در عشق از بس که خروش آوردیم

دریای سپهر را به جوش آوردیم

آری که خروش ما به تو در نگرفت

رفتیم و زبانهای خموش آوردیم

منابع:
مدرس، میرزامحمدعلی، ریحانهالادب، جلد ششم، ص ۲۱۰/ صبا، محمد مظفر حسین، تذکرهی روز روشن، ص ۵۳۸/ سمرقندی، دولتشاه، تذکرۃالشعرا، ص ۶۰/ رازی، امیناحمد، هفتاقلیم، جلد سوم، ص ۳۵۲/ ایمان، رحمعلیخان، تذکرهی منتخباللطایف، ص ۳۹۶
ادیب صابر: رجوع شود به: شهابالدّین صابر بن اسماعیل ترمذی
ارزقیهروی: رجوع شود به: ابوبکر زینالدّین بن اسمعیل ورّاقهروی
اسدیتوسی: رجوع شود به: ابونصر علی بن احمد اسدیتوسی
استادالائمه: لقب، رجوع شود به: رضیالدّین نیشابوری
استغنایی نیشابوری: رجوع شود به: ابوالمظفّر نصر بن مجد
اشرفالدّینغزنویلقب حسن غزنوی: رجوع شود به: ابومحمّد حسن بن محمّدحسین غزنوی
اشهری نیشابوری: رجوع شود به: شاهفور بن محمّد
افصحالدّینلقب، رجوع شود به: محمّد شروانی

افضلالدّین بدیل بن علی نجّار

افضلالدّین بدیل بن علی نجار، خاقانیشروانی در سال ۵۲۰ ه. ق در شروان (به فتح اول، شهری در جنوبشرقی قفقاز کنونی) به دنیا آمد. وطن او شهر شروان از سرزمین ارّان است و خود میگوید:
عیب شروان مکن که خاقانی هست از آن شهر که ابتداش شه است
نام وی به احتمال قوی بدیل است. خاقانی میگوید:
بدل من آمد اندر جهان سنایی را بدین دلیل پدر نام من بدیل نهاد
بعضی از تذکرهنویسان (دولتشاه، تقیالدّین، مجالسالمومنین، آتشکده و مرآت الخیال) نام او ابراهیم و به روایت برخی عثمان است (این عقیده را محمد بن داود علوی شادی آبادی در مقدّمهی شرحی که بر دیوان خاقانی نوشتهاست، دارد). نام پدرش علی و شغل او نجار است. مادرش کنیزی رومی و مسیحی تازهمسلمان شده بود. پدر که به شهرت پسر میبالید، او را به دلیل اشعار عرفانی، بدیل؛ یعنی نظیر لقب داد. ابتدا از عمویش کافیالدّین عمر بن عثمان و پسر عمویش وحیدالدین عثمان علوم ادبی و حکمی را آموخت. دوبار در سالهای ۵۵۱ ه. ق و ۵۶۷ ه. ق به سفر حج رفت. در بازگشت از سفر دوم، خرابههای مداین را دید و قصیدهی ایوان مدائن را سرود. با این که همیشه آرزوی دیدار خراسان را درسرداشت هرگز به این سفر موفق نشد. در سال ۵۷۰ ه. ق به امر اخستان بن منوچهر به زندان افتاد و هشتماه در زندان بود. در سال ۵۷۱ ه. ق فرزندش رشیدالدّین درگذشت و او را داغدار کرد. تأثیر این داغ در قصیدههای غرّای او دیده میشود.
شروانشاه اخستان به او لقب سلطانالشعرا دادهاست. در ابتدا حقایقی تخلص میکند. بعد از آنکه ابوالعلایگنجوی او را به خدمت خاقان منوچهر معرفی کرد، لقب «خاقانی» بر اونهاد. ابوالعلا میگوید: «چون شاعر شدی بردمت پیش خاقانی/ به خاقانیات من لقب برنهادم». خاقانی خود را حسّان عجم مینامد. گویا از جانب عموی خود کافیالدّین عمر بن عثمان این لقب را گرفته است. «چون دید که در سخن تمامم/ حسان عجم نهاد نامم»
خاقانی از سخنگویان قوی طبع و بلند فکر است. التزام ردیفهای دشوار و تصریح در قصاید بلند و طولانی با حفظ درستی و تناسب معنا از ویژگی شعر اوست. جنبهی وصفی در اشعار او به ویژه وصف صبح، صبوحی کشان، بزم باده گساران ، وصف بزمهای زمستانی و اسباب آن، آلات طرب وتوصیف بهار و خزان، قوی و دلرباست و در این شیوه سرآمد شاعران زمان خویش است. سبک او در حقیقت شاخهای از روش سنایی است. اطلاعات فراوان و احاطهی او بر لغات فارسی، اصطلاحات فلسفه و پزشکی و دقّت ادبی، درک شعر او را دشوار کردهاست. او شافعی مذهب بود و احساسات شدید مذهبی داشت. در دیوانش قصاید زیبایی دربارهی مکه، حضرت رسول (ص)، زهد و تقوا و پیروی از روش دین هست.
سلاطین معاصر او:۱- خاقان اکبر ابوالهیجا فخرالدّین منوچهر بن فریدون شروانشاه است. ۲- خاقان کبیر جلالالدّین ابوالمظفّر اخستان بن منوچهر ۳- علاءالدّین اتسز بن محمّد خوارزم شاه (۵۲۱ تا ۵۵۱ ه. ق) ۴- نصرهالدّین اسپهبد اعظم ابوالمظفر لیالواشیر از فرمانروایان طبرستان ۵- غیاثالدّین محمّد بن محمود بن محمّد بن ملکشاه از سلجوقیان عراق (۵۴۷ تا ۵۵۴ ه. ق) ۶- رکنالدّین ارسلان بن طغرل (۵۵۵ تا ۵۷۱ ه. ق) ۷- سیفالدّین مظفّر دارای دربند ۸- سیفالدّین اتابک منصور حکمران شماخی ۹- مظفّرالدّین قزل ارسلان عثمان بن ایلدگز (۵۸۱ تا ۵۸۷ ه. ق) ۱۰- مظفّرالدّین تکش بن ایل ارسلان خوارزمشاه
شعرای معاصر او: ابوالعلایگنجوی، رشیدالدّین وطواط، مجیرالدّین بیلقانی، جمالالدّین اصفهانی، اثیرالدّین اخسیکتی و نظامی که به سبب نزدیکی زادگاه و وطن با یکدیگر دوست بوده و با هم مراوده داشتهاند. نظامی در رثای او میگوید:
همیگفتم که خاقانی دریغاگوی من باشد دریغا من شدم آخر دریغاگوی خاقانی
وفات او: مطابق نقل جوینی زندگانی او تا سال ۵۹۲ ه. ق مسلم است. بعضی وفات او را سال ۵۹۵ ه. ق میدانند، که سخن صحیحی است. او را در سرخاب تبریز به خاک سپردند. چون جمعی از شاعران در جوار او مدفون گشتند، به مقبرهالشعرا شهرت یافت.
از اوست: