علامه طباطبائی

اشاره‌ای به ولایت امیرالمؤمنین( نداشته است که ان شاءالله نقد آن با نقل نظرات مفسرین شیعه به آنها خواهیم پرداخت.

نظر رشید رضا در تفسیر المنار
ایشان که از مفسرین مشهور اهل سنت است در ابتدای تفسیر آیه شریفه می‌نویسد:
همانا این آیه و قبل از آن در برابر گفته کسانی وارد شده‌اند که بخشی از کتاب خدا نصیب آنها شده است، بعد از آنها خداوند تبیین فرمودند که آنها به جبت و طاغوت ایمان می‌آورند و طاغوت در نزد مشرکین، بت‌ها هستند و آنها کاهن را به عنوان شارع قلمداد می کردند… پس خداوند تکلیف ما را معلوم نمود تا براساس آن حرکت کنیم و معیار حرکت ما شریعت و احکام است تا همانند مشرکین و اهل کتاب گمراه نشویم… سپس فرمود: امر به اطاعت خدا کرد که همانا عمل کردن به کتاب شریف قرآن باشد و اطاعت رسول که بیانگر آیات وحی الهی در بین مردم است و عبارت “أطیعوالرسول” به جهت تأکید تکرار گردیده زیرا دین اسلام دین توحید محض‌است و برای غیر خدا امر و نهی و تشریع قائل نیست… و اما “اولوالأمر” در بین مفسران اختلاف نظر وجود دارد، بعضی‌ها گفته‌اند مقصود پادشاهان و حاکمانند لیکن به شرطی که به کار حرام دستور ندهند. ولی آیه مطلق و بدون هیچ قید و شرطی آمده است.۲۴۰
ایشان در ادامه به قید زدن آیه به وسیله روایات اشاره می‌کند و می‌گوید: مقصود از “اولوالأمر” اهل حل و عقد از مسلمین هستند که همانا حاکمان، علماء، رؤسا، بزرگان که مردم در مشکلات به آنها مراجعه می‌کنند، اگر اینها در حکمی اجماع نمودند، به طوری که با کلام خدا و سنت پیامبر( مخالفت نداشته باشد و دارای مصلحت عمومی نیز باشد.۲۴۱
وی در ادامه به موضوع تبعیت و اطاعت از اهل حل و عقد که بر یک امری اجماع نموده‌اند تأکید می‌کند و در همین جهت به کلام فخر رازی، استناد جسته است.۲۴۲
رشیدرضا همان اشکالاتی که فخر رازی در کتاب تفسیر خود به عصمت اهل بیت نموده را در اینجا آورده است.۲۴۳ که ما نیز در نقل قول مفسرین شیعه آنها را نقد و بررسی خواهیم کرد.

نظر قرطبی در کتاب الجامع لأحکام القرآن
ایشان مقصود “اولوالامر” را اطاعت از سلطان می‌داند و به نقل از ابی هریره اطاعت از سلطان را در هفت جا واجب قلمداد کرده که عبارتند از: ۱) ضرب سکه ۲) در مکیل و موزون ۳) احکام شرعی ۴) حج ۵) جهاد ۶) نماز جمعه ۷) نماز عیدین .۲۴۴
وی در ادامه تفسیر “اولوالامر” می‌نویسد:
اطاعت از سلطان در چیزی واجب است که طاعت خدا در آن واجب شمرده شده است، پس در امر به معاصی الهی فرمانبرداری از والی واجب نیست؛ از این رو گفته‌ایم اطاعت از والیان زمانی ما و همچنین همکاری و همیاری و بزرگ شمردن آنان جایز نیست و همکاری در جنگ‌ها و قبول دستورات و پذیرش سرپرستی و برپایی حدود شرعی در صورتی از والیان قابل قبول است که بر پایه شریعت دستور دهند و اگر با ما نماز بجا آورند و در حال فسق و معصیت نباشند، نماز خواندن با آنان روا می‌باشد، اما اگر والیان اهل بدعت بودند، نماز با آنان جایز نیست جز اینکه از روی ترس و در حال تقیه باشد و در این صورت باید نماز را اعاده نمود.۲۴۵
ایشان همانند دیگر مفسرین اهل سنت “اولوالأمر” را به افراد ذیل تبعیر کرده و برای این قوال روایات فراوانی آورده است از جمله:
۱- اهل قرآن و علم ۲- علماء و فقهاء دین ۳- ابوبکر و عمر ۴- عقلاء و صاحبین رأی که امر مردم را تدبیر می‌کنند ۵- فرماندهان نظامی سریه‌ها در زمان پیامبر (ص) ۶- حاکمان و سلاطین. ۲۴۶
مفسران شیعه و سنی در فهم و دریافت و تعیین و تشخیص معنای مصداقی لفظ “اولوالأمر” دیدگاه همسانی ندارند. امامیه به اتفاق مصداق “اولوالأمر” را تنها معصوم ( می‌دانند و او کسی است که اطاعتش را خدای متعال هم مرتبه با اطاعت از پیامبرش قرار داده است، پس هر مأموریت و مسئولیتی که بر دوش پیامبر گذارده شود، همان نیز بر عهده “اولوالأمر” است. آنان معتقدند دو راه و دلیل اطمینان بخش می‌تواند مسیر درست و نزدیک به حقیقت از این معنا را پرده بردارد:
اول: اطلاق عبارت “اطیعوا” و عطف لفظ “اولولأمر” به “الرسول” با توجه به نقش سیاق کلمات و تناسب حکم و موضوع که می‌تواند مصداق حقیقی و مراد واقعی “اولوالأمر” را روشن سازد.
دوم: روایات صادره از حضرت رسول (و ائمه معصومین (که چشمه‌ی دانش آنان به وحی الهی متصل است و شناخت حقیقت از این لفظ را آسان می‌کند.۲۴۷
ما برای تبیین آیه اطاعت سه قول از مفسرین مطرح شیعه می‌پردازیم:

ب) تبیین آیه از دیدگاه مفسرین شیعه
نظر شیخ طوسی در تفسیر التبیان
علامه محمدبن حسن طوسی در ذیل آیه شریفه اطاعت می‌فرماید: “اطاعت از خدا و رسول و اولوالأمر به معنای امتثال امر آنها و اجتناب از آن عملی که آنها نهی می‌کنند.۲۴۸
سپس ایشان نظر مفسرین در مورد واژه “اولوالأمر” را دو تأویل برمی‌شمرد:
اول: ابوهریره روایتی را از ابن عباس و میمون بن مهران و السدی و جبائی و بلخی و طبری که منظور از اولوالأمر حاکمان و سلاطین هستند.
دوم: جابرابن عبدالله از ابن عباس و مجاهد و حسن و عطاء و أبی العالیه که آنها علما هستند.
اما شیخ طوسی نظری غیر از دو قول ذکر شده دارد و می‌نویسد:
اصحاب ما امامیه از امام باقر و امام صادق( روایت کرده‌اند که مقصود از “اولوالأمر” امامان و پیشوایان از آل محمد ( هستند، از این رو خداوند متعال به طور مطلق و بدون هیچ قید و شرطی، اطاعت از آنان را واجب کرد، همانطور که اطاعت از خود و رسولش را واجب نمود و امکان ندار
د اطاعت از فردی به طور مطلق و بدون قید شرط واجب گردد؛ مگر آنکه معصوم و مصون از خطا و گناه باشد و این موضوع در حاکمان و عالمان بدست نمی‌آید و همانا تنها برای پیشوایانی ثابت می‌گردد که دلیلی بر عصمت و طهارت آنها باشد، در نتیجه کسانی که گفته‌اند، مراد از “اولوالأمر” عالمان دینی هستند، سخنشان نزدیک به حقیقت معنا و مراد از کلمه وحی نیست؛ زیرا “اولوالأمر” کسانی هستند که دارای شأن، منزلت و موقعیتی در اداره امور مردمند و عالمان دینی از چنین برخوردار نیستند. و اگر گفته شود اطاعت از اولوالأمر زمانی بر ما واجب است که آنان در مسیر حق باشند ولی هرگاه از این راه برگشتند فرمان آنها بر ما لازم و واجب نیست، در پاسخ می‌گوییم: این بیان نشان از تخصیص و تقیید اطلاق و عموم آیه کریمه دارد که دلیلی بر آن نداریم، پس لازم است تا اطلاق و عموم آیه بر اطاعت از “اولوالأمر” به صورت خود باقی بماند، همانگونه که جایز نیست تا وجوب اطاعت از خدای متعال و رسولش مقید به چیزی گردد.۲۴۹
محقق طوسی در جمع‌بندی نظرات خود اطاعت بی‌قید و شرط و مطلق را فقط از معصوم جایز می‌داند و در این جا فرض عالمان دینی و حاکمان را که نظرات مفسرین اهل سنت بود به صراحت ردّ می‌کند و مدعای خویش که اطاعت مطلق از ائمه معصومین اثنی عشر ( را ثابت می‌کند.

نظر ابوالفتوح رازی در تفسیر روح الجِنان و روض الجَنان
ابوالفتوح رازی از علما و مفسرین قرن ششم امامیه است که در ذیل آیه شریفه اطاعت می‌فرمایند در این آیه خداوند همه‌ی انسان‌ها، اعمّ از مؤمن و کافر را امر به اطاعت خویش و رسولش و اولوالأمر نموده است.
ایشان در تفصیل قول أولوالأمر می‌نویسد:
در اولوالأمر سه قول وجود دارد: بعضی گفته‌اند امراء هستند و بعضی گفته‌اند علما می‌باشند و بعضی گفته‌اند ائمه‌اند. از اهل بیت رسول الله و این قول از امام باقر و امام صادق ( روایت شده است و چون دو قول اول را باطل کنیم صحت قول آخر مشخص می‌شود و در این آیه چند وجه بر استدلال امامت معصومین ( وجود دارد: اول: خدای متعال چون طاعت “اولوالأمر” با طاعت رسول و طاعت خود مقرون ساخت، چنانکه قدیم تعالی منزّه است از همه قبایح و رسول اعظم( معصوم و پاک از همه‌ی گناهان صغیره و کبیره است، “اولوالأمر” باید چنین باشد که حکمت از کلام حکیم این واجب کند و به این صفت جز معصومین ( نبودند.
وجه دوم در استدلال از آیه شریفه آن است که: محال باشد که حکیم ما را دستور به طاعت جماعتی مختلف الاقوال و الآراء و المذاهب دهد و فرمان دهد به اتباع اقوال و فتوایشان و حال بعضی را بر بعضی مزیّتی نبود و از دیگر سو، ما را راهی به تمییز و تشخیص حق از میان آن اقوال مختلف متناقض متضاد نباشد و این منجر می‌شود به تکلیف مالا یطاق و از خداوند تکلیف مالا یطاق سزاوار نبود پس محال است که امراء و علماء باشند.
وجه سوم آن است که معلوم است بر ضرورت که اگر خدای تعالی ما را تکلیف کند به طاعت رسول و شخص او را به دلالتی و علم معجزی برای ما معین و مشخص نکند این تکلیف قبیح باشد و از باب تکلیف مالا یطاق می‌شود، همچنین اگر در حق “اولوالأمر” اگر نصّی هم نباشد تا آنان شناخته شوند یا دلالتی که علم معجز باشد یا جاری مجرای آن تا از این راه “اولوالأمر” شناخته گردد، هم مؤدی بود. پس دستور به اطاعت از “اولوالأمر” تکلیف مالا یطاق باشد چون در عقل قبح آن مشخص است، ناگزیر گوییم چنان که رسول خدا (با نصّ از جانب پروردگار معین است و اظهار اعلام معجزات به دست او “اولوالأمر” باید چنین باشند یعنی نصّی بر تعیین آنان باشد.۲۵۰
ابوالفتوح رازی ضمن بیان نظر خود مبنی بر اطاعت از اولوالامر یعنی اطاعت از معصومین (، اقوال دیگر مفسرین اهل سنت از جمله زخمشری را نقد کرده و مدعای خویش را به اثبات رساند.

نظر علامه طباطبائی در تفسیر المیزان
ایشان در ابتدا به توضیح مختصری از مفاد آیه می‌پردازد و می فرماید:
اولاً این آیه دستور به مؤمنین است با توجه به اینکه در ابتدا با “یا أیها الّذین امنوا” شروع شده،
ثانیاً: این آیه جنبه زمینه‌چینی دارد و مضمونش اساس و زیربنای همه‌ی شرایع و احکام اسلامی است و دلیل بر زمینه بودنش ظاهر تفریعی است که جمله “فأن تنازعتم فی شیءٍ فَرّدُوهُ إلی الله و الرّسول…” بر جمله مورد بحث دارد.
ثالثاً: اطاعت از رسول همان اطاعت از خداست

مطالب مشابه