انگیزه های فیزیکی : سلامتی، کاهش فشارهای عصبی، …
انگیزه های فرهنگی : هنر، مذهب، شیوه های زندگی، …
انگیزه های فردی : ملاقات با دوستان و خویشاوندان، …
انگیزه های اعتباری و حیثیتی ( پرستیژی ) : احترام، پیشرفت فردی، به عنوان مثال ؛ کنفرانس تجاری.(زندی،۱۳۹۰).
نیازهای سفر به مثابه تئوری سلسله مراتبی نیازهای مازلو عبارتند از:
نیاز های فیزیکی : این نیازها پاینترین نیاز انسان و شامل نیازهای فیزیولوژیکی نظیر نیازبه غذا، آب، نیازهای جنسی و دیگر نیا زهای اصلی و اولیه است. تا زمانیکه به این نیا زهای ما جواب داده نشود سایر نیازها در افراد ایجاد انگیزه نخواهد کرد و فرد سعی می کند تا از طرق مختلف به این نیاز های فیزیکی پاسخ گوید. به طوریکه طبق نظریه این دو نظریه پرداز افراد در ابتدا به منظور ارضاء این نیاز ها اقدام به سفر می کنند. یعنی گردشگران در ابتدا نیاز دارند تا از زندگی عادی و یکنواخت خود خارج شوند و عواملی از قبیل میل به آسایش و راحتی، نیاز های جنسی، نوشیدن وخوردن، هیجان، در آ نها ایجاد انگیزه خواهد کرد.
نیاز به امنیت و سلامتی: بر طبق نظریه ی مازلو نیاز به امنیت قبل از نیاز های سطح بالاتر در افراد ایجاد انگیزه خواهد کرد و باید سطح قابل قبولی از نیاز به امنیت و سلامتی در فرد ارضاء شده باشد تا سایر نیازهای دیگر در افراد ایجاد انگیز کند. گونزالز و بللو اظهار می کنند که افراد بعد از آنکه نیازهای اولیه خود را به طرق مختلف ارضاء کردند، سعی می کنند از طریق سفر استرس و نگرانی هایشان را پایین بیاورند.
نیاز به ایجاد رابطهنیاز به سفر در این مرحله برای تأمین نیازهای اجتماعی و تعامل با دیگران است و افراد تمایل دارند تا به سف رهای دسته جمعی با دوستان یا خانواده شان بروند.
نیاز به احترام و تعالی شخصیتی: کسب وجه و اعتبار انگیزه اصلی سفر در این مرحله است
که از طریق شرکت در مجامعه بین المللی، نمایشگاه ها و کنفرانس ها صورت می گیرد و با همین اهداف هم اقدام به سفر می کند.
نیاز به خود شکوفایی: بر اساس این نیاز انگیزه سفر ناشی از نیاز کشف حقیقت هستی و کنجکاوی و قوه خلاق بشر است در این مرحله سایر نیاز های افراد به میزان معقول ارضاء شده است و این نیا زها دیگر در فرد ایجاد انگیز نمی کند و فرد در خود نیاز به پیشرفت،شناخت، رشد، را احساس میکند و همین امر در او انگیزه سفر را ایجاد میکند و سفرهای خود را بیشتر با همین هدف دنبال می کند(ابراهیم پور و روشندل،۱۳۹۰).
نظریه پردازان دیگر، فهرست های طولانی تری از انگیزه های گردشگری را ارئه داده اند . هادمن و هاوکینز[۱۵] ده مورد از مهمترین انگیزه ها را برشمرده اند :
۱) سلامتی
۲) اشتیاق و کنجکاوی
۳) ورزش ( فعالیت و مشارکت ورزشی )
۴) ورزش ( تماشای مسابقات ورزشی )
۵) تفریح
۶) ملاقات با دوستان و خویشاوندان
۷) فعالیت های تجاری و حرفه ای
۸) پیوندها و وابستگی های خویشاوندی
۹) خود شکوفایی
۱۰) مذهب(زندی،۱۳۹۰).
شمول [۱۶]، این انگیزه ها را در پنج گروه، طبقه بندی نمود :
آموزشی / فرهنگی
استراحت و آرامش / ماجراجویی / تفریح و سرگرمی
سلامتی / تجدید قوا ( بازآفرینی )
.قومی/ خانوادگی
اجتماعی / رقابتی(رنجبریان و زاهدی،۱۳۸۹).
بروک و هانر[۱۷] ، انگیزه های گردشگری را به شکل زیر تقسیم بندی نموده اند :
انگیزه های فیزیکی : تفریح و استراحت، استفاده از آب و هوا و شرایط خاص اقلیمی، تندرستی و سلامت جسمانی، فعالیت های ورزشی .
انگیزه های احساسی : یاد و حسرت گذشته، زیبایی شناختی، خیال پردازی عاشقانه، واقعیت گریزی، خیالات خارق العاده .
انگیزه های فرهنگی : آداب خورد و خوراک، تماشای مناطق دیدنی، شناخت تاریخ آن محل .
انگیزه های اجتماعی : بی نظیر و منحصر به فرد بودن .
انگیزه های شخصی : ملاقات با دوستان و خویشاوندان .
پیشرفت فردی : یادگیری یک زبان جدید یا مهارت تازه (ابراهیم پور و روشندل،۱۳۹۰).
شاید طولانی ترین فهرست از انگیزه های سفر متعلق به توماس[۱۸] باشد . این فهرست شامل هجده مورد به شرح زیر می باشد :

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.