منابع و ماخذ مقاله خشونت علیه زنان، همسر آزاری، آزار جنسی، تقسیم بندی

های روانی، جراحت، مرگ یا محرومیت و رشد غیر طبیعی بر آن متصور است و یا عملاً به آنها منجر می شود.» ۵۳
علاوه بر این در کنفرانس جهانی زن در پکن در سال ۱۹۹۵ تعریف دقیقی از خشونت علیه زنان در بند ۱۱۳ آن ارائه شده است که « اصطلاح، خشونت علیه زنان» به هرفعل خشونت بار مبتنی بر جنسیت اطلاق می شود که به آسیب دیدگی یا رنج جسمانی، روانی یا جنسی زنان منتهی می شود یا ممکن است منتهی شود؛ از جمله تهدید به ارتکاب اینگونه افعال ، اجبار و سلب خودسرانه ی آزادی ،در زندگی خصوصی یا عمومی.۵۴
بند اول : تقسیم بندی خشونت بر حسب ماهیت و نوع آن
یکی از مشخصات کلی خشونت علیه زنان در سراسر جهان این است که در بیشتر موارد از نظرها پنهان است و زنان تا کارد به استخوانشان نرسد از زندگی خشونت آمیز خود حرفی نمی زنند. در ایران در اثر فشارهای سنتی هزار ساله که دامنه ی وسیعی دارد خو گرفته اند، که بخش عمده ای از وضعیت خشونت بار زندگی خود را از دیگران بپوشانند آنها بخصوص از مراجعه به مراکز قضایی و خدمات رسانی خودداری می کنند زنان ایران در فضای زندگی پدری زیر سلطه پدر، برادر و شوهر خواهر و … بسر می برند در فضای زندگی زناشویی زیر سلطه شوهر و اقوام او هستند ،در فضای شغلی زیر سلطه سلیقه های مردسالار روسای مذکر می گذرانند، در فضای اجتماعی زیر سلطه سنتهای زن ستیز احساس ناامنی می کنند و چنان در بافت ذهنی و رفتاری خود به خشونت تسلیم شده اند که کمتر واکنش نشان می دهند.۵۵
خشونت و اعمال آن از معضلات رو به رشد در تمامی جوامع است. این پدیده اشکال گوناگونی دارد و زنان در تمامی گروههای سنی تحت تأثیر آن قرار می گیرند. خشونت خانوادگی یا به نحوی پرخاشگری، اشاره دارد که در روابط زوجین رخ می دهد. خشونت خانوادگی گاهی اوقات تحت عنوان همسر آزاری، خشونت زناشویی، زن آزاری، شریک آزاری و عبارت دیگر تعریف شده است.۵۶
خشونت علیه زن پدیده ای است دیرسال و جهان شمول که در آن زن (صرفاً بدلیل جنسیت خود) مورد خشونت قرار می گیرد. ریشه ها و علل بروز چنین پدیده ای در تمامی جوامع بشری، جدا از نوع و سیستم حکومت ها که در جای خود نقش مؤثری دربقایاامحای آن دارند عمدتاً برخاسته از فرهنگ ومناسبات و سنتهای حاکم بر جامعه است.۵۷
جامعه اروپا علی رغم تمام ادعاهای دفاع از حقوق بانوان، قادر به محافظت از زنان در برابر آسیب های اجتماعی نبوده است. شمار زنانی که در یک خانواده اروپایی مورد خشونت جسمی و روانی قرار می گیرد نگران کننده است.
در انگلستان اشکال مختلف خشونت علیه زنان دیده می شود. افزایش سوء استفاده از دختران نوجوان معضلی برای جامعه انگلستان است. در انگلستان تقریباً در هر دقیقه یک زن با پلیس تماس می گیرد اعلام می کند که به خاطر اعمال خشونت های خانوادگی در معرض خطر قرار دارد. در هر هفته دو زن در این کشور به خاطر اعمال خشونت نامزدهای قبلی و فعلی خود کشته می شوند. این آمار تنها محدود به کشور انگلستان نیست و زنان سایر کشورهای اروپایی نیز به نوعی با خشونت های خانوادگی دست به گریبان است.۵۸
دولت انگلیس مدعی است که به رفع مسائل و مشکلات زنان توجه می نماید و در همین راستا در سال ۱۹۹۲ به کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان پیوست. و نیز انجمن۵۹ با سمبل روبان سفید روزی را بعنوان روز ملی مبارزه با خشونت در انگلیس به مدت ۱۶ روز از ۲۵ نوامبر تا ۱۰ دسامبر اعلام نموده و سعی می کنند با برنامه هایشان توجه جامعه را جلب نمایند اما در این کشور زنان همچنان قربانی آسیب های اجتماعی چون رواج خشونت، قاچاق زنان و دختران، اعتیاد به مواد مخدر، تبعیض جنسیتی و بسیاری از معضلات اجتماعی هستند.۶۰
سازمان ملل متحد نیز در ماده ۲ اعلامیه خشونت علیه زنان مصوبه ۲۳ فوریه ۱۹۹۴ انواع خشونت را اینگونه بیان می کند:
ماده ۲ « تعبیر خشونت علیه زنان باید شامل موارد زیر، اما نه محدود به این موارد، باشد:
(آ) خشونت جسمی، جنسی و روانی که در خانواده اتفاق می افتد، از جمله کتک زدن، آزار جنسی دختر بچه ها در خانه، خشونت مربوط به جهیزیه، تجاوز توسط شوهر، ختنه زنان و دیگر رسوم عملی که به زنان آسیب می رساند، خشونت در رابطه بدون ازدواج و خشونت مربوط به استثمار زنان.
(ب) خشونت جسمی، جنسی و روانی که در جامعه عمومی اتفاق می افتد، از جمله تجاوز، سوء استفاده جنسی، آزار جنسی و ارعاب در محیط کار، در مراکز آموزشی و جاهای دیگر، قاچاق زنان و تن فروشی اجباری
(پ) خشونت جسمی، جنسی و روانی، هر در جایی که توسط دولت انجام می شود یا نادیده گرفته شود.۶۱
خشونت علیه زنان در تمامی کشورهای جهان وجود دارد و مرزهای فرهنگ، طبقه اجتماعی، تحصیل، درآمد و قومیت را در نوردیده است.۶۲
مطالعات انجام شده حکایت از آن دارد که در کشورهای مختلف بین ۲۰ تا ۵۰ درصد زنان خشونت فیزیکی و آسیبهای جسمی را تجربه کرده اند.
از آنجا که تعداد ارتکاب خشونت علیه زنان نسبتاً پنهان داشته و یا نادیده گرفته می شود به سختی می توان به آمار موثقی از آن دست یافت. در ایران نیز متاسفانه آمار و اطلاعات شفافی از میزان رواج همسر آزاری جسمیموجود نیست. مطالعه مورد شاهدی در ایران در سال ۱۳۷۶ با هدف شناسایی عوامل موثر بر همسرآزاری فیزیکی در مراکز پزشک قانونی تهران صورت پذیرفت و نتایج این مطالعه بیانگر آن بود که ۱۲ درصد قربانیان شاغل بوده و در ضمن تحصیلات بالاتری نسبت به گروه شاهد نیز برخوردار بوده اند.
در تمامی جوامع بشری از دیرباز روشهای مختلفی در اعمال خشونت علیه زنان بکار گرفته شده است که در ذیل به شرح آنها پرداخته می شود.
الف- خشونت جسمی
این نوع تبعیض یکی از آشکارترین و ملموس ترین تبعیضی است که معمولاً علیه زنان اتفاق می افتد. خشونت یا تبعیض جسمی عبارتست از: « هر گونه اقدام فیزیکی که جسم زن را با هدف آسیب رساندن یا کنترل وی مورد آزار قرار دهد» ۶۳ نمونه هایی از اشکال گوناگون این نوع تبعیض شکنجه، کتک خوردن، قتل، شکستگی، جراحات داخلی مانند ضربات مغزی، سقط جنین، ختنه کردن، اسیدپاشی، کشیدن موی سر، سوزاندن.
زن آزاری از موارد شناخته شده خشونت در خانواده محسوب می شود. پزشکی قانونی از جمله مراجع مهمی است که روزانه با شکایت زنانی که از ایراد ضرب و جرح توسط شوهرانشان شاکی هستند مواجه هستند. در شرح حالی که پزشکان قانونی در بدو معاینه از قربانیان زن آزاری می گیرند، چنین نتیجه شده است که مردهای همسر آزار غالباً افرادی با شخصیت پرخاشگر هستند، در حالیکه تعدادی از آنها به هنگام ابتلا به بیماری روانی، معمولاً از نوع افسردگی، اقدام به کتک زدن همسر خود می کنند. سایر خصوصیات چنین مردانی عبارتست از حسادت بیمارگونه و افراط در میگساری.
در بررسی های بعمل آمده ثابت شده زنانی که توسط همسرانشان مورد ضرب و شتم قرار می گیرند و مردانی که همسرانشان را کتک می زنند، اغلب زمینه های اجتماعی مشابهی دارند و اکثراً در دوران کودکی خشونتهای خانوادگی را تجربه کرده اند و بیشتر متعلق به خانواده هایی هستند که پدر لاابالی و خشن داشته اند. بنابراین در بزرگسالی ، پسرها رفتار پدرانشان و دخترها رفتار مادرانشان را تکرار می کنند. زن آزاری اغلب در خانواده هایی صورت می گیرد که مشکل اعتیاد دارویی خصوصاً اعتیاد به مشروبات الکلی دارند.
آمار زنان قربانی که از شوهرانشان کتک خورده اند بسیار کمتر از آنچه که بطور واقع می باشد، دیده می شود و علت آن عدم گزارش زنان بر علیه شوهرانشان می باشد. که فرهنگ، مسائل روانی و فاکتورهای شخصیتی از جمله مواردی هستند که در گسترش پدیده فوق موثر هستند.۶۴
خشونت جسمی یا فیزیکی ممکن است برای همه زنان بدون توجه به نوع تحصیلات، نژاد و وضعیت خانوادگی روی دهد.۶۵
در سال ۱۳۷۹ در خصوص بررسی خشونت فیزیکی توسط همسر علیه زنان مطالعه ای بر روی مراجعه کنندگان به پزشک قانونی صورت گرفته است. نتایج این مطالعه بیانگر آن بود که میزان آسیب های ناشی از خشونت فیزیکی همسر علیه زن و وضعیت اشتغال زنان با هم ارتباط دارد (آزار جنسی در زنان شاغل کمتر است) از طرفی شکایت از همسر آزاری بیشتر در زنان و مردان با تحصیلات پایین مشاهده شد و در ضمن بیش از ۹۰ درصد قربانیان سه بار یا بیشتر مورد ضرب و شتم شوهر خود قرار گرفته بودند.
۳۷/۸ درصد از زنان ایرانی از اول زندگی مشترک خود خشونت فیزیکی را تجربه کرده اند که شامل سیلی زدن، مشت زدن، لگد زدن و … است. متوسط میزان تجربه این نوع خشونت برای زنان درگیر در خشونت خانگی برابر با ۲/۴۶ بار است. و همچنین ۵/۷۱ درصد زنان دچار عوارض جسمانی ناشی از خشونت شوهران همچون سردردهای مزمن و میگرن، سقط عمدی جنین، شکستگی ، کوفتگی و سوزاندن اعضای بدن هستند.۶۶
یکی ازمواردهای خشونت جنسی علیه زنان بریدن آلت جنسی (ختنه)می باشدکه در ذیل به شرح آن می پردازیم:
بریدن آلت تناسلی زنان یکی از خشونتهای جسمی یا فیزیکی می باشد که به انگلیسی۶۷ و به عربی ، ختان الاناث و به فارسی ناقص سازی جنسی زنان یا مثله کردن جنسی زنان می باشد. که بر اساس تقسیم بندی سازمان بهداشتی جهانی که به یکی از چهار عمل زیر اشاره دارد: مثله کردن آلت تناسلی زنان از نوع اول شامل برداشتن جزئی یا کلی کلیتوریس و یا غلفه است (کلیتوریدکتومی)، نوع دوم شامل برداشتن جزئی یا کلی کلیتوریس و لبهای کوچک فرج با/ بدون بریدن لبهای بزرگ فرج، نوع سوم شامل تنگ کردن مجرای مهبل با ایجاد یک مهر و موم پوششی با قطع کردن و تغییر مکان دادن لبهای کوچک فرج و یا لبهای بزرگ فرج، با یا / بدون برش کلیتوریس، و نوع چهارم شامل هر گونه عمل خطرناک دیگر بر روی آلت تناسلی زنان به مقصودی غیر پزشکی مانند: سوراخ کردن، سوزن زدن، شکافتن و غیره می باشد. این عمل پیامدهای منفی بسیاری بر سلامت وروان دختران و زنان دارد. در بین سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ میلادی، برش دستگاه تناسلی زنان به شکل عمده ای مشکلی پزشکی در نظر گرفته می شد، ولی از سال ۱۹۹۰ میلادی به بعد گفتمان های پیرامون این موضوع به نقض حقوق اصلی انسانی نیز توجه میکنند و این عمل نفض حقوق اساسی زنان و کودکان نیز شمرده می شود. از سال ۲۰۰۳ میلادی ، ۶ فوریه به عنوان روز بین المللی عدم هرگونه مدارا با مثله کردن جنسی زنان نامگذاری شده است. سازمان ملل متحد برنامه ای برای کاهش قابل ملاحظه میزان انجام این عمل تا سال ۲۰۱۵ داد و اقداماتی برای برچیدن این رسم در دو سطح جامعه و ملی پیشنهاد کرده است.
گمان می رود که ظهور آداب مربوط به بریدن آلت تناسلی زنان برای اولین بار در مصر باستان در دره رود نیل اتفاق افتاده باشد، و از آنجا به نواحی اطراف مانند حوزه رود نیل، شمال شرقی و غرب آفریقا گسترش یافته باشد. یک نظریه می

مطالب مشابه