منابع مقاله درمورد قانون مجازات، مسجد الحرام، شهادت شهود، تکرار جرم

دانلود پایان نامه

(برکات)، اجراى يک حدّ (الهى)از چهل روز باران بهتر است.
با توجه به اين که زنا اقسام مختلفي دارد حدود در مورد زنا هم متفاوت است، يکي از حدود زنا قتل (بريدن گردن)در مورد مردى است که زنى را اکراه بر زنا کند.حدود زنا ي کشتن با شمشير بر افراد زير لازم است و آن است:
1-مردى که با زنان محرم نسبى خود زنا کند، مانند مادر و خواهر و عمه و خاله و دختر برادر و دختر خواهر
2-بعضى از علماء محرم هاى سببى را نيز به اين الحاق کرده‏اند، مانند زن پدر و مادر زن، و حد ايشان اين است که گردن بزنند ايشان را، و بعضى علماء گفته‏اند که اگر آن مرد محصن بوده و زن داشته و با محرم خود زنا کرده است او را صد تازيانه مى‏زنند، و بعد از آن سنگسار مى‏کنند، و اگر زن نداشته او را اول صد تازيانه مى‏زنند، و بعد از آن گردن مى‏زنند، و قول اول مشهورتر است، و زن نيز اگر راضى بوده و جبرى بر او نشده ،حکم مرد رادارد .
?-کافرى که با زن مسلمانى زنا کند او را نيز گردن مى‏زنند.
1-1-2-2- حد رجم ومواردآن:
رجم درلغت به معناي سنگسارکردن است ودراصطلاح،نوعي مجازات حدي است که به موجب آن محکوم عليه درگودال مخصوص قرارداده شده وازطريق پرتاب سنگ به محکوم عليه به حيات وي خاتمه داده ميشود.
مبناي تشريع اين نوع مجازات فتاواي فقهاءبراساس روايات منقول ازامام صادق{ع}آمده است:{رجم حدّاکبرخداوند وجلدحدّاصغراوست.بنابراين اگرشخص محصن زناکند،رجم ميشود وتازيانه براونواخته نميشود}سيره عملي پيامبراکرم {ص}وحضرت علي {ع}نيزمؤيداجراي رجم درخصوص مرتکبين زناي محصنه مي باشد.دررجم نتيجه اجرا،حدوث مرگ به طورقطعي نيست بلکه ممکن است محکوم ازگودال فرارکند،دراين صورت چنانچه جرم با اقرارمتهم اثبات شده باشد،محکوم رها ميشودومرگ حادث نميشود.
يکي از حدود زنا سنگسار کردن است. سنگسار حد کسى است که زن عقدى دائمى يا کنيز مملوک دارد و در حالى که بالغ و عاقل و آزاد بوده با او نزديکى کرده و هر وقت هم بخواهد مى‌تواند با او نزديکى کند، اگر با زنى که بالغه و عاقله است زنا کند بايد او را سنگسار نمايند.
در مورد حد سنگسار براي مرد و زن زناكاري كه حريم الهي و انسانيرا نقض كردند مرد محصن تا كمر و زن محصنه را تا نزديكي سينه در گودالي دفن مي كنند??? ق . م و طبق شرايط حدرجم زناكاران ،سنگسارمي شوند .
در موقع اجراي سنگسار در جايي که زنا به گواه ثابت شده باشد اگر امام معصوم(ع) حضور دارد اول گواهان سنگ بزنند بعد امام(ع)، و اگر زنا به اقرار ثابت شده باشد، اول امام سنگ بزند و بعد جماعتى که حضور دارند .
يکي ديگر از حدود زنا که اول تازيانه و بعد از آن سنگسار مترتب مي شود، در مورد پيرمرد و پيززني است که محصن باشند و زنا کنند، زيرا عذر ايشان به اعتبار پيرى و انکسار شهوات کمتر است، و گناهشان عظيم‏تر، و جمع کثيري از علماء ميان اين قسم و قسم سابق فرق قائل نشده اند، مى‏گويند: مردى که زن يا کنيز داشته باشد و زنى که شوهر داشته باشد به شرائطى که گذشت، خواه جوان باشد، و خواه پير، اول او را تازيانه مى‏زنند و آخر سنگسار مى‏کنند.
با توجه به اين که شرايط اثبات جرمي که مرتکب آن، محکوم به مجازات سنگسار مي شود، بسيار دشوار است، عملاً اجراي اين حد الهي به ندرت اتفاق مي افتد، اما با اين وجود، گزارش هاي تاريخي، حکايت از چند مورد اجراي آن در زمان پيامبر (ص) دارد که به نمونه هايي از آن اشاره مي کنيم:
1-أَنَّ مَاعِزَ بْنَ مَالِکٍ أَقَرَّ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) بِالزِّنَى فَأَمَرَ بِهِ أَنْ يُرْجَم؛ماعز بن مالک نزد پيامبر خدا(ص) به انجام زنا اقرار کرد و پيامبر (ص) دستور داد که او را سنگسار کنند.
2-و قد ثبت في الأحاديث أن رسول الله (ص) رجم اليهودي و اليهودية لما جاءت اليهود بهما و ذکروا زناهما؛در روايات درج شده که پيامبر (ص)، مرد و زني يهودي را بعد از آن که هم کيشانشان گواهي به زناي آنان دادند، سنگسار کرد{با توجه به اين که بر اساس شريعت يهود نيز مجازات اين افراد، سنگسار است}
3-قال في المنتقى في سياق حوادث السنة التاسعة…. و فيها رجم رسول الله (ص) الغامديهکازروني در کتاب منتقي، ضمن حوادث سال نهم هجري بيان کرده که در اين سال، پيامبر (ص) زني از قبيل? بني غامد را سنگسار کرد .
4-و في الحديث أنه (ع) رجم الغامدية و الجهينية بإقرارهما کما رجم ماعزا بإقراره
روايت شده که پيامبر (ص) همان طور که ماعز را با اقرارش سنگسار کرد، اين حکم را در مورد دو زن ازقبيله هاي بني غامد و جهينه نيز با اقرارشان اجرا نمود.
5-سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ يَوْمَ جُمُعَةٍ عَشِيَّةَ رُجِمَ الْأَسْلَمِي‏جابر بن سمره نقل مي کند که من در همان روز از پيامبر (ص) شنيدم که جمعه اي فردي به نام اسلمي سنگسار شد.
در نهايت، بايد به اين نکته توجه داشت که اجراي اين حکم که موضوع آن به ندرت ممکن است بدون اقرار متهم ثابت شود، هرچند در نگاه اول، خشن به نظر مي رسد، اما اگر مرتکب چنين جرمي، توبه نموده و سپس حکم اجرا شود، گناه او پاک شده و جايگاهش در بهشت خواهد بود.
همانطورکه ملاحظه مي شود،رجم نوعي مجازات است باکيفيت اجراي خاص که غيرازقاضي صادرکننده رأي وشهود،مردم عادي درآن نقش اساسي دارند ودرواقع اين مردم عادي هستند که بازدن سنگ به سروصورت محکوم اوراازپاي درمي آورندومأموران دولتي دراجراي اين مجازات نقش مستقيم ندارند.ازکلام فقهاء
وکتب فقهي چنين استفاده مي شودکه ازشرايط ولوازم اجتناب ناپذير اجراي رجم،حضورعده اي ازمومنين درصحنه اجراي حکم وشرکت آنها دراجراي حکم مي باشد22.همچنين اعمال اين مجازت ملازمه قطعي باسلب حيات ومرگ محکوم نداردوچه بساموجبات سقوط حددرصحنه اجرافراهم آيد ومحکوم جان سالم به دربرد.بنابراين مطابق فتواي فقهاي شيعه،عدول ازشيوه اجرائي خاص آن وبکارگيري شيوه اي ديگر براي اعمال مجازات عليه مجرم تجويزنشده است واجراي اين مجازات به کيفيت وابزارگفته شده(حفرگودال-قراردادن محکوم درگودال-تهيه سنگ-حضورمردم عادي-زدن سنگ)موضوعيت داردو طريقيت ازآن استنباط نمي شودوحداقل فقهاي شيعه براين مطلب اجماع دارند.عبدالقادرعوده ازحقوقدانان اهل سنت نيزمعتقداست نحوه ي اجراي رجم براي مرتکب زناي محصن ومحصنه موضوعيت داشته وهيچ فعل ديگري که منجر به مرگ وسلب حيات مجرم گرددمثل زدن گردن ويادارزدن،جاي رجم رانمي گيرد.
حدزنادرمواردزيررجم است:
الف:زناي مردمحصن،يعني مردي که داراي همسردائمي است وبااودرحالي که عاقل بوده ،جماع کرده وهروقت نيز بخواهد مي تواند بااوجماع کند.
ب:زناي زن محصنه بامردبالغ،زن محصنه زني است که داراي شوهردائمي است وشوهردرحالي که زن عاقل بوده، بااوجماع کرده است وامکان جماع باشوهر رانيزداشته باشد.
1-1-2-3-حدجلد ومواردآن
تازيانه، تابيده‌اي چرمي يا ريسماني است که براي راندن چارپايان، تنبيه خطاکاران و مانند اينها از آن استفاده مي‌شود و به آن شلاق و قَمچي نيزگفته مي‌شود.

تازيانه در اصطلاح فقه
واژه جَلْد در اصطلاح فقه و متون ديني بر کيفري خاص که براي برخي جرايم معين شده، اطلاق مي‌گردد.
جلد{بروزن سرد} يعني تازيانه زدن ودرشرع کيفربزه هاي خاص است مانند:زنا،شرب خمر،مساحقه،قيادت،قذف ومواردي ازتعزيرات ،صدتازيانه حدکامل است.اين کيفر رادر دارالاسلام جاري کننددرهواي بسيارسرد وبسيارگرم نبايدجاري کرد. برعورتين نبايد زد. حامل وبيماررامهلت دهند وگاه برهنه زنند وگاه روي جامه ي تن.23 زدن تازيانه به مجرم شرعا درزناازحدود است که دررساله ازآن بحث به ميان آمده.

تازيانه در قرآن
در قرآن از تازيانه يک بار با واژه “سَوْط” سخن به ميان آمده:”فَصَبَّ عَلَيهِم رَبُّکَ سَوطَ عَذاب”]و در دو آيه واژه جَلْد (تازيانه زدن) آمده است: “فَاجلِدوا کُلَّ واحِد مِنهُما مِائَةَ جَلدَة”؛ همچنين در برخي آيات ديگر نيز از ضرب و عذاب کافران ياد شده است [ برخي مفسران آن را به “زدن با تازيانه‌هاي الهي” تفسير کرده‌اند .
در اين آيات افزون بر مجازات برخي گناه‌ کاران در دنيا با تازيانه، از تازيانه‌هاي عذاب الهي نيز سخن به ميان آمده است .
درقرآن درسوره مبارکه “نور”آيه چنين آمده است: ” الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي … جَلْدَةٍ”- مراد مرد و زنى است که اين عمل شنيع از آن دو سر زده، که بايد به هر يک از آن دو صد تازيانه بزنند، و صد تازيانه حد زنا است 24به نص اين آيه شريفه، چيزى که هست در چند صورت تخصيص خورده، اول اين که زناکاران محصن باشند، يعنى مرد زناکار داراى همسر باشد، و زن زناکار هم شوهر داشته باشد، يا يکى از اين دو محصن باشد که در اين صورت هر کس که محصن است بايد سنگسار شود، دوم اين که برده نباشند که اگر برده باشند حد زناى آنان نصف حد زناى آزاد مى‏باشد. در اين آيه سه حکم بيان شدهاست: صد تازيانه زدن به زن و مرد زناکار، عدم رأفت در اجراء اين حکم و حضور جمعى به وقت تازيانه زدن
1-1-2-4- سايرمجازات هاي حدي براي زنا:
با توجه به اين که زنا اقسامي دارد حدود مترتب شده بر آن هم مختلف است. از جمله حدود زنا آن است که:
1-جلد،تراشيدن سروتبعيدکردن:اين سه حدبرمردزناکار غيرمحصن، اگرچه ازدواج نکرده است،جاري مي شودوگفته شده است ،تبعيدبه مردي اختصاص دارد که ازدواج کرده ولي دخول نکرده است که اين أمرراميتوان درماده 87 قانون مجازات اسلامي يافت که ميگويد:مردمتأهلي که قبل ازدخول مرتکب زناشود به حد جلد و تراشيدن سر و تبعيد به مدت يکسال محکوم خواهدشد همچنين زن زاينه نه سرش تراشيده مي شود ونه تبعيد مي گردد بلکه فقط يکصدضربه تازيانه ميخوردزيرا اصل،برائت است.

2-ضغث{ترکه ها}: مرادازحد ضغث ، دسته اي از ترکه ومانند آنهاست که به تعداد لازم براي حد زدن مي باشد ،يکباربربدن نواخته ميشودولازم نيست تمام ترکه هابه بدن زاني برخوردکند.اين مجازات حدمريضي است که تاب تازيانه هاي پي درپي و پشت سرهم راندارد،اگرچه بتواند درنوبت هاي مختلف آن راتحمل نمايد ومصلحت نيز اقتضاء مي کندکه دراجراي حديادشده تعجيل شود25
3-جلد وکيفراضافه:اين مجازات،حد زناکاري است که درشب ياروز ماه رمضان ياسايرزمانهاي شريفه،مانندروزجمعه وعرفه يادرمکاني متبرّک زنانمايد ويا آنکه بامرده اي زناکند که بااستنادبه ماده 106 قانون مجازات اسلامي ميتوان گفت علاوه برحدموجب تعذير ميشودتعيين کيفراضافه،بسته به نظرحاکم است که اقامه حدميکند.
الف:زنا در ماه هاي حرام
مَن زَنا في اللّيالي الشّريفة مِثل لَيالي الجُمعة أو لَيلَة النِصفَ مِن شَعبانَ أو ليلة الفِطرَ أو الأضحى أو يَومَهما أو يَوم سَبعَةُ و عَشرينَ مِن رجب أو خمسة و عشرين من ذي القعدة أو ليلة سبع عشرة من شهر ربيع الأوّل أو يوم الغدير أو ليلته أو ليلة عاشوراء أو يومه، فإنّه يغلظ عليه العقوبة.
اگر کسي در شب هاي مبارکي مثل(شب هاي جمعه، شب نيم? شعبان، شب عيد فطر وقربان و در روز عيد فطر وقربان يا در روز ?? ما
ه رجب يا ?? ماه ذي القعده يا شب ?? ربيع الاول يا در روز و يا شب عيد غدير يا شب و روز عاشورا ) زنا کند مجازات چنين شخصي شديدتر است .
ب:زنا در اماکن مقدس
در برخي از کتاب هاي فقهي آمده است: “و من زنا في حرم اللّه و حرم رسوله أو حرم أحد من الأئمّة (ع)، کان عليه الحدّ للزّنا و التّعزير لانتهاکه حرمة حرم اللّه و أوليائه. و کذلک إذا فعل شيئا يوجب الحدّ أو التّعزير في مسجد أو موضع عبادة، فإنّه يجب عليه مع الحدّ التّعزير، و فيما يوجب التّعزير تغليظ العقوبة”؛ اگر کسى کارهايى را که موجب حد است در مکان هاى شريف؛ مانند مسجد الحرام، مسجد رسول (ص)، مسجد کوفه، يا يکى از مشاهد ائمه )ع)، يا در مسجد )جامع)،که در اختيار حاکم شرع است علاوه بر حد، تعزير را هم اضافه کند.
ب:زنا با ميت
از موارد تشديد مجازات ارتکاب زنا، زنا با مرده است؛ بدين معنا که حاکم، زناکار را بيش از حدّ مقرّر به مقدار صلاحديد، کيفر مى‌کند.در رابطه با اين موضوع بيان شده است:حدّ در وطى زن مرده مانند حدّ در زن زنده است‌، در صورت محصن بودن رجم و در صورت عدم آن حد است و گناه و جنايت در اين جا فاحش تر و بزرگ تر است و بر او است که علاوه بر حدّ، به حسب نظر حاکم تعزير شود؛ البته در آن تأمل است. و اگر زن مرده خودش را وطى کند تعزير دارد، نه حد26.
1-2-امکان سقوط حد زناپس ازصدورحکم
دراين قسمت به ساير موانع اجراي مجازات وديگرعوامل آن پرداخته ميشود با توجه به اصل لزوم اجراي مجازات وفوري بودن اجراي آن مي توان گفت که اين اصل باحقوق محکوم عليه درمواردي تعارض دارد که دراين صورت براي جلوگيري ازتضييع حق محکوم عليه بايداجراي مجازات را تاحدودي به تعويق انداخت ياازاجراي آن صرف نظر کرد مثل بيماري محکوم عليه وديگرمواردي که به آن اشاره خواهدشد.

1-2-1-سقوط به سبب توبه پس ازصدورحکم
مقدمه
توبه در حقوق جزاي اسلامي به عنوان يکي از موارد سقوط مجازات شمرده شده و به عنوان يک “تأسيس حقوقي” محسوب مي‌شود؛ به گونه‌اي که در ساير مکاتب کيفري امروزي، نمونه ي آن به چشم نمي‌خورد. در اهميت آن همين بس که‌يکي‌از بهترين شيوه‌هاي جلوگيري از تکرار جرم و اصلاح مجرمين است. با تأمل در آيات و روايات و سخنان فقهاي اسلام، استنباط مي‌شود که براي توبه، ندامت حقيقي و عزم بر ترک گناه براي هميشه کافي است و انجام آن نياز به لفظ و اعمال خاصي ندارد. در قانون مجازات اسلامي، توبه از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است و اگر با شرايط کامل انجام شود، يکي از معاذير قانوني معافيت از مجازات شناخته شده است که در جرايم حق الله، قبل از ثبوت جرم به وسيله اقرار يا شهادت شهود، مسقط مجازات بوده، ولي در جرايمي که جنبه حق الناس دارند، موجب سقوط مجازات نيست؛ چون مرتکب، علاوه بر اين که اوامر و نواهي الهي را ناديده گرفته، موجب ضرر و زيان مالي و جسمي يا آبرويي براي ديگران شده و بايد جبران کند. البته توبه، مجازات اخروي را ساقط مي‌نمايد، ولي بايد دانست که وضع مجازات دنيوي، تابع مجازات اخروي نيست. از جمله نکات قابل توجه در باب توبه به عنوان يکي از معاذير معافيت از مجازات، اين است که اگر بزهکار بعد از اقرار توبه کند، قاضي مي‌تواند (مخير است) که از ولي امر براي او تقاضاي عفونمايديامجازات رادرحق وي اعمال نمايد.
يکي از مباحث مهم در آموزه‌هاي اسلامي، “توبه” است. توبه،