محدودیت جریان خون

توجه به اینکه شدت لازمه ی افزایش پرولاکتین است در این مطالعه از ورزش با شدت بالا استفاده شده است. هر فرد آزمون را بصورت داوطلبی بر روی تریدمیل با سرعت ۸ مایل در ساعت که هر دو دقیقه ۲.۵ درجه شیب آن افزایش پیدا می کرد تا رسیدن به خستگی انجام میداد. در طول آزمون ضربان قلب افراد به طور مداوم تحت نظارت بود و میزان فشار با مقیاس بورگ هر دو دقیقه انجام می شد. در جلسه بدون ورزش دو نمونه خونی در زمان استراحت با توجه به زمان خونگیری جلسه اول انجام شد.نتایج نشان دادند که غلظت پلاسمایی پرولاکتین بطور معناداری افزایش داشته و با بیان تام گیرنده پرولاکتین در لنفوسیت B بطور مثبت همبسته بود(۱۱۸). این اطلاعات از این ایده که فعالیت ورزشی ممکن است اثر متقابل بین سلول‌های هدف ایمنی و پرولاکتین را افزایش دهد حمایت می‌کند، و اینکه استرس هورمونی قادر به افزایش عملکرد ایمنی است.

دالی و همکاران (۲۰۰۵)، رابطه بین تستوسترون و پرولاکتین و کورتیزول با فعالیت استقامتی طولانی مدت را در مردان تمرین کرده مطالعه کردند. ۲۲ مرد تمرین کرده استقامتی که آزمون را با ۱۰۰درصد آستانه تهویه ای خود تا خستگی ارادی انجام دادند. نمونه های خونی قبل از فعالیت، بلافاصله بعد از خستگی و۳۰ دقیقه، ۶۰ دقیقه و۹۰ دقیقه در دوران بازیافت و ۲۴ ساعت پس از فعالیت گرفته شد.میانگین زمان فعالیت ۸۴.۳ دقیقه بود. نتایج نشان دادند غلظت پلاسمایی هر سه هورمون پس از فعالیت و در ۳۰ دقیقه پس از پایان فعالیت افزایش داشت ولی در ۶۰ دقیقه پس از فعالیت فقط کورتیزول و پرولاکتین افزایش نشان داد(۸۵).
پرولاکتین بشدت تحت تأثیر گرما یا به عبارتی دمای مرکزی بدن است که در این زمینه نیز دیوید لاوو و همکاران (۲۰۰۵)، در مطالعه‌ای پاسخ پرولاکتین و فشارخون را در استرس گرمایی فعال و غیرفعال با دمای مرکزی یکسان مقایسه کردند و از پرولاکتین بعنوان مارکر خستگی مرکزی استفاده کردند. در این پژوهش ۱۲ مرد سالم در ۶۰ درصد حداکثر اکسیژن مصرفی خود تا درماندگی در یک اتاق که دمای آن ۳۳ درجه سانتی‌گراد حفظ شده بود روی دوچرخه رکاب زدند. همین آزمودنی‌ها در روز آزمایشی دیگر بصورت غیرفعال در یک وان آب با دمای ۴۱ درجه سانتی‌گراد گرم شدند تا به دمای مرکزی برابر با حین فعالیت برسند. در نهایت با وجود اختلاف در فشارخون بین حالت فعال و غیرفعال، اختلاف پرولاکتین در وضعیت فعال(ng/ml 14.9) و غیرفعال(ng/ml 13.9) ناچیز بود، این یافته‌ها نشان داد که تنظیم گرمایی محرک کلیدی برای افزایش پرولاکتین و یک مارکر غیرمستقیم خستگی مرکزی در خلال فعالیت ورزشی در گرماست(۱۱۹).

کیث و همکاران (۲۰۱۳)، نیز نشان دادند که پاسخ پرولاکتین به نوع فعالیت ورزشی وابسته است. آنها پاسخ هورمونی به سه نوع فعالیت استقامتی ، سرعتی و قدرتی را در مردان جوان ۱۸-۲۵ ساله بررسی کردند. آزمودنی‌ها سه نوع فعالیت سرعتی (۳۰ ثانیه دوچرخه‌سواری سرعتی)، مقاومتی ( ۳۰ دقیقه ) و فعالیت استقامتی( ۳۰ دقیقه دوچرخه در ۷۰ درصد حداکثر اکسیژن مصرفی) را اجرا کردند. غلظت‌های هورمونی ۶۰ دقیقه بعد از هر نوع فعالیت اندازگیری شد که در فعالیت استقامتی و سرعتی، پرولاکتین افزایش داشت، درحالی‌که بعد از فعالیت مقاومتی افزایش در پرولاکتین مشاهده نشد(۱۲۰).
دربارۀ تأثیر تمرین برروی سطوح پلاسمایی پرولاکتین نیز کرین و همکاران (۲۰۱۱)، پژوهشی با این هدف که آیا فعالیت ورزشی غلظت پلاسمای پرولاکتین را در دو نوبت سه ماهه و ۱۲ ماهه در یک پژوهش یک ساله تغییر می‌دهد، در زنان ۴۰ تا ۷۵ ساله انجام دادند. مداخله تمرینی به نحوی طراحی شده بود که آن‌ها در یکی از چهار وسیله تردمیل، دوچرخه ثابت، کراس ترینر۴۷ و پارو زدن سه روز در هفته در فعالیت شرکت می‌کردند. به شرکت‌کننده‌ها مانیتورینگ ضربان قلب همراه با دستورالعمل داده می‌شد که به ۶۰ تا ۸۵ ضربه در دقیقه برسند و فعالیت را ادامه دهند. آن‌ها نشان دادند که غلظت پایه‌ای پلاسمای پرولاکتین در اثر یک برنامه تمرینی تغییر نمی‌کند(۱۲۱).
۲-۳-نتیجهگیری
طی پژوهشهای متفاوت مشخص شده است تمرینات مختلف ورزشی که با شرایط ایسکمی وهایپوکسی همراه است،ترشح پرولاکتین رشد را مهار میکند.همچنین فعالیتهایی که باشدت بالاتری همراه بوده است،میزان ترشح پرولاکتین به نسبت همان فعالیت با شدت کمتر،بیشتربوده است. ازطرفی پژوهشها نشان میدهد اگرچه طی فعالیت شدید ترشح پرولاکتین افزایش مییابد،ولی دراثر سازگاری مقدارآن زیاد نمیشود. ازآنجائیکه تمرین انسدادی نوعی تمرین است که بر اصل کیفیت واقتصاد حرکتی استواراست.به این معنی که بتوان بایک شدت ومدت زمان کمتر تاثیرات مشابه تمرینات باشدت ومدت زمان بیشتررا حاصل نمود، و ازآنجایی که دراین تمرین احتمالا عوامل موثر در ترشح پرولاکتین(هایپوکسی وایسکمی)وجود دارد،لذا پژوهش حاضربرآن است تا تاثیرفعالیت زیربیشینه رکاب زدن همراه بامحدودیت جریان خون رابرسطح پرولاکتین سرم مردان سالم موردبررسی قراردهد.

فصل سوم
روششناسی تحقیق

۳-۱-مقدمه
برای رسیدن به اهداف یک پژوهش انتخاب روش پژوهش، آزمودنیها، ابزار مناسب جمعآوری دادهها و غیره تضمینکنندۀ موفقیت و کلید اصلی برنامه میباشد. طرح پژوهش هر قدر دارای امکانات وسیعی باشد اگر از یک روش پژوهش مناسب، آزمودنیها و ابزار مناسب جمعآوری اطلاعات استفاده نکند به هدف تعیین‌
شده نخواهد رسید. روش مناسب تحقیق علاوه بر دستیابی به اهداف، باعث سهولت در کار، نظم در برنامه، صرفهجویی در وقت و جلوگیری از جهت‌گیری‌های پژوهشگر خواهد شد. با توجه به هدف تحقیق که تعیین اثر حاد و مزمن فعالیت رکاب زدن همراه و بدون محدودیت جریان خون بر غلظت پلاسمایی پرولاکتین مردان سالم است، در این فصل به تعریف جامعۀ آماری، چگونگی انتخاب نمونهها، روش اجرای آزمون، معرفی ابزار و وسایل اندازهگیری و تجزیه و تحلیل آماری پرداخته میشود.
۳-۲-نوع، روش و طرح پژوهش
این تحقیق به دلیل استفاده از نمونه انسانی و عدم کنترل متغیرهای مزاحم توسط پژوهشگر به روش نیمه تجربی و به صورت طرح تحقیقی در دو نوبت پیش آزمون و دو نوبت پس آزمون اجرا می‌گردد. در این تحقیق اثرات پاسخ، سازگاری و سازگاری در پاسخ سنجیده می‌شود. در جدول ۳-۱ طرح تحقیقی بکار رفته در این تحقیق آورده شده است.
۳-۳- جامعه و نمونۀ آماری تحقیق
۳-۳-۱-جامعۀ آماری
دراین پژوهش مردان سالم در دانشگاه خوارزمی تهران بارده سنی ۱۸ تا ۲۸ سال که ساکن خوابگاه بودند
جامعه آماری مورد نظر را تشکیل دادند.
۳-۳-۲- نمونۀ آماری
تعداد ۲۴نفر ازجامعه آماری بعد از تکمیل پرسشنامه سلامتی به طور داوطلبانه به عنوان نمونه در پژوهش شرکت خواهند کرد.آزمودنی‌ها به طور تصادفی به سه گروه رکاب زدن همراه با محدودیت جریان خون(۸ نفر)ورکاب زدن بدون محدودیت جریان خون(۸ نفر) وگروه کنترل(۸ نفر) تقسیم خواهند شد. هیچ یک از آزمودنی‌ها از مکمل ورزشی و یا داروی خاصی تا یک ماه قبل از شروع دوره تحقیق نباید استفاده کرده باشند.همچنین از آن‌ها خواسته خواهد شد هیچ گونه مکمل غذایی یا دارویی حین دوره پژوهش مصرف نکنند.
جدول۳-۱: طرح تحقیق

پاسخ

سازگاری

سازگاری در پاسخ
گروه
پیش آزمون
یک جلسه فعالیت
پس آزمون
۸جلسه فعالیت
پیش آزمون
جلسه نهم فعالیت
پس آزمون
تمرین بامحدودیت جریان خون
پرولاکتین
سرم
رکاب زدن
پرولاکتین
سرم
رکاب زدن
پرولاکتین
سرم
رکاب زدن
پرولاکتین
سرم
تمرین بدون محدودیت جریان خون
پرولاکتین
سرم
رکاب زدن
پرولاکتین
سرم
رکاب زدن
پرولاکتین
سرم
رکاب زدن
پرولاکتین
سرم
کنترل
پرولاکتین
سرم



پرولاکتین
سرم


۳-۴- متغیرهای تحقیق
۳-۴-۱- متغیر مستقل
۱- یک جلسه فعالیت رکاب زدن همراه با انسداد عروق
۲- سه هفته فعالیت رکاب زدن همراه با انسداد عروق
۳-۴-۲- متغیر وابسته
سطوح پلاسمایی هورمون پرولاکتین
۳-۴-۳-متغیر ناظر
۱- توان حداکثر(Wmax)
۳-۵- روش جمعآوری اطلاعات خام و ابزار اندازهگیری
۳-۵-۱- ابزارهای اندازهگیری
ابزارهای جمعآوری دادهها وسایلی هستند که به پژوهشگر کمک میکنند تا دادههای لازم را جمعآوری و ثبت نماید.
• ترازوی دیجیتالی مدل ساکا، ساخت کشور آلمان با دقت ۰۵/۰کیلوگرم برای اندازه‌گیری وزن آزمودنی‌ها.
• قد سنج مدل ساکا، ساخت کشور آلمان، با دقت ۰۱/۰ سانتیمتر برای سنجش قد آزمودنی‌ها
• چرخ‌کار سنج مونارک مدل E939 ساخت کشور سوئد جهت ارزیابی توان حداکثر و اجرای پروتکل.
• دستگاه فشارسنج ریستر۴۸ساخت کشور آلمان جهت اندازهگیری فشارخون و ایجاد محدودیت خون.
• ضربان سنج پلار۴۹ساخت کشور فنلاند جهت اندازهگیری ضربان قلب.
• تجهیزات آزمایشگاهی برای بررسی نمونه‌های خونی(کیت الایزا PRL ساخت شرکت باستر، محصول آمریکا)
• وسایل خون گیری(سرنگ-استریل و پنبه…).
۳-۵-۲- روش اجرای تحقیق
۳-۵-۲- ۱-قبل از پیش آزمون :
در ابتدا آزمودنی‌هایی که اعلام آمادگی کردند به صورت تصادفی ساده و با قرعه‌کشی انتخاب شدند و در یک جلسه توجیهی، به منظور آشنا‌سازی با نوع و هدف تحقیق، نحوه همکاری و آشنایی با ابزار تحقیق شرکت کردند. در همان جلسه رضایت‌نامه و پرسشنامه سلامت بین آزمودنیها توزیع و توسط آن‌ها تکمیل گردید و همچنین در این جلسه، قد و وزن آزمودنی‌ها نیز اندازه‌گیری شد.
۳-۵-۲- ۲-پیش آزمون :
در همین جلسه با استفاده ازدوچرخه کارسنج مونارک E939 و ازطریق تست کاستوم حداکثرتوان آزمودنیها اندازه گیری شد به این ترتیب که آزمودنی ها پس از گرم کردن با توان ۵۰ وات وبا سرعت ۶۰ دور در دقیقه شروع به رکاب زدن کردند،هر یک دقیقه ۲۵ وات به توان اضافه شد.این افزایش وات تازمانی که سرعت دوچرخه از ۶۰ دور در دقیقه کمتر نشده بود ادامه یافت و در صورت پایین آمدن سرعت از این مقدار آزمون قطع و عدد بدست آمده به عنوان توان حداکثر آزمودنی در نظر گرفته شد. قبل از شروع پروتکل و پس از ۱۲ الی ۱۴ ساعت ناشتایی از سیاهرگ دست راست هر آزمودنی در وضعیت نشسته و در حالت استراحتی به میزان۲ سی‌سی خون گرفته شد تا میزان پرولاکتین اولیه آن‌ها مشخص گردد. بعد از ۸ جلسه تمرین و قبل از آخرین جلسه تمرینی یعنی جلسه نهم برای بررسی اثر سازگاری کل جلسات تمرینی انجام‌شده برروی سطوح پلاسمای پرولاکتین در هر دو نوع فعالیت خون گیری به عمل آمد.
۳-۵-۲- ۳-پروتکل تمرینی:
آزمودنی‌های گروه تمرین انسداد و تمرین بدون انسداد به مدت ۳ هفته هر هفته ۳ جلسه و در مجموع ۹ جلسه تمرین رکاب زدن را انجام دادند. با توجه به اینکه حداقل سازگاری حاصل شده ناشی از تمرینات انسدادی بر میزان عوامل رشدی همچون IGF-1 و سطح مقطع عضلانی حداقل در ۳ هفته حاصل شده است(
۲۷).لذا در پژوهش حاضر جهت حصول سازگاری در اثر تمرین انسدادی بر میزان هورمون پرولاکتین ۳هفته تمرین مد نظر قرار گرفته شد. ابتدا یک ران بند فشاری طراحی شد که در قسمت فوقانی هر پا بسته شد. گروه انسدادی به منظور گرم کردن رانبند ها را روی ران‌هایشان در فشار ۱۰۰ میلی متر جیوه و به مدت ۳۰ ثانیه بستند، سپس برای ۳۰ ثانیه فشار به ۱۱۰ میلی متر جیوه افزایش یافت، پس از ۱۰ ثانیه بازگشت به فشار اولیه این الگو تا رسیدن به فشار ۱۴۰ میلیمتر جیوه در روز اول تکرار شد(۲۷). سپس تمرین اصلی را که شامل ۳ ست ۳ دقیقه ای با (۵۰Wmax%) روی دوچرخه ثابت با ۳۰-۴۵ ثانیه استراحت بین هر ست می‌باشد را اجرا کردند. (میزان فشار روی ران ۱۴۰ میلی متر جیوه می‌باشد) مجموع زمان تمرین ۳۰/۱۰ دقیقه بود. هر جلسه ۱۰ میلی متر جیوه به فشار ران بندها اضافه شد تا جلسه چهارم که فشار به ۱۷۰ میلی متر جیوه رسید. فشار ران بند به طور تدریجی افزایش یافت تا شرکت کننده‌ها نسبت به محرک انسداد در طول فاز اولیه تمرین سازگار شوند. فشار ران بند تا پایان پروتکل تمرین بر روی ران حفظ شد بعد از ۳ نوبت تلاش فشار ران بند به یکباره برداشته شد. برای انجام ریکاوری فعال ۵- ۱۰ دقیقه رکاب زدند. میزان فشار وارد بر پای انسدادی، میزان درک سختی و ضربان قلب در تمام طول تمرین برای اطمینان از سلامت و ایمنی آزمودنی‌ها بررسی شد. گروه بدون انسداد نیز همین پروتکل را انجام دادند با این تفاوت که در این گروه هیچ محدودیت جریان خونی وجود نداشت. این پروتکل تا ۹ جلسه تکرار شد.
۳-۵-۲- ۴-پس آزمون :
۲۴ساعت پس از اجرای آخرین جلسه تمرین برای بررسی اثر سازگاری تمرین، Wmax و زمان رسیدن به خستگی آزمودنیها در روشی مشابه با پیش آزمون برآورد شد. بلافاصله پس از جلسه اول و نهم تمرین به ترتیب برای بررسی پاسخ به یک جلسه تمرینی و اثر سازگاری در پاسخ کل جلسات تمرینی انجام‌شده برروی سطوح پلاسمای پرولاکتین در هر دو نوع فعالیت خون گیری به عمل آمد. نمونه خونی گرفته‌شده جهت جداسازی پلاسما و اندازه‌گیری هورمون به آزمایشگاه انتقال داده شدند. خون گرفته شده در دمای ۸۰- درجه سانتی گراد نگه داری شد. برای سانتریفیوژ خون از دستگاه اپندورف به مدت ۱۰ دقیقه و با سرعت ۲۰۰۰ دور در دقیقه در دمای ۴ درجه سانتی گراد استفاده شد. . برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از کیت الیزا ساخت شرکت باستر آمریکا استفاده شد. از آنجایبکه اثرات مثبت تمرین با محدودیت جریان خون برآزمودنی های انسان در پژوهش های مختلف به اثبات رسیده است و فشاری که در این تمرین برای ایجاد محددیت جریان خون اعمال می شود معمولا بین ۹۰ الی ۲۳۰ میلی مت