رود و سرود و مطرب و می خوش کند بزم

تدبیر جمع کردن این هرچهار کن

منابع:
فروزانفر، بدیعالزمان، سخن و سخنوران، ص ۲۴۰/ اته، هرمان، تاریخادبیات در ایران، ص۱۰۴/ نظمی تبریزی، علی، دویست سخنور، ص ۱۳/ سمرقندی، دولتشاه، تذکرۃالشعرا، ص ۹۳/ صفا، ذبیحالله، گنج سخن، جلد اول، ص ۳۲۵/ صبا، محمدمظفرحسین، تذکرهی روز روشن، ص ۴۴/ آیتی، عبدالمحمد، شکوه قصیده، ص ۱۵۳/ ایمان، رحمعلیخان، منتخباللطایف، ص۲۷/ ریپکا، یان، تاریخادبیات در ایران، جلد اول، ص ۳۶۳
شیخ ابوالحسن خرقانی: رجوع شود به: علی بن جعفر خرقانی
شیخالاولیالقب، رجوع شود به: ابوحامد (ابوطالب) محمّد بن ابیبکر ابراهیم فریدالدّین
شیخالعالم: لقب سیفالدّین باخرزی، رجوع شود به: سیفالدّین ابوالمعالی سعید بن مظفر باخرزی
شیخ خرقانیرجوع شود به: علی بن جعفر خرقانی
شیخ سعدالدّین حموی: رجوع شود به: محمّد بن محمّد بن حموه

شیخ صدرالدّین

از شاعران نیشابوری و معاصر سلاطین خوارزمشاهی است. ابتدا مستوفی الگای نیشابور بوده و در آخر آن شغل را به فرزند خود میدهد. خود گوشهنشین شده و به عبادت الهی مشغول میگردد. «با توجه به همعصری با خوارزمشاهیان در قرن ششم میزیستهاست. (گردآورنده)»
از اوست:

گر دهدت روزگار دست و زبان، زینهار دست درازی مجو، چیره زبانی مکن
باهمه عالم ملاف، با همه کس از گزاف هر چه ندانی مگو، هرچه توانی مکن

منبع: آذر، لطفعلی بیگ بن آقاخان، آتشکده، جلد دوم، ص ۶۹۳

شیخ علی

شیخعلی، معروف به باباکوهی، از شاعران عارف قرن چهارم و پنجم هجری است. در شیراز چشم به جهان گشود. او از شاگردان شیخ کبیر ابوعبیدالله محمّد بن خفیف شیرازی (متوفی،۳۷۱ ه. ق) است. در ابتدای جوانی به سیروسیاحت پرداخت و از محضر بزرگان علم و ادب بهره برد. به خدمت بسیاری از مشایخ رسید. سپس به زادگاه خود برگشت. در یکی از کوههای شمالی شیراز به ریاضت و عبادت مشغول گردید. چون بیشتر عمر خود را در آن کوه گذرانید، به کوهی مشهور شد. او دیوان اشعاری دارد. در شعر نیز کوهی تخلص میکند.
وفات او: نزدیک صد سال عمر کرد. به سال ۴۰۴ ه. ق وفات یافت. او را در عبادتگاهش به خاک سپردند. آرامگاه او در کنار شهر شیراز برفراز کوه بلندی واقع است، که از همهجای شیراز دیدهمیشود.
منابع:
نظمی تبریزی، علی، دویست سخنور، ص ۲۴۸/ اته، هرمان، تاریخادبیات در ایران، ص ۱۳۱

شیخ نجمالدّین

مشهور به دایه از اصحاب نجمالدّین کبری و اهل ری است. او به سال ۵۷۳ هجری در ری به دنیا آمد. کودکی او در این شهر گذشت. از ری به خوارزم و از آنجا به ری بازگشت. با حملهی مغول، زن و فرزندان خود را رها میکند و با گروهی از صوفیان و مریدان به همدان می رود. قبل از محاصرهی همدان به شهر اربیل میرود. از آنجا به روم، بعد به ارزنجان و در آخر به بغداد میرسد. تحت تربیت شیخ مجدالدّین بغدادی قرار گرفت. تخلص او در شعر نجم یا نجم رازی است. کتاب مرصادالعباد را در سیواس به ماه رمضان ۶۱۸ هجری آغاز کرد و به سال ۶۲۰ هجری به پایان برد. تفسیر بحرالحقایق از مصنفات اوست.