چهرۀ خسته و رنگ پریده راضیه/ صدای شادی و هورای بچه ها

راضیه اعتقادات مذهبی شدید دارد.
راضیه مجبور است کار کند پس حتما به کار ادامه می دهد.

شستن فرش بخاطر نجاست / باور مذهبی و اهمیت نظافت در فرهنگ ایران
راضیه چادر به سر به بیرون می رود/ تفاوت پوشش در داخل و خارج از منزل
آقا جون مربیه نشسته رو نیمکت/ پیشکسوت بودن بزرگترها
خانمی در اتوبوس جایش را به راضیه که بی حال است می دهد/ همدردی با همنوع
نادر به جای راضیه اسم دخترش را صدا می کند/ ممنوعیت بردن نام زن غریبه

در نمای بعد نادر را با بچهها در حال بازی فوتبال دستی می بینیم، بدون آنکه به نظر برسد روز قبل اتفاقی افتاده باشد. صدای خنده و هیاهوی بازی فضای خانه را پر کرده است. شعری که ترمه هنگام بازی کردن می خواند، تماشاگر ایرانی را به دوره زمانی خاصی ارجاع می دهد. راضیه را میبینم که در پس هیاهوی شادی دیگران رنگ پریده در حال آب زدن به صورتش است.
روز بعد پس از بازگشت نادر و ترمه به خانه متوجه می شوند راضیه نه تنها در خانه نیست و پدر نادر را تنها گذاشته، بلکه دست او را به تخت بسته است. نادر که به شدت از تصور اینکه پدرش را از دست داده است، سراسیمه با کمک ترمه او را به تخت بر می گرداند. پس از آنکه متوجه می شود زنده است دست و صورت او را با آب یخ می شوید. در ادامه نادر می خواهد پاچۀ شلوار پدر نادر را بالا بزند تا ببیند زخمی شده است یا نه. ولی پدر تا زمانی که ترمه آنجا حضور دارد و در باز است اجازۀ اینکار را نمی دهد. سپس نادر پدر را با ویلچر به حمام می برد. نادر در حالی که زیر لب می گوید -بی شرف! از ترمه می پرسد دخترم تو از کشو پول برنداشتی؟ -نه. بعد به سراغ کیف سمیه رفته و وقتی می خواهد داخل آن را بگردد از دخترش می خواهد به آشپزخانه برود.
راضیه به خانه برمی گردد. ترمه جواب سلام او را نمی دهد. او نیز برای دادن آب به دخترش به آشپزخانه می رود. نادر به طرف راضیه رفته و از او می پرسد کجا بوده و چرا پدرش را تنها گذاشته است.
در ادامه که بحث بالا می گیرد نادر از بچه ها می خواهد از آنجا بروند. سپس از راضیه می پرسد چرا از کشو پول برداشته است. راضیه در حالی که شوکه شده سعی می کند از خود دفاع کند و برای اینکار به قسم خوردن متوسل می شود. دعوا که بالا می گیرد نادر او را از خانه بیرون می کند. راضیه که معتقد است به ناحق به او تهمت زده شده از سویی دستمزد روزی که کار کرده را می خواهد شروع می کند به در زدن. از طرفی پدر نادر پشت در حمام نشسته و نادر و ترمه درگیر برطرف کردن این مشکل هستند. در نهایت مجبور می شوند در را هل بدهند. پدر نادر روی زمین افتاده و او بسیار ناراحت است در همین هنگام راضیه که با کلید در را باز کرده وارد خانه می شود.
نادر با دیدن این صحنه از دست او عصبانی شده و با هم شروع به جر و بحث می کند. نادر که نمیتواند به درگیری لفظی با راضیه ادامه دهد او را از خانه بیرون می کند. او نیز همچنان در حال قسم خوردن و خواستن حق خود با مقاومت در را نگه داشته است. در یک لحظه نادر او را به بیرون هل می دهد. با صدای دویدن همسایه به پائین و صدای گریۀ سمیه، ترمه در را باز می کند و راضیه را می بیند که در حالیکه سعی می کند چادرش را سر کند به کمک خانم همسایه از پله ها پائین می رود.

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

هرمنوتیک معنایی یا ضمنی نمادین کنشی فرهنگی یا ارجاعی
کلی آیا سیمین بی گناهی نادر را قبول دارد؟
آیا حجت متوجه پنهانکاری همسرش خواهد شد؟
آیا حجت بابت سقط جنین شکایت می کند؟
آیا نادر دیه را به حجت می دهد؟
پایین رفتن آسانسور/ خود را به سطح اجتماعی پایین آوردن، سطح خانواده حجت پایین است.
استدعا می کنم، بزرگواری بفرمایی، آقا مؤدب باشین و…/ ادب و نزاکت نادر که تحصیل کرده است
نگاه نادر با دیدن خانواده حجت به زمین/ احساس گناه و شرمساری
نگاه سمیه به پای زنجیری متهم/ وارد شدن کودکان به مسایل نا مناسب سنشان
نادر در خانۀ پدر زندگی می کند/ زندگی به سیاق گذشتگان
طبقۀ بالا طبقۀ عرضه کننده اطلاعات/ طبقۀ پایین جایی که خانواده حجت است
خودزنی حجت / خو نسردی و مؤدب بودن نادر
دعوای لفظی اعظم با سیمین/ دعوای فیزیکی حجت با نادر