آدامز[۲۰] (۱۹۶۵) در نظریه برابری خود به دو مؤلفه عمده درونداد و پیامد یا بازده می‌پردازد. درونداد عبارت از هر چیزی است که فرد احساس کند در مبادله اجتماعی از خود مایه می‌گذارد، توانایی‌های هوشمندانه، مهارت‌های روانی حرکتی، ویژگی‌های شخصیتی و تجربه درونداد به‌حساب می‌آیند. هر پیامد یا بازده عاملی است با بار ارزشی که فرد احساس می‌کند از مبادله اجتماعی به دست می‌آورد. پول، ارتقاء شغلی و تشویق ازجمله پیامد‌هایی هستند که از یک کوشش در یک سازمان عاید فرد می‌گردند. فرض کلی این نظریه این است که فرد ارزش نسبی بین دروندادها و پیامدهای خود را با ارزش نسبی بین دروندادها و پیامدهای شخصی یا اشخاصی که از نقطه‌نظر وی قابل‌مقایسه هستند محاسبه کرده و این نسبت‌ها را با یکدیگر مقایسه می‌کنند. برابری در صورتی وجود خواهد داشت که نسبت پیامد به درونداد شخص با نسبت پیامد به درونداد شخص یا اشخاص دیگر برابر باشد و زمانی نابرابری حاکم است که نسبت‌های به‌دست‌آمده برابر نباشند، بر اساس این نظریه اگر حالت برابری وجود داشته باشد فرد از موقعیت کاری خویش احساس خشنودی می‌کند. لذا طبق این نظریه مردم سطحی از تلاش را در شغل خویش برمی‌گزینند که به‌گونه‌ای آن را منصفانه و عادلانه می‌پندارند. به‌طورکلی نظریه برابری پژوهشگران زیادی را به خود جلب کرده و کوشش آن‌ها در جهت پیشبرد دانش انگیزش برای کار سهم عمده‌ای داشته است. پیش‌بینی‌های این نظریه در خصوص واکنش کارکنان در نابرابری‌هایی مربوط به حقوق و دستمزد از پشتیبانی پژوهشی خوب سود برده و نتایج این پژوهش‌ها از همسانی نسبی برخوردار است (لندی، ۱۹۸۱[۲۱]).
البته لازم به ذکر است که انصاف و عدالت اجتماعی مفاهیمی اخلاقی هستند و افراد با توجه به رشد اخلاقی‌شان درزمینه‌ی ادراکاتشان نسبت به این مفاهیم و واکنش‌هایشان در قبال نابرابری باهم تفاوت دارند این نظریه چنین تفاوت‌های فردی درزمینه‌ی رشد اخلاقی افراد را مورد توجه قرار نداده است.
۲ـ۱ـ۲ـ۳ـ نظریه ارزش
نظریه ارزش جان لاک[۲۲] (۱۹۶۸) از دیگر نظریه‌های موجود درزمینه‌ی خشنودی می‌باشد، طبق این نظریه خشنودی شغلی هر فرد شاغل به‌اندازه‌ای است که پاداش‌ها یا عایدی کار ازنظر افراد ارزشمند و دلپذیر شمرده‌شده می‌باشند و به‌این‌ترتیب هرقدر این مشاغل آنچه را که مردم ارزش می‌شمارند فراهم نماید خشنودکننده‌تر خواهند بود. بر اساس هر نظریه اگر ارزش‌هایی را که افراد برای عایدی از کار قائل هستند بدانیم، می‌توانیم از آن برای پیش‌بینی خشنودی شغلی آنان استفاده کنیم. هرقدر ارزش هر عامل بیشتر باشد اثر قابل‌ملاحظه‌تری در خشنودی شغلی خواهد داشت؛ بنابراین اگر کارکنان سازمان پول را بیشتر از داشتن استقلال در کار ارزشمند دانسته باشند کاهش حقوق موجب ناخشنودی بیشتری در مقایسه با کاهش استقلال کاری در آنان خواهد شد. برخی مطالعات این نظریه را تأیید می‌کنند (یعقوبی به نقل از لاک، ۱۹۹۶).
۲ـ۱ـ۲ـ۴ـ نظریه گروه مرجع
این نظریه با نظریه کامروایی نیاز مشابه می‌باشد با این تفاوت که در نظریه گروه مرجع خواسته‌ها، نیازها و علائق فرد تعیین‌کننده خشنودی شغلی فرد نیستند بلکه دیدگاه‌ها و عقاید گروهی که شخص برای هدایت و ارشاد به آن می‌نگرد تعیین‌کننده واقعی خشنودی شغلی او می‌باشد این گروه‌ها به گروه مرجع معروف می‌باشند. بنابر پیش‌بینی این نظریه اگر شغلی علائق، خواستهها و شرایط گروه مرجع شخص را برآورده نمایند شخص آن شغل را دوست خواهد داشت و در غیر این صورت شخص به آن شغل علاقه‌ای نخواهد داشت. بهترین نمونه آزمایشی این نظریه توسط هیولین[۲۳] (۱۹۶۶) برآورده شده است بدیهی است که این الگو نیز توضیحی ناقص از خشنودی شغلی است؛ زیرا بااینکه برخی از مردم با عقاید گروهی و با ارزشیابی گروه از پدیدارهای محیطی هم‌داستان می‌شوند ولی بسیاری نیز در مقابل این فشارها از خود مقاومت نشان می‌دهند (کورمن[۲۴]، ۱۹۷۷، ترجمه شکرشکن، ۱۳۷۰).
۲ـ۱ـ۲ـ۵ـ نظریه ژنتیک
شواهد موجود نشان میدهد که خشنودی شغلی توسط عوامل ژنتیک و ارثی تحت تأثیر قرار می‌گیرد (شرنیگتون[۲۵]، ۱۹۴۴).
آروی[۲۶] و همکاران (۱۹۸۹) به‌منظور بررسی نقش عوامل ژنتیک بر خشنودی شغلی ۳۴ جفت دوقلوی یکسان را با میانگین سنی ۴۰ سال که دور از هم تربیت شده بودند مورد مطالعه قرار دادند، همه اینها پرسشنامه‌ای چندوجهی را درزمینه‌ی خشنودی شغلی تکمیل کردند، نتایج نشان داد که همگی این افراد برخلاف تربیت در محیط‌های مختل از خشنودی شغلی کلی برخوردار بودند. این محققین نتیجه گرفتند که ویژگی‌های ذاتی و روانی افراد می‌توانند بر اطلاعاتی که در موقعیتهای اجتماعی مانند کار می‌گیرند و تفسیر می‌کنند اثر بگذارند (فورنهایم[۲۷]، ۱۹۹۲).
۲ـ۱ـ۲ـ۶ـ نظریه سلسله‌مراتب نیاز مزلو
روان‌شناسان سازمانی اغلب بر این باورند که سلسله‌مراتب نیاز مزلو در بررسی رضایت‌مندی شغلی کاربردپذیر است. آبراهام مازلو یک روان‌شناس بود. وی برای اولین بار تئوری خود را در دهه ۱۹۴۰ ارائه داد. او تحت تأثیر مکتب روابط انسانی بود و عقیده داشت انسان‌ها و حیوانات نیازمند هستند و دارای امیال غریزی می‌باشند. علاوه بر این او اعتقاد داشت نیازهای انسان به ترتیب اهمیت طبقه‌بندی می‌شوند و ابتدایی‌ترین آن‌ها در پایین‌ترین سلسله‌مراتب قرار دارند. در این تئوری نیازهای آدمی در پنج طبقه قرار داده شده‌اند که به ترتیب عبارت‌اند از: نیازهای جسمانی، نیاز به امنیت، نیاز به محبت، نیاز به حرمت و نیاز به خودیابی و کمال. نیازهای مذکور در سازمان به‌صورت پرداخت حقوق و مزایا و امکانات رفاهی ایجاد امنیت شغلی و مقررات حمایتی، تشکل‌های گروهی رسمی و غیررسمی در محیط کار قائل شدن حرمت برای فرد و کار او در سلسله‌مراتب مختلف سازمان و ایجاد امکانات برای شکوفایی توان بالقوه افراد ارضا می‌شوند.
۲ـ۱ـ۲ـ۷ـ نظریه بروفی
الف) نظریه نیازها:
میزان رضایت شغلی هر فرد که از اشتغال حاصل می‌شود به دو عامل بستگی دارد، اول چه مقدار از نیازها از طریق کار و احراز موقعیت موردنظر تأمین نشده باقی می‌ماند. نتیجه‌ای که از بررسی عوامل اول و دوم حاصل می‌شود، میزان رضایت شغلی فرد را تعیین می‌کند.
(مثال‌های سازمانی) (مثال‌های کلی)

این مطلب را هم بخوانید :  شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر اثربخشی سازمانی به روش پرومتی- قسمت ...

شغل تلاش نیازهای خودیابی کسب موفقیت

 

عنوان شغل نیازهای احترام منزلت

 

دوستان در گروه نیازهای تعلق دوستی
دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.