دانلود پایان نامه رشته جامعه شناسی : آثار استحاله و تغيير فرهنگي جوانان در شهر يزد

دانلود پایان نامه

متن کامل پایان نامه رشته : جامعه شناسی

با عنوان :  آثار استحاله و تغيير فرهنگي جوانان در شهر يزد

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید این پایان نامه اقدام نمائید.

پایان نامه رشته جامعه شناسی

با موضوع :

آثار استحاله و تغيير فرهنگي جوانان در شهر يزد

برای رعایت حریم خصوصی اسامی استاد راهنما،استاد مشاور و نگارنده درج نمی شود

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

***ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد

یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل و با فرمت ورد موجود است***

بيان مسئله :

هر جامعه‌اي تحت تأثير پاره‌اي از عوامل داخلي و خارجي ، دچار « تغيير فرهنگي » مي شود . تغيير فرهنگي در واقع بخشي از مقولة مهم «‌تغيير اجتماعي » است كه در طول تاريخ نظر متفكران و جامعه شناسان را به خود جلب كرده است. در گذشته ، يزد به عنوان « دارالعباده » شناخته شده بود . در آن فضاي سنتي ويژگي هاي فرهنگي مثبت از قبيل « ساده زيستن و قناعت پيشگي » ، «روابط سالم خانوادگي و اجتماعي » ، «‌صله رحم » ،‌ « برنامه هاي جمعي مذهبي و سنتي » ، « روابط عاطفي و دوستانه قوي »، « پاكي و زهد و اخلاص » ،‌ «‌تلاش و كار و كوشش» ،«‌احساس مسئوليت فردي و اجتماعي » ،   «شادابي و آرامش » ، « يكدلي و يكرنگي و صميميت » و « احساس رضايت و خشنودي » به چشم مي خورد و افراد جامعه توانسته بودند با « خود » ، « طبيعت »، « زمين » و ‌« ديگران » كنار آيند و سازش و سازگاري داشته باشند. حتي در دورة قبل از انقلاب ، به دليل عدم گسترش وسايل ارتباط جمعي و امكان برقراري تماس جدي و سريع با خارج از يزد ، نه در شهر يزد و نه در شهرهاي اطراف آن هيچكدام استحالة فرهنگي قابل توجهي صورت نگرفته بود و اصالت سبك زندگي سنتي يزدي و آداب و رسوم مخصوص اين ديار تا حد زيادي حفظ شده بود .

پيروزي انقلاب اسلامي ، براي مدتي حدود دو دهه ، وضعيت فوق را تثبيت و تقويت كرد ، زيرا همانطور كه بسياري ازصاحب نظران اظهار داشته اند اين انقلاب اساساً يك حركت ضد غربي و يورش عليه مظاهر فرهنگ غربي و بازگشت به ارزش ها و فرهنگ سنتي،‌بومي و مذهبي بود . اما آرام آرام ، به ويژه بعد از گذشت دو دهه از عمر انقلاب ، آثار استحالة فرهنگي در ايران و حتي در جامعة مذهبي و سنتي ريشه داري چون يزد بروز نمود ، به طوري كه هرچه به جلو آمده ايم و از انقلاب دور شده ايم اين تغيير فرهنگي نمايان تر و شديدتر شده است .

به نظر مي رسد كه اكنون بخش قابل توجهي از مردم يزد ، خاصه جوانان يزدي ، از فرهنگ اصيل سنتي خود فاصله گرفته و به سمت و سوي فرهنگ غربي ، يعني آنچه كه مي توان به « شبه مدرنيسم » تعبير كرد،‌گرايش پيدا كرده‌اند يا به عبارت ديگر دچار مرض«‌غرب زدگي » شده‌اند . اكنون ديگر گروه هايي از جوانان يزدي – و حتي ساير اقشار وطبقات- آن احساس و گفتار و رفتار ديروز را ندارند و دچارنوعي «‌عقدة خود كم بيني فرهنگي » شده اند . با مراجعه به مكان هايي چون كافي شاپ ها ، كافي نت ها ، باشگاه هاي بيليارد ، فروشگاه هاي محصولات فرهنگي و حتي با رفتن به كوچه ها و خيابان هاي معمولي شهر ، مدارس ، دانشگاه ها و خانواده‌ها مي‌‌توان آثار و نشانه هاي فرهنگ وسبك زندگي غربي را در ميان گروه هاي مختلف مردم ، مخصوصاً جوانان ، مشاهده كرد . شايد اغراق نباشد اگر بگوييم كه امروزه يكي از عوامل مهم و عمده اختلاف بين نسلي و شكاف ميان خانواده ها (‌اختلاف بزرگسالان و كهنسالان با نوجوانان و جوانان)‌ به موضوع مورد بحث يعني چگونگي برخورد با فرهنگ غربي مربوطه مي شود. معمولاً جوانترها در مقايسه با بزرگترها يا پيران گرايش بيشتري به فرهنگ بيگانه و رغبت و توجه كمتري به فرهنگ سنتي و بومي و مذهبي خود دارند و به طور كلي افراطي تر و آتشي تر و تندروترند .

سئوال مهمي كه در اينجا مطرح مي شود آن است كه : « اين وضعيت پيش آمده ‌يا تغيير فرهنگي صورت گرفته ناشي از چه علل وعواملي است ؟» بي ترديد عوامل متعدد داخلي (‌تغيير در ساخت و بافت و تركيب جمعيت ، نقش نخبگان فكري و سياسي ، نقش جنبش هاي اجتماعي و گروه هاي فشار، نوسازي و توسعه ، تكنيك ، ايدئولوژي، موضع گيري در برابر مدرنيته و …) و خارجي (‌جهاني شدن ،‌تهاجم فرهنگي ، امپرياليسم و استعمار و …) در پديد آوردن اين وضعيت جديد در شهر يزد موثر و دخيل بوده اند . به نظر مي رسد كه از ميان اين عوامل گوناگون ، عامل رواني جايگاه و اهميت قابل توجهي دارد . به عبارت ديگر ، فقدان يا ضعف روحية اعتماد و عزت نفس در جوانان ، موجب تصور نادرست آنها از غرب و زندگي و فرهنگ غربي شده و در نتيجه آنها را از فرهنگ اصيل سنتي خود دور و به مظاهر فرهنگ غربي متمايل كرده است. بدين ترتيب براي فراهم شدن امكان سنجش داده ها و عملياتي كردن آنها ، عوامل رواني را ما دراين تحقيق ، در واقع همان «‌عزت نفس » و متعلقات مربوط به آن در نظرگرفته ايم .

1-2- اهميت و ضرورت تحقيق :

بي شك‌« تغيير يا استحالة فرهنگي » مردم يك جامعه ، به ويژه جوانان آن ، موضوع كوچك و كم اهميتي نيست كه بتوان از آن بي تفاوت گذشت . اگر بپذيريم كه پايه و اساس خوشبختي يا بدبختي هر جامعه و عنصر سرنوشت ساز و قاطع آن «‌فرهنگ» است ، در آن صورت بي توجهي به «‌استحالة فرهنگي » اگر نه غفلت غير قابل جبران ، بايد گفت غفلت بسيار بزرگي است .

آن چه بر اهميت و ضرورت اين مطالعه مي افزايد « ماهيت » و اهداف انقلاب اسلامي ايران است .همانطور كه اشاره شد ، اين انقلاب اساساً يك حركت عظيم فرهنگي محسوب مي‌شود . گرچه عوامل اقتصادي،‌سياسي و اجتماعي در بروز آن دخالت داشته، ولي عامل و علت اصلي اين حادثه ، « عامل فرهنگي – مذهبي » بوده‌ است . مردم دلزده از مظاهر منفي گسترش يافتة فرهنگ غربي در جامعة ايران به رهبري امام خميني به مخالفت با رژيم حامي و مروج اين ارزش ها برخاستند و در مقابل، در صدد احياي ارزش ها و فرهنگ مذهبي و سنتي منسوخ و مطرود شدة خود برآمدند و سرانجام اين مبارزه به ثمر رسيد و رژيم غربگرا و آمريكايي پهلوي سرنگون شد .

بنابراين اكنون براي هر دلسوز مسئول به ويژه مسئولان و متوليان امور فرهنگي كشور – و در محدودة اين تحقيق مسئولان در سطح استان يزد – نه تنها اين سئوال مطرح است كه چرا وضعيت ترسيم شدة‌فعلي به وجود آمده ، بلكه از آن مهمتر راه يا راه هاي مقابله با آن چيست ؟ آري غفلت از اين موضوع، سبب پاسخگويي آنها – و همه- در برابر خلق و خالق خواهد بود . آيا مي توان شاهد استحالة فرهنگي بخش هاي مختلف مردم ، خاصه جوانان ، به سمت و سوي مظاهر زندگي غربي و گرايش به فرهنگ وسبك زندگي بيگانگان و فاصله گرفتن از فرهنگ اصيل سنتي و مذهبي بود و اقدام خاصي براي مقابله با اين وضعيت انجام نداد ؟ آيا اين به معناي ناديده گرفتن اهداف اصلي انقلاب اسلامي و ماهيت مذهبي و اصالت سنتي آن نيست ؟

مسلماً در هر نقطه ازايران ، در هر شهرو استان ، بررسي مشكل فوق ضروري و حياتي است ليكن با توجه به شرايط خاص استان يزد و به ويژه شهر يزد كه از آن به دارالعباده ياد شده و مي شود ، اين بررسي اهميت و ضرورت دو چندان مي يابد . اميد است كه در اين پژوهش بتوان گوشه اندكي از اين امر مهم را تحقق بخشيد .

1-3- اهداف تحقيق :

هدف كلي اين تحقيق ، « بررسي عوامل رواني مؤثر ( عزت نفس ) در فاصله گرفتن جوانان يزدي از فرهنگ اصيل سنتي (‌دارالعباده ) و گرايش به مظاهر فرهنگ غربي »‌ (شبه مدرنيسم ) مي باشد . اهداف جزئي يا ويژه عبارتند از :

  • شناسايي و بررسي رابطة عزت نفس و خود باوري در جوانان يزدي با گرايش آنها به سبك زندگي‌غربي‌ در حوزة اخلاق ؛
  • شناسايي و بررسي رابطه عزت نفس و خود باوري در جوانان يزدي با گرايش آنها به سبك زندگي غربي درحوزة‌اقتصادي ؛
  • شناسايي و بررسي رابطه عزت نفس و خود باوري در جوانان يزدي با گرايش آنها به سبك زندگي غربي درحوزة‌ اجتماعي ؛
  • شناسايي و بررسي رابطه عزت نفس و خود باوري در جوانان يزدي با گرايش آنها به سبك زندگي غربي درحوزة آموزشي و علمي ؛
  • شناسايي و بررسي رابطه عزت نفس و خود باوري در جوانان يزدي با گرايش آنها به سبك زندگي غربي درحوزة‌ شخصي؛
  • شناسايي و بررسي رابطه عزت نفس و خود باوري در جوانان يزدي با گرايش آنها به سبك زندگي غربي درحوزة‌ سياسي ؛
  • ارايه راهكارهايي در مورد افزايش عزت نفس در جوانان ؛و
  • ارايه راهكارهايي براي شناسايي بهتر و بيشتر ابعاد مثبت فرهنگ اصيل سنتي و جنبه هاي منفي فرهنگ غربي .

1-4- مدل تحليلي :

1-4-1- فرضيه هاي تحقيق :

با توجه به نقش عوامل رواني كه در اين پژوهش به معناي «‌عزت نفس و خودباوري» در نظر گرفته شده است ، فرضيه‌ها عبارتند از :

  • بين فقدان يا ضعف عزت نفس و خود باوري جوانان يزدي با گرايش آنها به سبك زندگي غربي در حوزة اخلاق رابطه معني دار ديده مي شود .
  • بين فقدان يا ضعف عزت نفس و خودباوري جوانان يزدي با گرايش آنها به سبك زندگي غربي در حوزة‌اقتصادي رابطه معني دار وجود دارد .
  • بين فقدان يا ضعف عزت نفس و خودباوري جوانان يزدي با گرايش آنها به سبك زندگي غربي در حوزة اجتماعي رابطه معني دار ديده مي شود .
  • بين فقدان يا ضعف عزت نفس و خودباوري جوانان يزدي با گرايش آنها به سبك زندگي غربي در حوزة‌ آموزشي و علمي رابطه معني دار ديده مي شود .
  • بين فقدان يا ضعف عزت نفس و خودباوري جوانان يزدي با گرايش آنها به سبك زندگي غربي در حوزةشخصي رابطه معني دار ديده مي شود
  • بين فقدان يا ضعف عزت نفس و خودباوري جوانان يزدي با گرايش آنها به سبك زندگي غربي در حوزة‌ سياسي رابطه معني دار وجود دارد.

1-4-2- متغيرها و جايگاه آنها در فرضيه ها :

در شش فرضيه بالا ، عزت نفس و خودباوري « متغير مستقل » ‌و سبك زندگي در غرب در حوزه هاي گوناگون فرهنگي،‌اخلاقي، اقتصادي ،‌اجتماعي ، آموزشي وعلمي ، شخصي و سياسي به عنوان «‌متغير وابسته» ‌در نظر گرفته شده است . بنابراين مي توان رابطه اين متغيرها را به صورت زير نشان داد :

1-4-3- تعريف عملياتي مفاهيم :

در فرضيه هاي اين تحقيق دو مفهوم كليدي به كار رفته است كه بايد منظور از آنها را مشخص كرد .اين دو مفهوم يكي       «عزت نفس » است و ديگري « سبك زندگي غربي » يا « مظاهر فرهنگي غرب » منظور از عزت نفس آن است كه فرد خود را موجودي صالح ، لايق ، خوشبخت و توانا و شايسته بداند به طوري كه مي تواند با چالش هاي اساسي زندگي مقابله كند. به عبارت ديگر فرد از خود ارزشيابي مفيد و مثبت داشته باشد و نه منفي . كساني كه از عزت نفس بالايي برخوردارند معمولاً با صفات و ويژگي هايي چون :« جرأت ورزي » ، «‌انعطاف پذيري »، «‌مسئوليت پذيري »،   «قاطعيت»،«‌احترام به ديگران‌» ،‌«‌استعداد و خلاقيت »،« ابتكار » ، « استقلال عمل » ، «‌سرعت و اطمينان در كار » ،‌ «جلب توجه ديگران»، و «‌افتخار به پيشرفت هاي خود » شناخته مي شوند.

منظور از مظاهر فرهنگي غربي ، تمام ارزش ها و باورها و رفتارهايي است كه در ميان مردم غير شرقي به ويژه آمريكا و اروپا در حوزه هاي مختلف اخلاقي ، اقتصادي ، اجتماعي ، شخصي ، آموزشي و علمي وسياسي رواج دارد . اين ارزش ها و باورها و رفتارها، ملغمه و آميزه‌ اي از زشت و زيبا ، بد و خوب ، منفي و مثبت ، مضر و مفيد ، مخرب و سازنده است . بنابراين شرط اصلي گرايش و انتخاب آنها آگاهي و شناخت كامل به اين جنبه هاي دوگانة فرهنگ درحوزه‌هاي مختلف زندگي غربي است . به نظر مي رسد كه در كشورهاي جهان سومي – از جمله در ايران و به طور خاص در ميان تعدادي از جوانان يزدي – به دليل فقدان يا ضعف عزت نفس و خودباوري ، نه تنها شناسايي دقيق و درستي از فرهنگ غربي به عمل نيآمده ، بلكه متأسفانه جنبه هاي زشت ، بد، منفي ،‌مضر و مخرب اين فرهنگ مورد توجه و بعضاً عمل آنها واقع شده است. اين ناتواني در تفكيك ، به بروز صفتي در آنها منجر گشته كه از آن تعبير به «‌غربزدگي »‌يا « شبه مدرنيسم » يا « غربگرايي » مي شود . به زبان ديگر ، دعوت مردم وجوانان به فرهنگ اصيل سنتي و حفظ و پاسداري از ارزش هاي بومي ، ملي ، مذهبي و عمل به آنها نمي تواند و نبايد به معناي « كهنه پرستي » يا «‌سنت گرايي » ‌( تقّدس ارزش ها و سنت ها صرفاً به دليل اين كه ريشه در گذشته دارند و قديمي و ضد جديدند ) تلقي گردد. بين «‌سنتي بودن جوان » و «‌سنت پرستي جوان »، ‌بين « غربزدگي و غربگرايي » و « متجدد بودن » و «‌پذيرش دستاوردهاي مدرن علمي و صنعتي » تفاوت زيادي وجود دارد. آنچه ما در اين تحقيق به دنبال بررسي علل و عوامل آن هستيم ، اين نيست كه چرا گروه هايي از جوانان يزدي نوگرا يا متجددند و دستاوردهاي پيشرفته و مدرن بشري يا غربي را پذيرفته اند !‌يا اين نيست كه چرا سنتگرا يا سنت پرست نيستند ، بلكه اين هدف اصلي را تعقيب مي كنيم كه چرا غربزده ، شبه مدرنيست و فرنگي مأب هستند و چرا از هرچه سنتي است (‌نه سنت پرستي ) فاصله مي گيرند!

1-5-نوع و روش تحقيق و جمع آوري داده ها و تجزيه و تحليل آنها :

اين تحقيق از نوع توصيفي – تحليلي و روش آن ميداني يا پيمايشي است ، هر چند كه در فصول دوم و سوم ، آنچه با عناوين «‌ادبيات تحقيق » و «پيشينه و مطالعات نظري » مشخص شده است ، مبتني بر روش كتابخانه‌‌اي است . به هر حال پس از جمع آوري داده هاي مربوط به عزت نفس و گرايش جوانان به فرهنگ غربي از طريق پرسشنامه ، با روش هاي مناسب آماري از جمله آزمون خي‌ دو ، اسپيرمن و پيرسون و به كمك نرم افزار Spss ، داده هاي مذكور توصيف و سپس تحليل شده اند و براي آنها نمودارهايي ترسيم شده است. بدين ترتيب ابزار جمع آوري اطلاعات اصلي در اين تحقيق ، دو نوع «‌پرسشنامه » است . پرسشنامة‌ استانداردي كه منسوب به كوپراسميت است و ميزان عزت نفس در جوانان را مي سنجد؛ ‌و پرسشنامة محقق ساخته‌اي كه ميزان گرايش جوانان به مظاهر فرهنگ غربي را ارزيابي مي كند .

1-6- جامعه آماري و حجم نمونه :

جامعه آماري اين پژوهش جوانان 15 تا 29 ساله شهر يزد و روش نمونه گيري خوشه‌‌اي است كه در آن رعايت تناسب نيز شده و در نتيجه روش طبقه‌اي در آن ملحوظ است . براي اجرا و عملياتي كردن طرح نمونه گيري ، شهر يزد به سه منطقة يزد 3.2.1 تقسيم شده و با در نظر گرفتن جمعيت هر منطقه و نسبت جمعيت جوان با جمعيت كل آن، بر حسب واحد خانوار،جوانان مورد نظر انتخاب شده اند . حجم نمونه نيز ………… نفر است كه بر اساس فرمول زير تعيين شده است:

1-7- سازماندهي تحقيق :

اين تحقيق در پنج فصل تنظيم شده است . فصل اول ، مربوط به طرح تحقيق و كليات مرتبط با آن است . در فصل دوم ادبيات تحقيق بررسي شده است . فصل سوم به پيشينه و مطالعات نظري پژوهش اختصاص دارد و در آن علاوه بر تعريف و تحديد فرهنگ ، مقولة مهم « تغيير فرهنگي » تعريف و عوامل داخلي و خارجي مؤثر در آن بررسي و تبيين شده است . درفصل چهارم ، داده هاي پژوهش توصيف ودر فصل پنجم تحليل شده اند. فصل آخر هم به نتيجه گيري از مباحث مطروحه و ارائه پيشنهادها و محدوديت ها ي تحقيق مربوط مي شود .

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)

ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

 با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود است

تعداد صفحه :41

قیمت : 4800 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود به شما نشان داده می شود

و به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :  

     ۰۹۳۰۹۷۱۴۵۴۱ فقط پیامک        serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما

  serderehi@gmail.com

ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

 

---  -- ----