حجم نمونه
در مطالعات کیفی تعیین دقیق حجم نمونه قبل از مطالعه امکانپذیر نیست(۱۹). حجم نمونه، در حین کار مشخص میگردد و نمونهگیری آنقدر ادامه مییابد تا اشباع دادهها حاصل شود؛ یعنی محقق به این نتیجه میرسد که اطلاعات جدید همان تکرار اطلاعات قبلی است که نیاز به کد جدید یا گسترش کدهای موجود و یا زیر طبقات ندارد. محقق از طریق بررسی مرتب دادهها و پرسیدن سئوالات، در نهایت به این نتیجه میرسد که دادهها به اشباع رسیدهاند؛ در این زمان نمونهگیری خاتمه مییابد(۳۰). در این مطالعه، ۲۰ نفر نمونه پژوهش را تشکیل دادند. ابتدا با استفاده از نمونهگیری مبتنی بر هدف، ۱۰ نفر از مبتلایان به سوختگی مصاحبه شدند. سپس بر اساس دادههای حاصل از تحقیق، طبقات، ویژگیهای خاص پدیدار شده در هر کدام از طبقات و نیاز به اشباع در درون طبقات، نمونهگیری نظری از ۶ مورد دیگر نیز صورت گرفت. بر اساس سئوالات پیش آمده، یک پرستار، یک پزشک و دو نفر از اطرافیان قربانیان سوختگی نیز به عنوان مشارکتکننده مورد مصاحبه قرار گرفتند. همچنین از روش مشاهدهی مشارکتی، بیوگرافی و سایر مستندات بهدست آمده از مبتلایان به سوختگی نیز برای تکمیل دادهها استفاده شد.
در این پژوهش نمونهگیری تا زمان رسیدن به اشباع اطلاعاتی ادامه یافت. اشباع معمولاً بر حسب «وقتی که هیچ طبقهی جدید یا درون مایهی مناسبی ظاهر نشود» تعریف میشود. اما اشباع چیزی بیشتر از موضوع ظاهر نشدن طبقه یا درون مایهی جدید است. اشباع گسترش طبقات را بر حسب ویژگیها و ابعاد آنها از جمله تغییر پذیری و ارتباطات اجتماعی با سایر مفاهیم نیز در بر میگیرد. تنها وقتی که محقق هر طبقه یا درونمایه را عمیق کشف کرد؛ یعنی ویژگیها و ابعاد مختلف آن را تحت موقعیتهای مختلف تعیین کرد میتواند بگوید که در تحقیق به سطحی از اشباع رسیده است(۳۰).
روش جمع آوری دادهها
روش اصلی برای جمعآوری دادهها در این مطالعه، مصاحبهی عمیق نیمه ساختاریافتهی فردی بود. در مصاحبهی نیمه ساختاریافته اگرچه محقق از قبل موضوعات وعناوینی را که برای پوششدادن به اطلاعات لازم هستند، تهیه خواهد کرد، ولی همهی سوالات از قبل تهیه نشدهاند و جریان مصاحبه تا حد زیادی متکی بر سوالاتی است که خودبخود در تعامل مصاحبهگر و مصاحبه شونده پیش میآیند. محقق میکوشید تا با استفاده از احاطهای که بر موقعیت داشت و راهنماییهای اساتید راهنما و مشاور مطالعه؛ ارتباط سوالات را با هدف مصاحبه حفظ کند. قبل از انجام مصاحبه، با شرکتکنندگان مورد نظر، رابطهی مناسب برقرار، اهداف مطالعه بیان، زمان و مکان انجام مصاحبه بر اساس توافق طرفین تعیین شد. با توجه به عوامل محیطی، میزان تحمل، اطلاعات و تمایل شرکتکنندگان؛ تمامی مصاحبهها در یک جلسه انجام شد. با دو نفر از مشارکتکنندگان علاوه بر مصاحبهی رسمی، از طریق تلفن یا مصاحبهی غیر رسمی نیز اطلاعات تکمیل گردید. مصاحبهها با استفاده از دستگاه ضبط صوت مخصوص[۳۶] ضبط شده و پس از اتمام مصاحبه، در همان روز کلمه به کلمه از نوار پیاده شد. اصل مصاحبه در محل امن نگهداری شده، تجزیه تحلیل و کدگذاری اولیهی دادههای مربوط به هر مصاحبه قبل از مصاحبهی بعدی صورت میگرفت.
ادیب حاجباقری و پرویزی مینویسند: «محقق گراندد تئوری ممکن است از تلفیق روشها نیز استفاده کند. این کار به او کمک میکند تا پدیده را از زوایای مختلف بررسی نماید»(۲۴). در مطالعهی حاضر نیز برای تکمیل دادهها و بررسی ابعاد مختلف پدیدهی مورد بررسی در شرایط طبیعی؛ علاوه بر مصاحبه، از یادداشتهای مشاهدهای[۳۷] نیز استفاده شد. یادداشتهای مشاهدهای گزارشاتی از رویدادها و تعاملات مشاهده شده در عرصه میباشند. چنین یادداشتهایی ممکن است شامل توصیف شرایط و شاید برخی مصاحبههای غیر رسمی نیز باشند(۶۷).
فرآیند نمونهگیری و روش جمعآوری دادهها
نمونهگیری اولیه(مبتنی بر هدف)
مصاحبه: بعد از تأیید نهایی پروپوزال تحقیق توسط شورای تحصیلات تکمیلی دانشکده و شورایپژوهشی دانشگاه و اخذ مجوز اخلاقی از کمیتهی مربوطه (نامه شماره ۷۱۹۹/۴/۵ مورخه ۱۱/۸/۹۱) جمعآوری دادهها انجام شد. در اولین مرحله از جمعآوری و تجزیه و تحلیل دادهها، ۸ نفر از مبتلایان به سوختگی که حداقل ۶ ماه تا دوسال از زمان بستری شدن آنها میگذشت، بر اساس نمونهگیری مبتنی بر هدف انتخاب و سپس بر اساس طبقات پدیدار شده و ویژگی آنها و برای رسیدن به اشباع در درون طبقات؛ به صورت نمونهگیری نظری دنبال و هدایت شد. دادهها در مدت۹ ماه( از اواخر آبان ۹۱ تا آذر ماه۹۲) جمع آوری و تجزیه تحلیل شد. با توجه به اینکه در مصاحبههای اولیه محقق در حال کسب تجربه نیز بود جمع آوری و تجزیه تحلیل سه مصاحبهی اول ۳ ماه به طول انجامید. در ابتدای هر مصاحبه از مشارکتکنندگان خواسته شد در مورد خودشان و زندگی پس از سوختگی توضیحاتی بدهند تا در این مرحله اعتماد لازم بین مشارکتکننده و محقق برای ادامه روند مصاحبه ایجاد گردد. سپس از آنها خواسته میشد تا به توصیف تجربیاتشان، در خصوص عامل مؤثر برآن بپردازند. موضوعات کلیدی در حین مصاحبه به عنوان راهنمای طرح سئوالات بعدی یادداشت و ضمن جمعبندی صحبتهای قبلی مصاحبه شونده و چک کردن برداشتهای خود در خصوص موارد مورد طرح توسط مشارکتکنندگان؛ سوالات بعدی پرسیده میشد. متن مصاحبهها ضبط و حتیالامکان در همان روز کلمه به کلمه پیاده و به عنوان دادهی اصلی تحقیق استفاده شد. دست نوشتههای کدگذاری شده در برخی موارد درملاقات حضوری یا تلفنی بعدی برای ارائه بازخورد بر روی برداشتهای پژوهشگر کنترل میشد. یادآور نویسی و انجام مقایسهی مداوم، یکی از فعالیتهای درونی شدهی مورد نظر پژوهشگر در مسیر مصاحبهها یعنی جمعآوری دادهها و تجزیه تحلیل همزمان آنها بود. مصاحبه با هر مشارکتکننده، بسته به میزان تحمل و علاقهی وی برای ادامهی مصاحبه انجام شد، که در تمامی موارد شامل یک جلسه بود. با دو نفر از مشارکتکنندکان به کرات در طی جلسات غیررسمی ملاقات شد. مدت جلسات مصاحبه بین ۳۰ تا ۱۲۰ دقیقه و بهطور متوسط در حدود یک ساعت بود.
نمونههایی از سئولات اولیه شامل موارد ذیل بودند:
در صورت امکان مختصری در مورد زندگی خودتان قبل از اینکه بسوزید؛ تعریف کنید.
زندگی خودتان را بعد از سوختگی شرح دهید(تجارب خود را از مشکلات و راه حلهایی که بکار میبردید).
احساس و تجارب زمان سوختن و بستری شدن در بیمارستان، و پس از آن در منزل و جامعه را شرح دهید.(درمانها، تغییراتی که در روند طبیعی زندگی تجربه میکردید).
در ادامه با مشخص شدن طبقات اولیه سوالات نیز در جهت تکمیل و غنی شدن طبقات و کشف ارتباط طبقات با یکدیگر و با طبقه مرکزی هدایت میشد. نمونههایی از این سوالات شامل موارد ذیل میباشد:
وقتی میخواستید برای اولین بار در جمع حاضر شوید چه احساس داشتید؟ خاطرات آن روزها را تعریف کنید.
سوختگی در کل چه تاثیری بر زندگی خصوصی و اجتماعی شما گذاشت؟ چطور با آن کنار آمدید؟
حضور شما در اجتماع و جامعه پس از سالها چگونه است؟
سوختگی چه تاثیری بر درک شما از خودتان گذاشت؟
آیا سوختگی و رنج حاصل از آن همه در جهت ضعیف کردن بدن و روح شما بود یا اینکه نه تاثیراتی بر عکس هم داشت؟ در این صورت چگونه؟ توضیح دهید.
بازگشت بعد از سوختگی برای شما چه معنی دارد؟
مشاهده: محقق همچنین طی چندین جلسه، به مشاهدهی عملکرد و ارتباط پرستاران و پرسنل بخش با بیماران مبتلا به سوختگی و همراهان ایشان در جهت چگونگی ارتباطات بینفردی از یک سو و شرایط بیماران در هنگام پانسمان، حمام و سایر مراقبتهای نسبتاً تهاجمی؛ پرداخت. این مشاهدات پس از ارائهی معرفی نامه به دفتر پرستاری و هماهنگی دفتر با مسئولین بخشهای سوختگی و ترمیمی مردان و زنان صورت میگرفت. این مشاهدات در شیفتهای صبح و عصر انجام شد. مرکزیت این مشاهدات بر چگونگی درد و رنج جسمی،روحی و معنوی بیمار و خانواده در فضای بخشها بود. فعالیت اصلی محقق در همهی این جلسات، مشاهده بود. البته قبل از خروج از بخش گفتگوهای غیر رسمی با پرستاران و بیماران و یا همراهیان بیماران صورت میگرفت که در بدنهی تحقیق قابل استفاده و کمک کننده بود. دادههای حاصل از این گفتگوها در تأییدپذیری یافتهها و مفروضات پیشین حاصل از دادهها موثر بود. محقق در هنگام مشاهده، یادداشت بر میداشت و پس از پایان مشاهده؛ در همان روز آن را به طور مشروح ثبت و از آن به عنوان داده و یا یادآور استفاده میکرد.
کوربین و استراوس، ۲۰۰۸ در این خصوص نوشتن یادداشتهای مشاهدهای[۳۸] که حوادث واقعی را توصیف میکند، یادداشتهای نظری[۳۹] که به افکار محقق در خصوص آن حوادث میپردازد و یادداشتهای روششناسی[۴۰] که به جنبهی رویههای تحقیق اشاره دارد، را توصیه میکنند. درواقع یادداشتهای مشاهدهای در بردارندهی مفهوم یادداشت در عرصه و یادداشتهای نظری همان یادآورها هستند. همچنین پیشنهاد میشود، یادآورها میتوانند بر اساس این یادداشتهای مشاهدهای نیز نوشته شوند(۶۷).
در این مطالعه نیز ثبت یادآور و یادداشت عرصه از مواردی بود که در حین جمعآوری و تجزیه تحلیل دادهها مد نظر قرار گرفت.به عنوان مثال، نمونهای از یادداشت در عرصه در ذیل آمده است.
یادداشت عرصه- بخش سوختگی زنان
در بخش سوختگی برای ملاقات با یکی از همکاران پرستار زمانی رسیدم که وی مشغول پانسمان بود. به دلیل سابقهآموزش در این بخش و آشنایی قبلی با محیط، با پوشیدن گان، منهم وارد اتاق شدم. بیماری با درصد سوختگی زیاد روی دست پرستار خم شده بود و فریاد میکشید «تو رو خدا یک کم آرومتر!» زیر گوش پرستار گفتم: مسکن دریافت کرده؟ جواب داد:«آره بابا این اصلا همینجوره! هنوز دستت بههش نخورده داد و بیداد راه میاندازه» سرم رو بلند کردم و چشمم به نگاه نگران و ملتمس همراه بیمار افتاد که یکی لازم بود از خودش مراقبت کنه!.
این وضعیت کدهای: «درد و رنج فراموشنشدنی»، «ناکافی بودن مسکن»، «رفتار پرسنل»، «دلواپسی برای خانواده» و «فشار روحی بر همراهان بیمار» که قبلاً نیز در طی مصاحبهها ایجاد شده بود؛ را تأیید میکرد. بر اساس این یادداشت عرصه و نیز برخی کدهای دیگر که دربردارنده چنین مفاهیمی بودند، یادآور زیر به عنوان مثال آورده شد:
یادآور: تداوم درد و درک نشدن از سوی پرستاران
درد شدید ترین دریافت حسی ناخوشایند در طول مدت بستری بویژه قبل از انجام گرفت است. با وجودی که پرستاران ذکر میکنند، پروتکول بیمارستان را برای تسکین درد بیماران رعایت میکنند اما از آنجا که این مداخله بر اساس فرایند پرستاری نیست، لذا عدم کنترل و ارزیابی شدت درد قبل و بعد از تجویز مسکن مانعی برای درک تجربه زجر آور بیماران توسط بعضی از پرستاران است
نمونهگیری تئوریک:
جیآن در سال۲۰۰۴، بیان میکند: «انجام مقایسات بین و میان گروهی از دادهها موجب تقویت صحت، سطح دقت[۴۱] و تنوع[۴۲] میشود. برای اینکه قابلیت تعمیم تئوری خلق شده به بستر زمینهی تحت مطالعه مناسبتر باشد باید به نمونهگیری مطلوبی پرداخت»(۷۲). در این راستا، بر اساس کدهای استخراجی جهت نیاز به تکمیل ارتباطات بینابینی برخی از طبقات و تکمیل قطعات گمشدهی برخی از طبقات اصلی و تکمیل سیر مفروضات منتج از تحلیلهای قبلی؛ پژوهشگر مبادرت به نمونهگیری نظری کرد. با توجه به یادآورهای نگارش شده، ازآنجا که به نظر میرسید، ویژگیهای فردی – اجتماعی و وضعیت آسیب سوختگی و عوارض مانده و همچنین مدت زمان پس از سوختگی متغیرهای مهم و تأثیرگذاری در بازگشت بیماران به جامعه بودند، لذا در انتخاب سایر مشارکتکنندگان سعیشد، حداکثر تنوع بر اساس متغییرهای مربوطه درنظر گرفته شود تا بتوان به بررسی فرضیههای ایجاد شده در ذهن (یادآورها) پرداخت. همچنین با پدیدار شدن مراحل بازگشت در هنگام تجزیه تحلیل دادهها با توجه به اینکه تجارب مشارکتکنندگان، اطلاعات لازم برای مراحل حاد و بستری را پوشش نمی داد، لذا دو پرستار و یک پزشک نیز وارد مطالعه شدند. از آنجا که حمایت خانواده به عنوان یک کد مهم از تجزیه تحلیل دادهها نمایان شد. جهت تکمیل اطلاعات از دو نفر از اطرافیان نزدیک قربانیان سوختگی نیز مصاحبه بعمل آمد.
همچنین برای بعد دهی[۴۳] و تنظیم منطقی ویژگی زیر گروهها و ترمیم قطعات پنداشتی در دسته بندی و خوشهبندی طبقات؛ به نمونهگیری از دو بیوگرافی بدست آمده از مبتلایان به سوختگی، سایتهای خبری مرتبط موجود با زمینه و متون دیگر نیز پرداخته شد که حاصل آن؛ خوشهبندی منطقی، علمی و در عینحال مبتنی بر دادههای تحقیق بود. این حالت اخیر عموما در مورد طبقهی «ماتریکس خود» صورت گرفت، که درفصل چهارم به تفضیل بیشتری در مورد آن خواهیم پرداخت. مدت مصاحبه در این مرحله نیز از ۳۰ دقیقه تا ۹۰ دقیقه متغییر بود. در این مرحله، با توجه به نوع مصاحبه شوندگان، محدودیتهای زیادی برای تماسهای بعدی وجود داشت، به همین دلیل در جریان مصاحبه، موضوعات کلیدی مطرح شده توسط مصاحبهشوندگان یادداشت و بعد از پایان هر قطعهای از مصاحبه، ضمن خلاصه سازی از صحبتهای مصاحبه شونده؛ نکات کلیدی مورد برداشت مصاحبهگر به آنها بازخورد داده میشد. این موارد یا تأیید میشد و یا ممکن بود که مورد بحث بیشتر و دقیقتری قرار بگیرد که خود اینحالت نیز به روایی کار از نظر پژوهشگر میافزود؛ چراکه تمام ادراکات، دیدگاهها و تجربیات مصاحبه شوندگان، مورد کنکاش و بحث عمیق قرار میگرفت. بهعلاوه، از دید پژوهشگر، خود این رویکرد، موجبات یک نوع از حالت «بازنگری» را نیز در برداشتها فراهم میکرد و ابعاد بیشتری از پیش مفروضات پژوهشگر را به چالش و بحث میکشاند. در مجموع یافتههای این تحقیق از ۲۳ مورد مصاحبهی باز، عمیق و نیمه ساختار فردی و تعدادی یادداشتهای در عرصه و برخی از مستندات بدست آمده از مشارکتکنندگان و قربانیان سوختگی(بیوگرافی و خاطرهنویسی)، نوشتههای درج شده در مجلات در خصوص زندگی پس از سوختگی و امثال آن فراهم آمد.
روش تجزیه و تحلیل دادهها
تجزیه و تحلیل در گرانددتئوری عموماً به معنی کدگذاری میباشد(۳۰). در این رویکرد تجزیه و تحلیل دادهها همزمان با جمعآوری اطلاعات است. دادههای جدید همزمان با تمام دادهها مقایسه میشود تا محوریت مطلوب در بین دادهها آشکار گردد. دادهها به دقت به کوچکترین اجزای ممکن شکسته میشوند، تفاوت و تشابهات مقایسه میگردد. طبقه بندی با اطلاق کدهای جداگانه و مرور مکرر و ادغام کدهای مشابه انجام میگیرد(۶۷). هدف گرانددتئوری، شناخت رفتارهای متقابل و نمادین و پاسخ به سوال معروف «اینجا چه میگذرد؟ دادهها به ما چه میگویند؟»[۴۴] است .روشنسازی و تعریف کردن طبقات در نیل به این هدف گرانددتئوری بسیار موثر است(۳۰). در این پژوهش، روش تحلیلی کوربین و اشتراوس (۲۰۰۸) که شامل کدگذاری های باز، محوری و انتخابی است به عنوان چارچوب اصلی هدایت تجزیه و تحلیل مورد استفاده قرار گرفت (۶۸).
کدگذاری
در طول اجرای پژوهش با روش گراندد تئوری، فرایندهای جمعآوری دادهها، کدگذاری و تجزیه و تحلیل به صورت همزمان انجام میشود. به موازات جمعآوری دادهها، پژوهشگر کدگذاری را آغاز کرد. در این مرحله، پژوهشگر باید دادهها را خط به خط بررسی نموده، فرآیندهای موجود در آنها را تعیین کرده و الگوهای زیر بنایی را مفهومپردازی کند. کدگذاری در سه سطح انجام میشود:

این مطلب را هم بخوانید :  بررسی اثر عدالت سازمانی بر رفتار شهروندی سازمانی با اثر میانجی گری تعهد ...

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.