پایان نامه رایگان با موضوع هزینه سرمایه، کیفیت حسابرسی، سهم بازار، گزارشگری مالی

دانلود پایان نامه

از آنها در پیشبینیهای خود، توانايي سرمايهگذاران را با دادن اطمينان معقول از قابليت اتكاي اطلاعات منتشر شده، براي تجزيه و تحليل و انجام پيشبينيها و در نهايت تصميمگيريهاي درست، افزايش ميدهد. به همین دلیل، با توجه به اهمیت تخصص و تداوم انتخاب حسابرس ضروري است در بازار سرمايه ايران نيز تاثیر اين عوامل بر کیفیت اطلاعات ارایه شده و ريسك اطلاعاتی و نهایتا هزینه سرمایه بررسي شود.
4.1) اهداف تحقيق
هدف كلي: هدف ما در اين تحقيق فراهم آوردن شواهد تازه اي در رابطه با تاثير تخصص و تداوم انتخاب حسابرس بر هزینه سرمایه در شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است
همچنین، اهداف دیگر این تحقیق عبارتند از:
كمك به شركتها در انتخاب حسابرس و ارزیابی هزینه سرمایه.
كمك به حسابرسان در تصميمگيريهاي استراتژيك و بازاريابي بهتر مشتريان خود
5.1) مدل تحقيق و شيوه اندازه گيري متغيرها
1.5.1)متغیر وابسته
در این تحقیق متغیر وابسته هزینه سرمایه است. برای اندازه گیری این متغیر از نسبت سود به قیمت شرکت t به میانه سود به قیمت صنعت (که از میانه سود به قیمت شركتهاي هرصنعت درنمونه موردبررسي به دست مي آيد) استفاده می شود. ازاين نسبت به عنوان شاخص هزينه سرمايه سهام عادي استفاد شدهاست،زيرااين نسبت اهميت سودهايي راكه درمقابل قيمت كوچك بوده ونشان دهنده کيفيت بالاي اقلام تعهدي است، حفظ ميكندوشاخص مطلوبي ازهزينه سرمايه است كه دربازارمشاهده شده است؛به طوري كه با افزايش قيمت،سهامداران انتظاردارندكه سوددر آينده نزديك افزايش يابد. فرانسيس وهمكاران باتوجه به يافته هاي تحقيقات پيشين،سودبه قيمت تعديل شده صنعت (IndEP) رابه عنوان شاخص ي براي مقايسه ويژگيهاي ريسك وبازده و رشد شركتهاونيزمعيارهزينه سرمايه سهام عادي استفاده كردند. برای به دست اوردن هزینه سرمایه از فرمول زیر استفاده می شود:
IndEP =(Ei,t+1)/(Pi,t)/MEDK i,t
كه در ان IndEP هزینه سرمایه، Ei,t+1 سود پیش بینی شده سال t+1، pi,tقیمت سهم در پایان سال tو MEDi,t نماد میانه نسبت های سود به قیمت صنعت Kام که شرکتi در ان قرار دارد.

2.5.1) متغیرهای مستقل
تخصص موسسه حسابرسی در صنعت
در این تحقیق از سهم بازار به عنوان شاخصی برای اندازهگیری تخصص صنعت موسسه حسابرسی استفاده شده است. زیرا اولویت صنعت را نسبت به دیگر حسابرسان نشان میدهد. هر چه سهم بازار موسسهی حسابرسی بیشتر باشد، تخصص صنعت و تجربهی آن نسبت به دیگر رقبا بیشتر است. سهم بازار موسسه حسابرسی به صورت زبر محاسبه میشود :
مجموع داراییهای تمام صاحبکاران یک موسسه حسابرسی خاص در یک صنعت خاص تقسیم بر مجموع داراییهای تمام صاحبکاران در این صنعت، که فرمول آن به شرح زیر است(اعتمادی و همکاران، 1388):
MSik = □((∑_(j=1)^(j_ik)▒(〖TA〗_ijk ) )/(∑_(i=1)^(I_k)▒∑_(j=1)^(j_ik)▒(〖TA〗_ijk ) ))
در فرمول مزبور: MSik سهم بازار موسسه حسابرسی iام در صنعت kام؛ TA مجموع داراییهای صاحبکاران؛ i نماد موسسهی حسابرسی؛j نماد شرکت صاحبکار؛ k نماد صنعت مورد نظر؛ jik نماد تعداد صاحبکاران موسسه حسابرسی iام در صنعت kام؛ و Jk نماد تعداد موسسات حسابرسی در صنعت kام است.
با پیروی از اعتمادی و همکاران (1388) موسساتی در این صنعت به عنوان متخصص صنعت (که با نماد Spec نشان داده میشود) در صنعت شناخته میشود که سهم بازارشان در رابطهی زیر برقرار باشد:
MSik1/N_K *1.2

که در آن؛ Nk تعداد شرکتهای موجود در صنعت k ام است. بنابراین، اگر شرکت توسط موسسه حسابرسی متخصص در صنعت حسابرسی شده باشد 1 Spec = و در غیر این صورت Spec = 0 خواهد بود.

تداوم انتخاب حسابرس
در این تحقیق تداوم انتخاب حسابرس(Tenure)، تعداد سالهای متوالی است که یک موسسه حسابرسی، مسئولیت حسابرسی یک شرکت را بر عهده میگیرد (میرز و همکاران، 2003). به منظور گردآوری اطلاعات تداوم انتخاب حسابرس، از گزارشهای حسابرسی شرکتها استفاده شده است.
3.5.1) متغیرهای کنترل
در این تحقیق چهار متغیر اندازه شرکت، اهرم مالی ، ریسک سیستماتیک و نرخ رشد شرکت به عنوان متغیرهای کنترل در نظر گرفته میشود.
اندازه شرکت: هر چه حجم حقوق صاحبان سهام یا حجم دارایی های شرکت بیشتر باشد اندازه شرکت بزرگتر است.
اهرم مالی: به این مفهوم که از محل بدهی ها و استقراض چه میزان دارایی برای شرکت تامین می شود. یا به عبارتی چند درصد از دارایی های شرکت ازمحل بدهی ها تامین می شود. بنابراین برابر است با نسبت بدهی های شرکت به جمع دارایی های ان.
ریسک سیستماتیک: حساسیت بازدهی سهام یک شرکت به بازدهی سبد سهام بازار است .که از کوواریانس بازده شرکت و بازده بازار تقسیم بر واریانس بازده بازار به دست می اید.
رشد شرکت: تغیرات میزان درامد فروش در سالهای پیاپی است.به عبارتی نرخ رشد فروش در یک سال نسبت به سال گذشته است.
4.5.1) مدل تحقیق
هدف آزمون فرضیهی آماری، تعیین این موضوع است که با توجه به اطلاعات به دست آمده از دادههای نمونه، حدسی که در بارهی خصوصیتی از جامعه زده میشود، تایید میشود یا خیر؟ این تحقیق به دنبال بررسی تاثیر تخصص و تداوم انتخاب حسابرس بر هزينه سرمايه است. بدین منظور از الگوی زیر برای بررسی فرضیهها به شرح زیر استفاده شده است:
IndEP i,t = b0 + b1SPi,t + b2Tenurei,t + b3Beti,t+ b4Levi,t + b5LNsizeit+ b6 Growsi,t+ ui,t

در فرمول مزبور، IndEP i,t هزینه سرمایه سهام عادي در سال t، SPi,t ,تخصص حسابرس در صنعت در سال t؛ Tenureمتغیر تداوم انتخاب حسابرس ؛ Beti,tریسک سیستماتیک، Levi,t اهرم
مالی، Lnsizeit اندازه شرکت، Growsi,t رشد درامد فروش در سال t است.
6.1) فرضيه‏هاي تحقیق
با توجه به اینکه هدف این تحقیق، بررسی تاثیر تداوم انتخاب حسابرس و تخصص حسابرس در صنعت بر هزینه سرمایه است ، فرضیههای تحقیق به صورت زیر تدوین شده است:
فرضیه اول: تخصص حسابرس بر هزینه سرمایه تاثیر معنیداری دارد.
فرضیه دوم: استمرار انتخاب حسابرس بر هزینه سرمایه تاثیر معنیداری دارد
7.1)تعريف واژه هاي و اصطلاحات
بورس اوراق بهادار: بورس اوراق بهادار، به معنی یک بازار رسمی و متشکل سرمایه است که در آن انواع اوراق بهادار مانند سهام و اوراق قرضه، تحت ضوابط و مقررات خاصی مورد دادوستد قرار می گیرد (دوانی،1383،ص153) 1.
هزینه سرمایه : هزینه سرمایه حداقل نرخ بازدهی که شرکت باید به دست آورد که بازده مورد نظر سرمایه گذاران در شرکت تامین شود.
تخصص حسابرس : كند (2008) تخصص حسابرس در صنعت را خلق ایده های ساده و تازه جهت کمک به صاحبکاران و همچنین فراهم کردن راه کارهای تازه برای برخی از مسائلی که صاحبکاران در صنایع مربوط به خود با ان مواجه اند.
استمرار انتخاب حسابرس : ميرز و همكاران(2003)تداوم انتخاب حسابرس را تعداد سالهاي متوالي میداند كه يك حسابرس مسئوليت حسابرسي يك شركت را بر عهده ميگيرد

فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه تحقیق

2.1) مقدمه
سرمايه گذاري باهدف بيشينه سازي ثروت سهامداران از جمله موضوعات بسيار مهم در حوزه مديريت مالي است. براي دستيابي به هدف فوق افزايش عايدات حاصل از سرمايه گذاريها و كمينه نمودن سرمايه دو راهكار مناسب تلقي ميگردد. بر همين اساس اطلاع از هزينه سرمايه همواره در تصميمات شركتي نقش اساسي داشته است. دستيابي به نرخ هزينه مناسب در تعيين تركيب بهينه ساختار مالي شركت ها و به ويژه در كسب بهترين نتايج حاصل از عمليات به شكل سود آوري و افزايش قيمت سهام از اهميت خاصي برخوردار مي باشد.
اتفاقهای جهانی از جمله بحرانهای اقتصادی منجر به پررنگ‌ترشدن نقش اساسی گزارشهای مالی قابل اعتماد و باکیفیت شده است. این اتفاقهای همچنین نشانگر اهمیت کیفیت حسابرسی در دیگر جنبه‌ها و زمینه‌های گزارشگری مالی است. دستیابی به کیفیت گزارشگری مالی منوط به صحت و درستی هر یک از حلقه‌های زنجیره گزارشگری مالیاست. یکی ازاین حلقه‌هاکه نقش عمده‌ای رادرحمایت ازکیفیت گزارشگری مالی درسرتاسر دنیا چه در زمینه بازار سرمایه بخش عمومی وچه بخش خصوصی ایفامی‌کند،حسابرسی مستقل است. حسابرسی مستقل،بخش مهم نظارت وبازرسی زیربنایی سازمانی و یک فعالیت مهم مبتنی بر منافع عمومی است که اطمینان می‌بخشد اطلاعات موجود در گزارشهای مالی به‌طور منصفانه و صحیح ارائه شده است. از دیدگاه تئوری نمایندگی، این موضوع نقش مهمی را در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و کاستن مسائل نمایندگی بین مدیریت و مالکین و همچنین سهامداران اکثریت و اقلیت بازی می‌کند
2.2)کیفیت حسابرسی
درگذشته تلاشهای زیادی برای تعریف «کیفیت حسابرسی» شده است؛ هر چند هیچکدام از آنها مقبولیت عمومی پیدا نکرده‌اند. کیفیت حسابرسی به‌طور خاص یک مفهوم پیچیده و چندوجهی است.
دي آنجلو (1981) كيفيت حسابرسي را استنباط بازار از احتمال توانايي حسابرس در كشف و گزارش يك تخلف در سيستم حسابداري صاحبكار تعريف كرده است. تعاريف زيادي از كيفيت حسابرسي وجود دارد كه اگر چه متفاوت هستند، اما از يك ساختار مشابه پيروي مي كنند. براي مثال، والاس3 (1980) كيفيت حسابرسي را كاهش ناخالصي ها و بهبود درجه ي خلوص داده هاي حسابداري مي داند. لي4 و همكاران (1999) كيفيت حسابرسي را احتمال عدم انتشار گزارش مقبول براي صورت هاي مالي حاوي اشتباهات اساسي تعريف مي كند. تيتمان5 و ترومن6 (1986) و بيتي7 (1989) كيفيت حسابرسي را به عنوان صحت اطلاعات گزارش شده به وسيله حسابرس تعريف مي كنند. بيانيه ي مفاهيم اساسي حسابرسي8 كه توسط انجمن حسابداري آمريكا9 در سال 1973 منتشر شد، كيفيت حسابرسي را توانايي حسابرس در اجراي كنترل بر كيفيت اطلاعات تهيه شده به وسيله اطمينان از رعايت اصول پذيرفته شده حسابداري تعريف كرده است.
در مجموع مي توان تعريف دي آنجلو را كامل ترين تعريف از كيفيت حسابرسي دانست. در اين تعريف، كيفيت حسابرسي شامل توانايي حسابرس در كشف تخلف (صلاحيت حرفه اي حسابرس10) و تمايل حسابرس براي گزارش اين تخلف (استقلال حسابرس) مي شود.
نكته ي مهم در تعريف دي آنجلو ” استنباط بازار” است، يعني در اين تعريف كيفيت حسابرسي منوط به استنباط بازار از توانايي حسابرس براي انجام وظيفه خود و ميزان استقلال وي است. شوئر11(2000) تعريف “دي آنجلو” از کيفيت حسابرسي را بدون تفکيک آن به کيفيت واقعي حسابرسي و برداشت از کيفيت حسابرسي پذيرفته‌است. اما واتكينز12 و همكاران (2004) استنباط بازار از كيفيت حسابرسي را با توانايي حسابرس براي افزايش اعتبار صورت هاي مالي مرتبط مي دانند. از سوي ديگر، به اعتقاد آنان كيفيت واقعي حسابرسي افزايش قابليت اتكاي صورت هاي مالي از طريق كاهش ارقام غيرواقعي در آن است.
لي (2007) معتقد است اگرچه استقلال ظاهري و صلاحيت حرفه اي مورد انتظار حسابرس ممكن است رابطه ي مستقيمي با استقلال و صلاحيت حرفه اي واقعي حسابرس داشته باشند، اما لزوما يكسان نيستند. وي براي تمايز قائل شدن بين اين دو مفهوم به ترتيب از دو واژه حسن شهرت حسابرس13 و توان نظارتي حسابرس14 استفاده كرده
است.
همانطور که پیشتر گفته شد، کیفیت حسابرسی به تعداد زیادی محرکهای مستقیم و غیرمستقیم وابسته است. در عین حال که عده‌ای بیشتر روی محرکهای مستقیم تاکید دارند، اما این جنبه هنوز نتوانسته پاسخی برای این پرسش باشد که آیا کیفیت حسابرسی مشمولیت عام یافته است.
رهنمودهای کیفیت حسابرسی ، کیفیت را مرتبط با چند ویژگی ذاتی و اصلی حسابرسی می‌دانند که این ویژگیها عبارتند از:
•   اهمیت
•   قابلیت اعتماد
•   بی‌طرفی
•  به‌موقع بودن
•   وضوح
•   کارایی
•   اثربخشی
بنابراین موسسات حسابرسی باید سیاستها، سیستمها و رویه‌هایی را به‌کار بندند که عوامل کیفی فوق را تقویت و در کلیه مراحل حسابرسی شامل پذیرش کار، زمان‌بندی کار، برنامه‌ریزی، اجرا، ارزیابی یافته‌ها، نتیجه‌گیری و گزارش‌دهی و پیشنهادهای حسابرسی، کنترلهای کیفیت را اجرا نمایند. جنبه‌های کیفی