فرآیند بازگشت بیمار مبتلا به سوختگی به جامعه باید دیدگاه مشارکتکنندگان، تعاملات آنان با سایر افراد، تفسیر آنان از بازگشت به جامعه، راهبردهایی که جهت بازگشت مجدد انتخاب میکنند و موارد استفاده از آن راهبردها را مورد توجه قرار داد.
توانایی محقق در انجام مطالعه کیفی
مهارت محقق در تحقیق نقش به سزایی دارد(۳۴)، زیرا درمطالعات کیفی محقق، ابزار جمعآوری اطلاعات بوده و فرآیند تجزیه و تحلیل دادهها را انجام میدهد، لذا آموزش محقق، خصوصیات و تجارب او برای اطمینان از صحت دادهها و نتایج مهم هستند(۱۹). ویژگیهای یک محقق گرانددتئوری شامل این موارد است: توانایی برگشتن به عقب و تجزیه و تحلیل نقادانهی موقعیتها، توانایی تشخیص و پی بردن به تورش، داشتن تفکر انتزاعی، انعطاف پذیری و داشتن دید باز جهت انجام نقد مفید و سازنده، حساس بودن به گفته ها و اعمال مشارکتکنندگان، علاقه مندی به کار و احساس تعهد به انجام(۷۰). از سوی دیگر طراحی و اجرای روش تحقیق کیفی نیاز به مهارت خاصی دارد که برخی معتقدند فقط از طریق ارتباط رایزنی با یک محقق کیفی باتجربه امکان پذیر است(۷۱). به همین منظور پژوهشگر جهت انجام این تحقیق علاوه بر گذراندن واحدها و کارگاههای روش تحقیق کیفی، پژوهش حاضر را تحت نظارت و راهنمایی اساتید راهنما و مشاور آشنا با روش تحقیق کیفی انجام داد.
جمعیت پژوهش
در این مطالعه فرآیند بازگشت بیماران مبتلا به سوختگی به جامعه بررسی شد. از آنجا که فرد مبتلا به عنوان هستهی اصلی مفهوم بازگشت به جامعه مطرح بود؛ لذا جمعیت اصلی این پژوهش، بیماران بزرگسال دارای سابقه سوختگی که مایل به شرکت در مطالعه و مصاحبه بودند؛ را شامل گردید. جهت بررسی روند زمانی، حداکثر تنوع از نظر زمان بعد از سوختگی در مبتلایان مد نظر قرار گرفت. همچنین درصورت لزوم و به منظور تکمیل نظریه در حال تکوین خانواده، پزشکان پرستاران و سایر افرادی که به نوعی در کمک به بازگشت این بیماران دخالت داشتند به عنوان بخشی ازمشارکتکنندگان در نظرگرفته شدند.
محیط جمع آوری دادهها
محیط پژوهش کیفی عرصهی واقعی رخداد پدیدههاست؛ یعنی در محلی که افراد موردنظر به سر میبرند و تجربیات آنها در آن روی میدهد(۱۹).
مشارکتکنندگان در این پژوهش از مرکز تخصصی بیماران مبتلا به سوختگی بیمارستان سینا در تبریز (به عنوان مرکز ارجاع شمال غرب کشور) گزینش شدند. لازم به توضیح است که بیماران مراجعه کننده به این مرکز از تنوع مذهبی، نژادی و فرهنگی برخوردار هستند. پس از انتخاب مشارکتکنندگان بر اساس مراجعه به پروندههای ترخیصشدگان و با هماهنگی لازم با آنها جمعآوری دادهها در محل انتخابی پژوهشگر و بر اساس تمایل مشارکتکنندگان، در مکانی مناسب جهت مصاحبه در بخشهای ترمیمی بیمارستان سینا، دفتر کار محقق و منزل مشارکتکنندگان صورت گرفت.
فرآیند انتخاب مشارکتکنندگان
در این مطالعه نمونهگیری به صورت مبتنی برهدف آغاز شد. به این ترتیب که در ابتدا با مراجعه به واحد مدارک پزشکی بیمارستان سینا پروندههای بیماران سوخته ترخیص شده به دست آمد، سپس با توجه به آدرس و شماره تماس ثبت شده در پرونده با آنان تماس گرفته شد و در صورتی که به خوبی قادر به صحبت کردن در مورد موضوع بوده و تمایل به این گفتگو را داشتند، انتخاب میشدند.
اگرچه در ابتدا نمونهگیری به صورت هدفمند انجامشد، در ادامه، نحوهی نمونهگیری عمدتاً بر پایهی نمونهگیری نظری انجام شد. این نمونهگیری بر مبنای مفاهیمی است که ارتباط نظری آنها با نظریه در حال تکوین به اثبات رسیده است. راهنمای نمونهگیری نظری سوالهایی هستند که در ضمن تجزیه تحلیل بروز میکنند و به محقق کمک میکنند تا مقولات مناسب مربوط، خصوصیات آنها و ابعادشان را کشف کند(۳۰). جیآن[۳۴] در سال۲۰۰۴، مینویسد: «نمونهگیری نظری عبارت از فرایند جمعآوری دادهها جهت خلق تئوری به گونهای که تحلیلگر، همزمان دادهها را جمعآوری، کدگذاری و تحلیل کرده وتصمیم میگیرد که چه دادههایی در مرحلهی بعد باید جمعآوری کند و کجا باید انها را بیابد؛ تا به طرح تئوری به شکلی که پدید میآید برسد»(۷۲). همچنین دیک[۳۵]، بیان میکند: «بدنبال ظهور طبقات باید تنوع نمونهها را رعایت کرد. مقصود از نمونهگیری در این مرحله باید استحکام بخشی به طبقه و زیر طبقات مربوطه ونوع ارتباط طبقات با همدیگر باشد(۷۳). نمونهگیری نظری چیزی فراتر از نمونهگیری انتخابی یا مبتنی بر هدف است. این نوع نمونهگیری ممکن است ضمن حرکت از یک محیط به محیط یا کانون دیگری، ادامهیافته و نمونهی دیگری انتخاب شود. انتخاب نمونه ممکن است همچنین به افراد، فعالیتها یا حوادث خاصی که نیازهای پروژهی تحقیق یا ملاحظات عملیتر را هدایت میکند، تمرکز داشته باشد(۷۴). بنابراین، نمونهگیری نظری یک بخش هماهنگ و جامعی از روش مقایسهی مداوم در جمعآوری و تحلیل دادهها میباشد. به هرحال، کیفیت تئوری خلق شده نه تنها به مقدار دادهها بلکه به کیفیت و تحلیل دادهها بستگی دارد(۶۷).
دستیابی به مشارکتکنندگان بعدی با حضور در مطب پزشکان متخصص جراحی پلاستیک، درمانگاه سوختگی و یا بخشهای ترمیمی و یا بر حسب موقعیت ادامه پیدا میکرد.
معرفی مشارکت کنندگان
مشارکت کنندگان در این مطالعه شامل ۱۶ قربانی سوختگی بزرگسال زن و مرد ، ۲ نفر از اطرافیان قربانی و ۲ نفر از پرسنل بیمارستان شامل ۱ نفر پرستار و ۱ نفر پزشک بودند.۲۳ مصاحبه رسمی با شرکتکنندگان انجام گرفت. سه ملاقات غیر رسمی با مشارکتکنندگان انجام شد. کلیه مشارکتکنندگان مسلمان، ایرانی و ساکن آذربایجان شرقی، غربی و کردستان بودند. مشخصات شرکت کنندگان در جدول۱-۳ ارائه شده است. یک یادداشت مکتوب از قربانیان به دست آمد. یک بیوگرافی مطالعه شد و بسیاری از اسناد مربوط به حوادث سوختگی در کشور بررسی قرار گرفت.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

جدول شماره ۱-۳ مشخصات شرکتکنندگان در پژوهش «فرآیند بازگشت بیماران مبتلا به سوختگی به جامعه و طراحی یک مدل»
کد وضعیت
مشارکت کننده
سن

بررسی اثر عدالت سازمانی بر رفتار شهروندی سازمانی با اثر میانجی گری …

درحالی پودساکوف و همکاران و دیگران تأثیر متغیرهای خاص شخصیتی و مزاجی را بر ابعاد مختلف رفتار شهروندی سازمانی مورد انتقاد قرار داده، یافتههای جورج پیشنهاد میکند که پژوهشهای قبلی که به بررسی این متغیرهای روحی و مزاجی پرداختهاند میتوانند به جای اثرات حالت مزاجی برروی اثرات ویژگی صفتی تمرکز نمایند. لازم به ذکر است که اثرات حالتی عموماً به توصیف چگونگی احساس فرد در نقطه خاصی از زمان میپردازد در حالیکه اثرات ویژگی صفتی عموماً منعکسکننده تفاوتهای پدیدار فرد درطول زمان میباشد.
علاوهبر این جورج بیان نمود که بین حالت روحی مثبت در کار و تمایل کارکنان برای کمک کردن به دیگران( بعد نوعدوستی رفتار شهروندی سازمانی) رابطه معنیدار وجود دارد بنابراین عاطفه (احساسات ) نقش مهمی در رفتار شهروندی سازمانی هم صدق میکند با اینوجود، هیچیک از این مطالعات به بررسی میزان تأثیر حالت روحی مثبت بر تفسیر کلی این سازه نپرداخته است.
پژوهشهای انجام گرفته در روانشناسی اجتماعی نشان میدهد: که افرادی که احساس میکنند کفایت بیشتری دارند، در اغلب موارد تمایل بیشتری نیز به کمک دارند. علاوه براین میدلاسکی گزارش داده است که کفایت ممکن است یکی از عوامل انگیزشیای باشد که افراد را برای کمک به دیگران تحت تأثیر قرار میدهد. بنابراین افرادی که به دیگر افراد کمک کنند، درازای کمکی که فرد کمککننده ارائه میدهد، کمککننده احساس رضایت درونی بیشتر و یا شادی حاصل از انجام یک کار خوب را دریافت میکند. بطور مشابه درک کارکنان از کفایت خود در کار میتواند به عنوان تمایل به کمک در محیط کار تفسیر شود زیرا فرد تسلط بیشتری بر کار خود دارد.
در سالهای اخیر پادساکوف و همکاران در یک فراتحلیل از تحقیقات مربوط به ۱۵ سال اخیر در زمینه رفتار شهروندی سازمانی، میزان تأثیرگذاری تعدادی از متغیرها بر ابعاد مختلف رفتار شهروندی سازمانی را ترسیم نمودند. از جمله متغیرهایی که با رفتار شهروندی سازمانی رابطه همساز داشتهاند عبارت بودند از: متغیرهای مرتبط با شغل نظیر رضایتمندی شغلی، یکنواختی شغلی و باز خود شغلی درخصوص متغیرهای شغلی تحقیقات عمدتاً حول مبحث تئوری جانشینهای رهبری بوده است که نتایج بیانگر ارتباط پایدار ویژگیهای شغلی با رفتار شهروندی است.
افزون بر آن، هر سه نوع ویژگیهای شغلی( بازخودشغلی، یکنواختی شغلی، رضایتمندی درونی شغلی)،بطور معناداری با مؤلفههای مختلف رفتار شهروندی سازمانی(نوعدوستی، نزاکت، وظیفهشناسی، جوانمردی و فضیلت مدنی) ارتباط داشتهاند، بهگونهای که بازخود شغلی و رضایتمندی درونی شغل، ارتباطی مثبت با رفتار شهروندی سازمانی داشته در حالی که یکنواختی شغلی ارتباط منفی را با رفتار شهروندی سازمانی نشان میدهد.
روابط بین ویژگیهای سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی تا حدود زیادی نابهسامان است. هیچ یک از موارد رسمیت سازمانی، انعطافپذیری سازمانی و حمایت ستادی ارتباط مستمری با رفتارهای شهروندی سازمانی نداشتهاند.ولی به هرحال مؤلفه همبستگی گروهی با تمام مؤلفههای رفتار شهروندی سازمانی دارای ارتباط مثبت بوده است، حمایت سازمانی ادارک شده با نوعدوستی کارکنان ارتباط معناداری داشته است. علاوه برآن پاداشهای خارج از کنترل رهبران با مؤلفههای نوعدوستی، نزاکت و وظیفهشناسی ارتباط منفی داشتهاند.
دسته دیگر عوامل تأثیرگذار بر رفتار شهروندی سازمانی شامل رفتارهای رهبری است. رفتارهای رهبری به سه دسته تقسیم شده است:
رفتارهای رهبری تحولآفرین(رفتارهای تحولی اساسی، تعیین چشمانداز، ایجاد مدل مناسب، ارتقای پذیرش اهداف گروهی، انتظارات عملکردی بالا و برانگیختگی معنوی)
رفتارهای تعاملی (رفتارهای پاداش دهی و تنبیهی اقتضایی، غیر اقتضایی)
رفتارهایی با تئوری رهبری مسیر– هدف (رفتارهای تشریحکننده نقش، رویهها یا رفتار رهبری حمایتی) و یا تئوری رهبری مبادله رهبر، عضو مرتبط هستند.
در مجموع، رفتارهای رهبری تحولآفرین با هر پنج مؤلفه رفتارهای شهروندی سازمانی ارتباط معنادار مثبتی داشته و از میان رفتارهای رهبری تعاملگرا، دو نوع از این رفتارها دارای رابطه معنادار با عناصر پنجگانه رفتار شهروندی سازمانی عبارتند از: رفتار پاداشدهی اقتضایی که دارای ارتباط مثبت است، رفتار تنبیهی غیراقتضایی که دارای ارتباط منفی میباشد. از میان ابعاد تئوری رهبری مسیر، هدف، رفتار رهبری حمایتی با همه مؤلفههای رفتار شهروندی سازمانی دارای ارتباط مثبت است و تشریح نقش رهبر فقط با مؤلفههای نوعدوستی، نزاکت، وظیفهشناسی و جوانمردی رابطه معنادار مثبت دارد و نهایتاً تئوری مبادله رهبر– عضو با تمامی مولفههای رفتار شهروندی سازمانی دارای ارتباط معنادار مثبت است. (مستبصری و نجابی ،۱۳۸۷؛ رضایی کلید بری و باقر سلیمی ،۱۳۸۷؛ اسلامی،۱۳۸۷ )
بررسی دیگر رفتار شهروندی را شامل پنج حیطه زیر معرفی میکند:
۱- وظیفهشناسی : رفتارهایی هستند که فرد را در انجام وظایف خود در حدی بالاتر از سطوح مورد انتظار هدایت میکنند (مثلاً فرد ناهار خوردن خود را طول نمیدهد یا جز در موارد ضروری کارش را تعطیل نمیکند).
۲- ادب و مهربانی : رفتارهای مؤدبانهای هستند که از ایجاد مسأله و مشکل در محل کار جلوگیری میکنند ( مثلاً فرد تلاش میکند از ایجاد مشکلات برای همکارانش اجتناب کند یا پیش از اقدام به انجام امور با دیگران مشورت نماید).
۳- نوعدوستی: رفتارهای یاری دهندهای هستند که توسط یک فرد و به منظور کمک به کارکنان انجام میشود و در ارتباط با وظایف و مسایل سازمانی ویژه است(مثلاً فرد به کسانی که کارشان سنگین است کمک میکند و با میل و رغبت زیاد، وقت خود را جهت کمک به کسانی که مشکلات کاری دارند صرف کند).
شکل۲-۱ حیطههای رفتار شهروندی سازمانی (داریوش ستایشگر و غلامعباس قدسی ،۱۳۸۷)
۴- مردانگی : رفتار جوانمردانهای که از شکوه و شکایت زیاد در محل کار جلوگیری به عمل میآورد.
۵ – خوش خویی : رفتارهای نشاندهنده مشارکت مسئولانه فرد در فعالیتهای سازمان هستند( مثلاً فرد کارهایی انجام میدهد که در حیطه وظایفش نیستند، اما وجهه سازمان را بالا میبرند) با جمع این حیطهها رفتار شهروندی سازمانی کلی حاصل میشود.
۲-۳-۴- مفاهیم مرتبط با رفتار شهروندی سازمانی
مفاهیم مهم در شهروند مداری سازمانی عباتند از: تقابل، اعتماد، مشروعیت و عدالت سازمانی. هرکدام از این مفاهیم بر رفتارهای مدیریتی خاص دلالت دارند. توجه به این مفاهیم نقطه شروع بسیار مفیدی برای مفهومسازی رفتار شهروندمداری سازمانی است.
لازم به ذکر است در این تحقیق عدالت سازمانی مفهومی است که مد نظر قرار داده شده تا رابطه آن با رفتار شهروندی سازمانی بررسی گردد.
شکل۲-۲ مفاهیم مرتبط با رفتار شهروندی سازمانی(داریوش ستایشگر و غلامعباس قدسی ،۱۳۸۷)
۲-۳-۴-۱- اعتماد
یکی از مبانی اصلی اقدامات مدیریتی در عصر حاضر، ایجاد اعتماد میان کارکنان و مدیران بوده و یکی از گامهای مهم حرکت بهسوی شکلدهی این رفتار، ایجاد اعتماد است. کرکر معتقد است که مراودات قانونمند میان کارکنان و مدیران باعث ایجاد رابطه مبتنی بر اعتماد میان آنها شده که به تبع آن، انسجام ایجاد میشود که این امر تعاملات مثبت آتی را تضمین میکند. جنبههایی از رفتار مدیریتی که موجب ایجاد اعتماد میشود عبارتند از: ثبات، انسجام، تسهیم و تفویض کنترل، ارتباطات و داشتن ملاحظات و توجهات ویژه البته به منظور عملیاتی نمودن مفهوم شهروندمداری در سازمان، حوزههای دیگری نیز باید مورد توجه قرار گیرند که در ادامه ارائه میشوند.
۲-۳-۴-۲- مشروعیت
مشروعیت جزء اساسی و جدانشدنی سازمانهای امروزی است. به اعتقاد اتزیونی، مادامی که اعمال قدرت جنبه مشروع به خود بگیرد، تقاضاهای مدیران اجابت میشود. یکی از صاحب نظران به نام حکشر مفهومی به نام مشروعیت شورایی را ارائه نموده که بیانگر شکلی از مدیریت است که در برگیرنده خواستههای تمامی اعضای سازمان بوده و محدود به قوانین بوروکراتیک و اوامر مدیریتی نمیشود.
۲-۳-۴-۳- تقابل
مفهوم تقابل دربرگیرنده موضوعهایی است که منجر به ایجاد حقوق خاص و امتیازات ویژه برای کارکنان میشود. به اعتقاد فاکس تقابل، سازوکار مهمی است که موجب افزایش تعهد و تعلق در محیط کار شده و باعث بروز رفتارهایی میشود که از فرهنگ سازمانی بهره‌ور و حقوق کارکنان حمایت میکند. نتیجه اعمال چنین رویکردی در سازمان تلاشهای فیزیکی و ذهنی بیشتر از سوی کارکنان و در نتیجه برخورداری کارکنان از مزایای آموزش امنیت شغلی و حقوق سازمانی میباشد.
۲-۳-۴-۴- عدالت سازمانی
مبانی نظری مختلفی به تکرار به این موضوع اشاره دارند که عدالت سازمانی، یکی از مهمترین مقدمههای نیل به رفتار شهروندی سازمانی است. سلزنیک اولین کسی بود که مفهوم عدالت اجتماعی را به عنوان مبنای ایجاد جوامع صنعتی مدرن مورد مطالعه قرار داد. منظور وی از این مفهوم، داشتن رفتار برابر با همه افراد و ایجاد فرصت برای توسعه توانمندی های فردی بود.
عدالت سازمانی اصطلاحی است برای توصیف نقش عدالت با موقعیتهای شغلی. یکی از انواع عدالتهای سازمانی، عدالت توزیعی است که به عادلانه بودن پیامدها و نتایجی که کارکنان دریافت میکنند اشاره میکند این عدالت سازمانی ریشه در نظریه برابری آدامز دارد این نظریه به نحوه پاسخدهی افراد نسبت به مداخلهها و رفتارهای ناعادلانه مدیران و سرپرستان در توزیع امکانات و پاداشها در سازمانها توجه دارد. احتمالاً محققان سازمانی بیشترین آشنایی را با این نظریه دارند. علاوه بر عدالت توزیعی، مفهوم دیگری که اخیراً در بحث عدالت سازمانی مطرح شده است، عدالت رویهای است. در حالی که عدالت توزیعی، عادلانه بودن پیامدهای دریافت شده توسط کارکنان را توصیف میکند، عدالت رویهای عادلانه بودن روشهای مورد استفاده برای تعیین این پیامدها را بیان میکند به عبارت دیگر عدالت توزیعی به عادلانه بودن منابع و امکانات توجه دارد، اما عدالت رویهای به عادلانه بودن روشهای مورد استفاده برای تصمیمگیری در مورد نحوه توزیع امکانات و منابع اشاره میکند. تحقیقات جدید در مورد عدالت رویهای نشان میدهند که روشهای توزیع منابع و امکانات یک عامل تعیین کننده مهم عدالت در سازمانها محسوب میشود. لونتال معتقد است که رویههای عادلانه به وسیله خصوصیات زیر مشخص میشود: توزیع امکانات برای همه افراد در طول زمان یکسان و بدون سوءگیری باشد، براساس اطلاعات صحیح و دقیق انجام گیرد، قابل تصحیح باشد و براساس هنجارهای اخلاقی و معنوی استوار باشد. سومین عدالت ، عدالت تعاملی است که نوعی عدالت رویهای است و اشاره به برخورد عادلانهای دارد که در مورد یک فرد شاغل در قالب روشهای رسمی تصویب شده اعمال میشود. (داریوش ستایشگر و غلامعباس قدسی ،۱۳۸۷)
۲-۳-۵- رابطه عدالت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی
یکی از مهمترین پیامدهای عدالت سازمانی که اخیراً مورد توجه قرارگرفته است رفتار شهروندی سازمانی و حیطه های مختلف آن است و از میان انواع مختلف عدالت، عدالتهای رویهای و تعاملی از قدرت تأثیرگذاری بیشتری برخوردار هستند. اسکارلیکی و لاتام نشان دادهاند که مدیران و سرپرستان واحدهایی که اصول عدالت سازمانی را طی دورههای آموزشی فراگرفته اند، از نظر زیردستان بیشتر به عنوان افرادی عادل و منصف ارزیابی شدهاند و همین نوع ارزیابی باعث شده که زیردستان رفتار شهروندی بیشتری نسبت به واحد کاری و همکاران خود ابراز نمایند. گرینبرگ معتقد است کارکنانی که احساس نابرابری میکنند با واکنش های منفی از جمله امتناع از تلاش، کمکاری و رفتارهای ضعیف شهروندی سازمانی و در شکل حاد آن، استعفا از کار به این نابرابری پاسخ میدهند. عدالت سازمانی و حیطههای مختلف آن( عدالت توزیعی، رویهای و تعاملی) پیشبینی کننده بسیاری از متغیرهای سازمانی مانند غیبت، ترک شغل، تعهد سازمانی و … هستند . اما رابطه بین عدالت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی از موضوعهای جدیدی است که در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که عدالت سازمانی کلی و حیطههای مختلف آن با رفتار شهروندی سازمانی کلی و حیطههای آن همبستگی مثبت معنی داری دارند. نتایج حاصل با پژوهشهای ذکر شده در پیشینه تحقیق هماهنگ هستند. نتیجه این پژوهش و پژوهشهای دیگری که در مورد نظریه عدالت سازمانی در کشور انجام شده، اهمیت و نقش آن رابه عنوان یک ابزار انگیزشی مهم در رفتارهای سازمانی بیان میکند و جا دارد که مسئولان و مدیران سازمانها آن را مد نظر قرار دهند. بر اساس نظریه عدالت سازمانی میتوان پیشبینی کرد که کارکنان در قبال وجود یا عدم وجود عدالت سازمانی در محل کار واکنش نشان میدهند. یکی از این واکنشها افزایش یا کاهش برون داده است، به این معنا که اگر کارکنان مشاهده کنند که در سازمان، عدالت اجرا نمیشود دچار نوعی تنش منفی میشوند، در نتیجه برای کاهش این تنش سعی میکنند میزان دروندادهها و مشارکتهای خود را سازمان کاهش دهند. در چنین مواردی، ممکن است رفتار شهروندی آنها کاهش یابد. برعکس، اگر کارکنان احساس کنند که در محل کار عدالت سازمانی وجود دارد برانگیخته میشوند تا با انجام رفتارهای یاریدهنده مانند رفتار شهروندی سازمان، دروندادها و مشارکت خود را در سازمان افزایش دهند. پودساکف مطرح کرده که وقتی به طور عادلانه با کارکنان در سازمانها رفتار میشود و سرپرستان ارتباط خوبی با آنها دارند میزان رفتار شهروندی سازمانی آنها افزیش مییابد. چنین نتایجی درکشورهای دیگر نیز حاصل شده است. (داریوش ستایشگر و غلامعباس قدسی ،۱۳۸۷)
مورمان اولین کسی بود که رابطه این دو را بررسی کرد. وی رابطه بین عدالت رویهای و چهار بعد از پنج بعد رفتار شهروندی را بررسی کرد. در مطالعه دیگری نیهوف و مورمن به مطالعه رفتار شهروندی سازمانی وتئوری مبادله بین۴۷۵ کارمند بیمارستان بررسی شد. آنها میخواستند ببینند که اعتماد چه نقشی در عدالت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی دارد.(داریوش ستایشگر و غلامعباس قدسی ،۱۳۸۷)
ارگان در بحث از مبنای انگیزشی برای رفتار شهروندی سازمانی معتقد است که احساس عدالت نقش مهمی در ارتقای رفتار شهروندی سازمانی دارد. وی بر اساس مبادله اجتماعی تبیینی ارائه داد که در آن کارکنان برای جبران رفتار عادلانه سازمان، رفتار شهروندی را از خود بروز میدهند. محققان رابطه قوی بین احساس عدالت رویهای و رفتار شهروندی سازمانی نشان دادند. دلیل تاثیر عدالت رویهای بر رفتار شهروندی سازمانی، ایجاد احساس ارزشمند بودن از سوی سازمان میباشد. (داریوش ستایشگر و غلامعباس قدسی ،۱۳۸۷)
۲-۴- پژوهشهای انجام گرفته پیرامون موضوع
۲-۴-۱- پژوهشهای انجام شده در داخل کشور
شکرکن و همکاران (۱۳۸۰) طی پژوهشی به بررسی رابطه خشنودی شغلی با رفتار مدنی سازمانی و عملکرد شغلی در کارکنان برخی از کارخانههای اهواز را مورد مطالعه قرار دادند و دراین پژوهش رابطه خشنودی شغلی با رفتار مدنی سازمانی و عملکرد شغلی در کارکنان برخی از کارخانههای اهواز بررسی گردید. طبق فرضیههای تحقیق خشنودی با رفتار مدنی و عملکرد شغلی کارکنان کارخانههای اهواز رابطه مثبت دارد و این که رابطه خشنودی شغلی با رفتار مدنی از رابطه آن با عملکرد شغلی قویتر است. نتایج تحقیق نشان میدهند که بین خشنودی شغلی و رفتار مدنی سازمانی همبستگی معنیدار بالا و با ثباتی وجود دارد.
آقایی فروشانی(۱۳۸۶) در پایاننامه کارشناسی ارشد خود به بررسی تأثیر عدالت سازمانی بر رفتارهای شهروندی سازمانی پرداخته است. و به این نتیجه رسید که میان عدالت سازمانی رفتار شهروندی سازمانی رابطه مثبت و منطقی وجود دارد.
حسن شکرکن عضو هیئت علمی دانشگاه اهواز در بررسی رابطه عدالت سازمانی با رفتار مدنی سازمانی در کارکنان یک سازمان صنعتی اشاره دارد که:
عدالت سازمانی کلی با رفتار مدنی سازمانی رابطه مثبت دارد.
عدالت توزیعی کلی با رفتار مدنی سازمانی رابطه مثبت دارد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.