پایان نامه تفاوت عامل گرایش پارانویایی معلمان زن مدارس عادی و استثنایی

۲-۲-۳ تعاریف و نظریه­های اضطراب

اضطراب یک احساس منتشر بسیار ناخوشایند و اغلب مبهم و دلواپسی است که با یک یا چند تا از احساس­های جسمی همراه می­گردد مثل احساس خالی شد و سردل، تنگی قفسه­سینه، طپش قلب، تعریق، سردرد یا میل جبری ناگهانی برای دفع ادار، بی­قراری و میل برای حرکت نیز از علائم شایع است.

اضطراب یک علامت هشدار­دهنده است، خبر از خطری قریب­الوقوع است و شخص را برای مقابله با تهدید آماده می­سازد ترس، علامت هشدار دهنده مشابه، از اضطراب با خصوصیات زیر تفکیک می­شود. ترس واکنشی، به تهدیدی معلوم و خارجی قطعی و از نظر منشا همراه با تعارض است تفکیک بین ترس و اضطراب بطور اتفاقی صورت گرفت (اسکات،۲۰۰۶، ص۶۰۶).

مترجمین اولیه آثار فروید، کلمه، Ongst آلمانی را که اضطراب با موضوعی سرکوب شده و ناخود­آگاه و ترس با موضوعی معلوم خارجی مربوط است، نادیده گرفته است به وضوح ترس نیز ممکن است به موضوعی ناخودآگاه سرکوب شده و درونی مربوط باشد که به شیئی در دنیای خارج از انتقال یافته است.

الگوهای اضطراب بسیار گوناگون است بعضی از بیماران علائم قلبی- عروقی دارند تندی ضربان قلب و تعریق برخی علائم گوارشی پیدا می­کنند، مثل تهوع، استفراغ- احساس خلاء درون شکم یا «پروانه در شکم» دردهای مربوط به گازهای روده یا حتی اسهال. بعضی­ها تکرار ادرار دارند، برخی نیز تنفس سطحی و احساس تنگی قفسه سینه پیدا می­کنند تمام علائم فوق واکنش­های احشائی است. معهذا در بعضی از بیماران تنش عضلانی پیدا شده و موجب شکایت از سنتی عضلانی و اسپاسم، سردرد و پیچش گردن می گردد. (پورافکاری،۱۳۷۳،ص۶۶).

رولومی[۱] (۱۹۹۴-۱۹۰۹) اضطراب عبارتست از ترسی که در اثر به­خطر افتادن یکی از ارزش­های اصولی زندگی شخص ایجاد می­شود. ممکن است اضطراب را یک نوع درد داخلی دانست که سبب ایجاد هیجان و به هم ریختن تعادل موجود گردد و چون بشر دائماً به منظور برقراری تعادل کوشش می­کند. بنابراین می توان گفت که اضطراب یک محرک بسیار قوی است امکان دارد این محرک مضر باشد این خود بستگی دارد به درجه ترس و مقدار خطری که متوجه فرد است (شاملو،۱۳۷۱،ص۴۰).

انسان­ها چشم انداز زیستی را درک می­کنند که این خود موجب اضطراب می شود از این گذشته ناتوانی آن­ها در تحقق بخشیدن کلیه استعدادهایشان موجب گناه می­شود. این هیجان­ها برای اغلب مردم عادی هستند و فقط زمانی که از کنترل خارج می­شوند موجب ناراحتی می­شوند. به رغم تأکید او بر اضطراب و گنا، او نسبت به انسان خوش بین تر از دیگران است (پورافکاری،۱۳۷۵،ص۱۹).

آدلر[۲]: اعتقاد دارد که اضطراب احساس حقارت کردن است.

راجرز[۳]:اضطراب را نتیجه ادراک تهدید به مفهوم خود انگاره می­داند. خود پنداری تحت تأثیر نیاز فرد برای بدست آوردن نظر مثبت و تأیید به اولیا و یا افراد مهم سال­های اول زندگی شکل می­گیرد. کودک احساس ارزشمندی را براساس ادراکی که از توجه و احترام و ارزیابی دیگران می­کند یاد می­گیرد. احترام به خود در اثر ارتباط متقابل با اطرافیان و به­ویژه اشخاص مهم آموخته می­شود (نیاز برای دریافت احساس مثبت از سوی دیگران صفتی است جهان شمول).

البته به مرور که کودک رشد می­کند به نیاز به دریافت محبت و تأییدیه از اولیا با نیازهای درونی را در تضاد قرار می­گیرند وقتی این اتفاق می­افتد کودک به این باور می­رسد که نیازهای فردی او ارزش دریافت نر مثبت دیگران را ندارد. در اینجاست که تجربه­هایی که به­نظر می­رسد ناهمگون یا خود پنداری هستند منجر به ایجاد حالت­هایی از قبیل اضطراب، ترس، بی­کفایتی، و بی­هویتی می­شوند، انسان از مکانیسم­های دفاعی مانند انکار یا دلیل تراشی استفاده می­کند تا از خطر این تضادها مصون بماند.

کلی[۴]: اضطراب نتیجه شناخت عدم کفایت و عدم لیاقت در سیستم سازه­های فرد است.

روتر[۵]: اضطراب منعکس­کننده تفاوت و اختلاف بین نیازهای مبرم و قوی فرد با انتظارات ساده او که با هم برخورد می­کنند، است (راس،به نقل از جمالنصر،۱۳۷۳، ص۳۱).

دکتر ویلسون  می­گوید: جمله اضطراب چیزی بیش از واکنش جنگ و ستیز در برخورد با یک عصبانیت ناگهانی نیست (قراچه داغی، ۱۳۷۱، ص۱۶).

[۱] Ruloumi

[۲] Adler

[۳] Rogers

[۴] Keley

[۵] Roter

متن کامل پایان نامه

مطالب مشابه