دانلود متن کامل پایان نامه رشته جامعه شناسی با موضوع حجاب

متن کامل پایان نامه رشته : جامعه شناسی

با عنوان : حجاب

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید این پایان نامه اقدام نمائید.

 پایان نامه رشته جامعه شناسی

با موضوع :

حجاب

برای رعایت حریم خصوصی اسامی استاد راهنما،استاد مشاور و نگارنده درج نمی شود

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

***ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد

یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل و با فرمت ورد موجود است***

مقدمه

حجاب یکی از احکام اسلامی است که برای مردان و زنان وضع شده است. بخشی از این احکام که در سوره نور مورد اشاره قرار گرفته‌اند مربوط به حجاب زنان میباشند که در بحث از حجاب معمولا بیشتر به این آیات اشاره می‌شود. اگرچه حجاب اختصاص به مردان نداشته و بین مرد و زن مشترک است ولی از آنجا که احکام مربوط به زنان مشکلتر بوده و نمود بیشتری دارد بسیاری از حجاب فقط متوجه احکام مربوط به زنان میشوند. مهمترین منبع فارسی را می‌توان کتاب شهید مطهری با عنوان «مساله حجاب» دانست که ابتدا به صورت مقالاتی در یکی از مجلات قبل از انقلاب ایران به چاپ رسید و سپس در قالب یک کتاب منتشر شده است. حجابی که اسلام به آن اشلره کرده است بسیار متنوع بوده و زن یا مرد را مانع از انجام هرگونه فعالیتی نمی کند.ولی حجابی که در بعضی از کشورها مانند ایران تحمیل شده حجابی تحکیلی است که بسیار زننده است

تاريخچه حجاب

آنچه مسلّم است و از كتاب هاي موجود پيداست حجاب در قبل از اسلام در بين ملّت هاي يهود ، ايران باستان و هند وجود داشته است .

و اين قانون حجاب از قانون حجاب اسلامي بسي سخت تر بوده است .

ويل دورانت مي گويد : 1 ( اگر زني به نقض قانون يهود مي پرداخت مثلا بدون آنكه چيزي بر سر داشته باشد به ميان مردم مي رفت و يا در خانه آنقدر بلند صحبت مي كرد كه همسايگانش صدايش را مي شنيدند شوهر حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد .)

و همچنين در جاي ديگر مي گويد : 2 (در زمان زرتشت زنان با منزلتي عالي به ميان مردم مي رفتند .)

و بعد از آن مي گويد : (مقام زن در زمان داريوش تنزّل پيدا كرد و در زمان وي زنان پادشاهان حق نداشتند از حرمسرا ها خارج شوند و در مواقعي زنان از محارم خويش نيز محروم بوده اند. و زنان حائض در اتاق هايي محبوس مي شده اند و اين امر خود مبناي پرده پوشي ميان مسلمانان به شمار مي رود .)

آيا اين جمله ويل دورانت كه مي گويد : ( و اين امر خود مبناي پرده پوشي ميان مسلمانان به شمار مي رود ) درست است ؟

طبيعتا خير. زيرا در اسلام زنان حائض از برخي عبادات مانند: نماز و روزه معاف مي باشند ولي آنها مي توانند در هر موقعي با ديگران معاشرت كنند و در رابطه با اينكه به عقيده ويل دورانت حجاب از ايرانيان قبل از اسلام به مسلمانان بعد از اسلام سرايت كرده صحيح نمي باشد ، چون قرآن قبل از اسلام آوردن ايرانيان ، آيات حجاب را تبيين كرده بود . ويل دورانت در قسمت ديگري مي گويد : 3 ( بعد از هجرت ، پيامبرزنان را از پوشيدن جامه گشاد نهي مي كرد امّا بعضي از عرب ها با وضع بسيار زيبا و دلربايي از خانه هايشان خارج مي شده اند .)

اين سخن ويل دورانت غلط است زيرا عايشه همواره زنان انصار را اينچنين ستايش مي كرد:

( مرحبا بر زنان انصار كه بعد از نزول آيات سوره ي نور4 ديگر ديده نشد كه مانند سابق بيرون بيايند و سر خود را با روسري هاي سياه پوشاندند .)

حجاب يا پوشش اسلامي يكي از دستورات حكيمانه و سعادت‌بخش دين مبين اسلام است كه از هنگام اسلام آوردن مردم ايران در دو قرن نخست هجري به گونه‌اي هميشگي و مستمر توسط اهالي اين سرزمين مورد پذيرش واقع شده و بدان عمل مي‌شده است. در واقع رعايت حجاب اسلامي در بين مسلمانان ايراني و كليت اين جامعه از جمله عوامل مهم پاسداري از شأن و كرامت انساني زنان و رعايت سالم حقوق و حدود در روابط ميان مردان و زنان بوده است.

امواج مهاجم استعمار بورژوايي و شكل تقليدي آن در ايران يعني غرب‌زدگي شبه مدرن دلايل متعددي براي مخالفت با حجاب اسلامي خانم‌ها داشت: اولاً حجاب زن مسلمان هويت‌بخش و عزت‌آفرين بود و موجب مي‌شد زن مسلمان ايراني در برابر هجوم افكار و مدل‌هاي رفتاري بيگانه، گرفتار از خودبيگانگي و ضعف و بي‌هويتي و يا آلودگي نگردد. از اين رو از عوامل حفظ استقلال هويتي مردم ما بود و شبه‌مدرنيست‌ها كه سوداي وابستگي ايران را در سر داشتند، دل‌خوشي از آن نداشته و ندارند. ثانياً حجاب زن ايراني به عنوان لباس عفت و پاكدامني و ساده‌زيستي او موجب مصونيت زنان و حتي مردان مسلمان در مقابل هجوم مصرف‌زدگي و فرهنگ كالاي مي‌گرديد. از اين رو خود به خود راه را بر سيطره‌ي نظام سرمايه‌سالاري و تبعات آن مي‌بست. ساختار توليد سنتي و همچنين ساختار ساده و خودكفا و مستقل زندگي مردم ما بود. حجاب اسلامي، زن ايراني مسلمان و به تبع آن حتي مرد مسلمان ايراني را در مقابل گسترش فرهنگ مصرفي و كالازدگي و سرمايه‌سالاري محافظت مي‌كرد. ثانياً در جوامع مسلمان تحت سلطه‌ي امپرياليزم هر نوع تأكيد بر عناصر فرهنگ بومي و ملي مردمان چونان شمشير برنده‌اي عليه سياست‌ها و اميال استعمار مدرن غربي عمل كرده و مي‌كند. زيرا استعمارگران به دنبال تهي كردن و بيگانه ساختن مردم از هويت كلاسيك خود بوده‌اند تا آنان را اسير هويت تقلبي غرب‌زدگي شبه‌مدرن نموده و از كانال آن اين ملت‌ها را براي هميشه به خود وابسته نمايند. حجاب زن مسلمان در چنين وضعيتي حكم يك اسلحه‌ي نيرومندي براي جريان انقلابي و ضداستعمار را پيدا مي‌كرده است.

اساساً غربي‌ها به منظور برقراري سيطره‌ي تام و تمام و فراگير خود بر مقدرات تاريخي جوامع غيرغربي مي‌بايست كه نظام منسجم ارزش‌هاي ديني آنها را در هم شكسته و فرهنگ قلابي ظاهرگرا و دنيازده و به تعبيري شيطاني خود را جانشين آن نمايند و يكي از منفذها و روزنه‌هاي مقاومت اصيل فرهنگ خودي در جوامع اسلامي همانا حجاب زنان مسلمان بوده است كه آنان را از مدزدگي و شيئي شدگي و تبديل شدن به موجودي كالايي باز مي‌داشته است. از اين رو بود كه از آغاز برقراري سيطره‌ي فرهنگي ـ سياسي غرب‌زدگي شبه مدرن در ايران [پس از سقوط استبداد صغير و كسب قدرت توسط اعضاي لژ بيداري در سال 1327 ق] زمزمه‌اي شيطاني براي نفي و انكار حجاب و تخريب و تخطئه‌ي آن آغاز گرديد. به گونه‌اي كه تاريخ براي ما روايت مي‌كند از حدود سال 1329 ق مطبوعات منورالفكري جسته و گريخته اما به طور تقريباً مستمر حملات خود عليه حجاب اسلامي را آغاز كردند.

آن گونه كه از بررسي اسناد و مدارك تاريخي به دست مي‌آيد در سال 1303 ش در تهران سخن از «انجمن ضدحجاب» بوده است و به ويژه با اعلام كشف حجاب در افغانستان، در ايران نيز فعاليت‌ها و تهاجمات منورالفكران عليه حكم الهي حجاب بيشتر گرديد. البته اين امري كاملاً بديهي بود كه امپرياليزم غربي براي برقراري سيطره‌ي خود در ايران كه از مجراي حاكميت فرماسيون غرب‌زدگي شبه‌مدرن عملي مي‌گرديد، هدفي جز نابودي حجاب اسلامي و به تبع آن در هم شكستن هويت زن مسلمان ايراني را دنبال نمي‌كرد. باز هم طبيعي بود كه به ميزاني كه غرب‌زده‌ها و عوامل استكبار در ايران قدرت مي‌گرفتند و هم‌زمان با افزايش تهاجم آنها عليه دين و آئين هويت و اعتقادات و استقلال اين مردم، هجوم تبليغاتي و اعمال زور فيزيكي و سياسي عليه حجاب نيز بيشتر مي‌گرديده است. در اين بين روشنفكران شبه‌مدرنيست ايراني به عنوان كارگزاران اصلي بسط سيطره‌ي فرماسيون غرب‌زدگي و عمله‌ي دانسته يا نادانسته تحقق وابستگي ايران به نظام سرمايه‌داري جهاني، بيشترين نقش را در مبارزه عليه هويت ديني مردم و حكم اسلامي حجاب زنان بر عهده گرفته و مي‌گيرند.

در اين ايام در روزنامه‌ها و نشريات منفورالفكري شاهد هجوم تبليغاتي نسبتاً مداوم روشنفكران لائيك و ناسيوناليست عليه حجاب اسلامي هستيم. در اين هجمه‌ي ناجوانمردانه كه حتي قبل از مسلط شدن رضاخان و برقراري رژيم پهلوي در ايران، آغاز گرديد از همه‌ي صور فعاليت‌هاي ژورناليستي [اعم از درج مقاله يا انتشار سالانه و يا نشر هجويات و فكاهيات و به سخره گرفتن حكم الهي] استفاده مي‌گرديد.

از اين گونه اشعار مي‌توان به چند نمونه اشاره كرد. مثلاً عارف قزويني شاعر و تصنيف‌سراي متجددمآب و ناسيوناليست آن دوره در قطعه‌اي كه به سال 1336 ق(برابر با 1297 ش) عليه حجاب سروده چنين گفته است:

بفكن نقاب و بگذار در اشتباه ماند                        

تو بر آن كسي كه مي‌گفت رخت به ماه ماند

بدر اين حجاب و آخر بدرا زابر چون خود          

كه تمدن ارنيابي بي‌تو به نيم راه ماند

تو از اين لباس خواري شوي عاري و برآري          

بدر همه گل سر از تربتم ارگياه ماند…

عارف و شاعر سكولاريست عهد مشروطه در شعر ديگري به سال 1302 ش اين چنين عليه حجاب سخن دري كرده است:

ترك حجاب بايدت اي ماه رو مگير                  

در گوش وعظ و واعظا بي‌آبرو مگير

بالا بزن به ساعد سمين نقاب را                    

گر هر چه شد به گردنم آن را فرو مگير

بيات، به توهين و هتاكي عليه روحانيت پرداخته و باز عليه حكم آسماني حجاب سخن گفته است. از اين قبيل اشعار عليه حجاب در آثار ديگر شاعران شبه‌مدرنيست اين دوره نيز ديده مي‌شود.

چرا پوشش سر (حجاب) اجباري نيست؟

دليل اول نوشتار جناب آقاي احمد قابل : نظر فقهي شخصي من اين است كه پوشش سر واجب نيست.

دليل دوم- اجبار در احكام دين عمل ضد اسلامي است. نه فقط اجبار بلكه هر اكراهي در دين جايز نيست. مسائل ديني بايد با قبول قلب صورت گيرد و نه از روي اجبار و زور.

دليل سوم- اهل كتاب و كنيزان مسلمان و غير مسلمان و حتي مؤمنيني كه سني از آنها گذشته است نبايد اجبار به پوشش سر بشوند و اين عمل غير اسلامي و حرام است.

دليل چهارم – احترام به حقوق زنان كه نصف جامعه را تشكيل مي دهند و هر انساني براي انسان بودن خود محترم است و اگر خانمي نخواهد پوشش سر داشته باشد بايد محترم شناخته شود و مورد احترام عقيده قرار گيرد زيرا پوشش سر و گردن هيچگاه در دنيا باعث آزار جامعه نيست و مسلمانان روزانه فيلمهايي نگاه مي كنند كه پوشش سر در آن نيست. اگر موجب آزار بود اين نوع فيلمها را تماشا نمي كردند.

دليل پنجم- بقاي حجاب در اختياري بودن آن است و تبديل به زور باعث تضعيف و خراب كردن احكام پوشش سر مي شود. نه اجباري مي شود پوشش سر را برداشت و نه اجباري مي شود آنرا با فشار برگذار كرد و اين در دنيا ثابت شده است. قاتلان حجاب كساني هستند كه حرمت آنرا از قبول قلبي به اجبار تبديل مي كنند.

دليل ششم- براي درهم شكستن استبداد ديني و ديكتاتوري قرون وسطا بايد پوشش سر از حالت اجباري خارج شود و به اختياري تبديل شود. تمام تلاشها براي دموكراسي و ازادي نتيجه نخواهد داد هنگامي كه پوشش سر اجباري حاكم باشد زيرا تضاد در آزادي است.

دليل هفتم- حجاب از ضروريات دين نيست و پوشش سر از ضروريات دين هيچ وقت نبوده است و امروز مراجع فتوا داده اند كه حجاب از ضروريات دين نيست.

دليل هشتم- پيامبر(ص) و امامان (ع) هيچ يك پوشش سر اجباري برگذار نكردند و همه مخالف اجباري بودن آن بودند. كسي تا بحال نگفته است كه روش معصومين غير از اين بوده و آنها به اجبار و زور تكيه كرده باشند.

دليل نهم- مخالف حقوق بشر است كه پوشش سر اجباري صورت گيرد. چه پوشش سر و چه بدون پوشش سر هر دو بايد اختياري باشد زيرا از حقوق اوليه بشر محسوب مي شود.

دليل دهم- پوشش خود متغير است و پوشش مردم جهان بستگي به زمان و مكان دارد و نمي شود يك نوع لباس و دوخت و رنگ را اسلامي دانست زيرا اسلام دين مردمسالاري است و به زمان و مكان و تفكر جامعه ها و فرهنگها احترام مي گذارد.

دليل يازدهم- هيچ دولتي حق ندارد در امور شخصي افراد دخالت كند. تجاوز به حقوق شخصي و خدادادي ظلم عيان است و حرام مي باشد. ورود به زندگي و انتخاب شخصي مردم ديكتاتوري است و جايز نمي باشد.

دليل دوازدهم- آيت الله خميني و ايت الله طالقاني در سال 1358 گفتند كه حجاب بايد اختياري باشد و در روزنامه هاي كشور چاپ شد.

دليل سيزدهم- موها و گردن زنان عورت محسوب نمي شود زيرا اگر اينچنين باشد پس نظر كردن به عورت اهل كتاب و كنيزان مسلمان و زنان بالا سن مسلمان حلال محسوب مي شود.

دليل چهارهم- قانون اجبار غير قابل اجرا است و در هيچ جامعه ممكن نيست بتوان تمام موهاي سر زنان را به اجبار پوشش داد. چيزي كه غير قابل اجرا است مسخره است با زندان مجازات شود.

دليل پانزدهم- وجه اسلام محبت را تغيير مي دهد به اسلام زور و خشونت. تمام تلاش پيامبر اكرم اين بود كه محبت اسلامي را محور قرار بدهد و اجبار يك نوع حركت عليه روش پيامبر است. خداوند در قران گفته است كه زيبايي براي همه است . نبايد فردي خود را تحقير شده و كوچك محسوب كند.

دليل پانزدهم- امر به معروف و نهي از منكر واجب مي كند كه حجاب اختياري باشد. و حجاب اجباري امر به معروف و نهي از منكر را نابود مي كند و به لجن مي كشد. فساد در پوشش سر نهفته نيست بلكه نماز است كه انسان را از فساد دور مي كند ولي حتي نماز نيز نبايد اجباري باشد و حتي در نماز اجبار حرام مي باشد.

دليل شانزدهم- برداشت و قرائت ديني افراد يك جامعه در سطوح مختلف جامعه يكسان نيست. بعضي پوشش سر را بر خود واجب مي دانند و بعضي امر مستحبي مي دانند. حتي فتوا داريم كه پوشش سر و گردن مستحب است و نه واجب. حتي براي مردان پوشش سر مستحب است.

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)

ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

 با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود است

تعداد صفحه :35

قیمت : 4800 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود به شما نشان داده می شود

و به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :  

     ۰۹۳۰۹۷۱۴۵۴۱ فقط پیامک        [email protected]

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما

  [email protected]

ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

 

---  -- ----

مطالب مشابه