تحقیق درمورد حسابداران، جامعه آماری، اثر میانجی، فرهنگ سازمانی

دنبال تدوین مقیاس جدیدی برای ماکیاولی گری بوده اند. دالینگ، ویتاکر و لوی 44 (2009) ماکیاولی گری را به عنوان تمایل یک فرد برای عدم تصدیق یک فرد دیگر، انجام فعالیتهای غیر اخلاقی، اعمال کنترل بر دیگران و مانند آن تعریف کرده اند. بر این اساس، مطالعه ذکر شده به دنبال معرفی ساختارهای ماکیاولی گری برای محققان معاصر و توسعه و پیشبرد یک معیار جدید برای آسان کردن تحقیقات آتی در زمینه ماکیاولی گری بوده است. محققان برای نشان دادن مربوط بودن این ساختار، تحقیقات گذشته در مورد ارتباط ماکیاولی گری با دامنه متنوعی از معیارهای سازمانی را بررسی کرده اند. سپس از این یافته ها استفاده شده است تا بررسی شود که ماکیاولی گری چطور می تواند به تحقیقات جدید در زمینه موضوعات رایج در حوزه های مدیریت، اخلاقیات، سیاستهای سازمانی و اعتماد کمک کند.
شوم و راو45 (2009) در یک تحقیقی در کانادا، نرخ ماکیاولی را در بین حسابداران کانادا مورد مطالعه قرار داده اند. نتایج این مطالعه نشان داد که هیچ تفاوت قابل توجهی بین ماکیاولی در شرکای شرکت حسابرسی و مدیران آن شرکت ها وجود ندارد. البته، با توجه به شواهد، ماکیاولی در شرکای شرکت های ممیزی، در مقایسه با حسابرسان ارشد، به طور قابل توجهی پایین است.
2-5-1-2- تحقیق انجام شده در ایران
اعتمادی (1390) در تحقیقی تحت عنوان تاثیر فرهنگ سازمانی، تمرکز مالکیت و ساختار مالکیت بر کیفیت اطلاعات مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته اند. که هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط بین ماکیاولی حسابداران و همچنین بررسی رابطه بین ایدئولوژی اخلاقی (نسبی و آرمان گرایی) و ماکیاولی حسابداران است. جامعه آماری مطالعه شده شامل حسابداران خبره بوده و با توجه به نتایج، سطح ماکیاولی حسابداران به طور کلی کم بود، و حسابدارانی که سطح بالایی از ماکیاولی داشتند، از دیدگاه ایدئولوژی اخلاقی، گرایش به سمت نسبیت دارند.
الهه معزز و همکاران (1392)، در تحقیق خود به بررسی ارتباط بین فرهنگ سازمانی با ماکیاولیسم پرداخته اند.که از لحاظ هدف، از انواع تحقیقات کاربردی و از نظر نوع روش، از انواع تحقیقات توصیفی بوده است. بدین منظور از دو پرسشنامه مجزا استفاده شده است. پرسشنامه یک مربوط به شناسایی فرهنگ سازمانی بوده و با استفاده از پرسشنامه تهیه شده در قالب 12 سوال بسته و پرسشنامه دو مربوط به سنجش میزان ماکیاولیسم بوده که در قالب 18 سوال تهیه شده است و بین نمونه ای متشکل از 50 نفر از اعضای جامعه آماری که شامل حسابرسان و حسابداران در سال 1392 بودند، توزیع و جمع آوری گردیده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که ویژگی ماکیاولیسم یک متغیر تعیین کننده در چگونگی رفتار در محیط شغلی می باشد. به طور کلی حسابداران و حسابرسانی که در این پژوهش مورد مطالعه قرار گرفته اند نسبت به سایر حرفه ها که در مطالعات پیشین بررسی شده بودند، از ماکیاولیسم کمتری برخوردار بودند.
2-5-2- پیشینه تحقیق مرتبط با مفهوم قضاوت حسابرس
2-5-2-1- تحقیقات انجام شده در خارج از ایران
تحقیقات انجام شده در خارج ایران به شرح زیر خلاصه شده است:
1- میسر46 (1983) اثر تجربه، نوع شرکت و متغیرهای مالی بر قضاوت حسابرسان در مورد افشا و اهمیت را مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که:
الف – سودخالص معنادارترین متغیر بود در حالی که روند درآمدها از لحاظ اهمیت در رده بعدی بود.
ب – قضاوت حسابرسان در مورد افشا و اهمیت تحت تاثیر تجربه و نوع شرکت قرار می گیرد.
2- جانسون و کاپلن47 (1991) از حسابرسان خواستند تا درباره میزان موجودی های ناباب یک شرکت فرضی قضاوت کنند. یافته های آنان نشان دادند با افزایش سطح پاسخگویی، عینیت قضاوتهای حسابرسان افزایش یافته است.
3- آشتن48 (1992) از حسابرسان خواست تا در رتبه بندی اوراق قرضه یک شرکت فرضی قضاوت کنند. او در تحقیق از دو سطح پاسخگویی ناشناخته ماندن و توجیه استفاده کرد. نتایج تحقیق آشتن نشان داد که با افزایش سطح مسئولیت پاسخگویی از ناشناخته ماندن به توجیه، میزان پراکندگی (واریانس) قضاوتهای حسابرسان کاهش یافته است. به عبارت دیگر، با افزایش سطح پاسخگویی، عینیت قضاوتهای حسابرسان افزایش یافته است.
4- لرد49 (1992) از حسابرسان خواست تا نوع اظهارنظر حسابرسی نسبت به صورتهای مالی یک شرکت فرضی را تعیین کنند. او در تحقیق خود از دو سطح پاسخگویی ناشناخته ماندن و بررسی استفاده کرد. نتایج نشان داد که با افزایش سطح مسئولیت پاسخگویی از ناشناخته ماندن به بررسی، میزان محافظه کاری حسابرسان افزایش یافته است. به عبارت دیگر، با افزایش سطح مسئولیت پاسخگویی، حسابرسا ن تمایل بیشتری به ارائه اظهارنظر غیرمقبول داشتند.
5- کاشینگ و اهلاوت50(1996) در تحقیق خود یافتند که مستند سازی دلایل و توجیهات یک تصمیم موجب تلاش، توجه، درک و یادآوری اطلاعات مربوط بیشتری می شود و درنتیجه اثر سوگیری تاخر را در قضاوت حسابرسان کم می کند.
6- شوم51(1998) در نتیجه تحقیق خود دریافت که موضع کنترل حسابرسان به عنوان یکی از ویژگی های شخصیتی، بر قضاوت آنان موثر است. مشخص شد که حسابرسانی که موضع کنترل درونی دارند، جستجوی بیشتری برای کسب اطلاعات می کنند و اطلاعات ارائه شده مربوط را نیز در مقایسه با برونی ها، مربوط تر درک می کنند. به علاوه حسابرسانی که موضع کنترل درونی دارند وقتی مخلوطی از اطلاعات مربوط و نامربوط را دریافت می کنند، از ابزارهای تصمیم گیری بیشتر استفاده می کنند .7- شلتون52 (1999) در تحقیق خود به آزمون تاثیر تجربه بر استفاده از اطلاعات نامربوط در قضاوت حسابرس پرداخته است . اوتاکید می کند که حسابرسان هنگام انجام عملیات حسابرسی هم با اطلاعات مربوط و هم با اطلاعات نامربوط روبه رو می شوند و تحقیقات گذشته نشان داده که اطلاعات نامربوط اثر اطلاعات مربوط را رقیق می کند . نتایج تحقیق شلتون نشان می دهد که تجربه اثر رقیق شدگی اطلاعات را کم می کند ، بررسی کاربرگ ها به وسیله مدیران و شریکان ، موسسه را از رقیق شدگی اطلاعات مصون می کند و این که یک هدف مهم برنامه های آموزشی و ابزارهای تصمیم گیری کمک به حسابرسان کم تجربه تر است تا اطلاعات غیر مرتبط را مورد توجه قرار ندهند و بر اطلاعات مرتبط تمرکز کنند .
8- عبدالمحمدی و رودز53 (2004) در تحقیق خود به این نتیجه دست یافتند که سطح خبرگی یک حسابرس در برخورد با واحدهایی که در صنایع متفاوت کار می کنند ، متفاوت است و بنابراین تعیین سطح خبرگی حسابرسان در یک صنعت خاص معنادار است .
9- تیبودیو و همکاران54 (2005) به تحقیق درباره اثر نسبی تجربه صنعت خاص و کار خاص پرداختند و یافتند که تجربه در یک صنعت خاص عامل مهمی در کار یک حسابرس است .
10- دی زورت و همکاران55 (2006) در تحقیق خود اثرات میزان متفاوت فشار پاسخگویی را بر قضاوت حسابرسان درباره سطح اهمیت بررسی کرده اند. نتایج این تحقیق نشان می دهد که حسابرسانی که زیر فشار پاسخگویی بالاتری بودند، قضاوت های محافظه کارانه تری درباره سطح اهمیت کردند. نتایج همچنین نشان می دهد که شدت پاسخگویی با زمان صرف شده برای کار، اندازه توضیحات و ملاحظه عوامل کیفی اهمیت رابطه مثبت دارد .
11- تیلور56(2006) در تحقیق خود به این نتیجه رسید که جهت گیری گروه خودی بر قضاوت حسابرسان اثر دارد و ابزارهای تصمیم گیری می تواند موجب کاهش اثراین سوگیری باشد.
12- شیفر57(2007) تحقیقی درباره اثر مسئولیت پاسخگویی در قضاوت حسابرس انجام داده به این نتیجه رسیده که الزامات پاسخگویی موجب می شود که حسابرسان باتجربه، تمایل عاطفی خود را به یک مشتری نادیده بگیرند.
13- سانیوسی58 (2007) در تحقیقی با عنوان “عملکرد قضاوت حسابرسی، ارزیابی مشوق های عملکرد، تلاش و پیچیدگی کار” هدف از این مطالعه بررسی اثر میانجی تلاش بر رابطه بین مشوق های عملکرد و عملکرد قضاوت حسابرسی در سطوح مختلف از پیشرفت و پیچیدگی کار است. با استفاده از طرح تحقیق تجربی، افراد به طور تصادفی به سه گروه تخصصی عملکرد، کنترل، مالی و بازخورد انتخاب شدند. هر موضوع به انجام دو کار آزمایشی در دو سطح پیچیدگی (کم و زیاد) نیاز دارد. نتایج تحقیق نشان داد که متغیرهای انگیزشی عملکرد ارتباط مثبتی با عملکرد قضاوت حسابرسی دارد. سلسله مراتب تجزیه و تحلیل رگرسیون حمایت از این فرضیه دارد که اثر میانجی تلاش با مشوق های عملکرد و عملکرد قضاوت حسابرسی، تحت پیچیدگی کار کمتر ارتباط دارد و با سطح پیچیدگی کار بالا ارتباط ندارد. به عبارت دیگر، رابطه مثبت بین تلاش و عملکرد قضاوت حسابرسی در پیچیدگی کار بالا ضعیف است.
14- سیانسی و بیرستاکر59 (2009) در تحقیقی با عنوان “تاثیر بازخورد عملکرد و اهمیت مشتری بر قضاوت اخلاقی خود حسابرس و جامعه” که هدف از آن بررسی اثر بازخورد عملکرد و اهمیت مشتری روی حسابرسان و تمرکز عمومی قضاوت بوده که این تحقیق رفتار 71 حسابرس را که در وضعیت یک تا چهار ایجاد شده به وسیله بازخورد عملکرد (مثبت و منفی) و اهمیت مشتری (کم و زیاد) را بررسی کرده است. سه یافته مهم این تحقیق به شرح زیر بوده است:
اول اینکه حسابرسان دریافتند که بازخورد عملکرد مثبت در مقایسه با منفی بیشترین قضاوت را روی تمرکز عام و خاص کار دارد.
دوم اینکه حسابرسان اهمیت بیشتری زیاد را در مقایسه با کم قضاوت کمتری را به صورت عمومی می پذیرد.
در نهایت حسابرسان دریافتد که بازخورد مثبت و اهمیت کم مشتری بیشترین جنبه اخلاقی قضاوت را بوجود آورده است در هر دو وظیفه ای که دیگر حسابرسان دارند.
15- هاگز60 (2009) روی شرایط محیطی موثر بر قضاوتهای حرفه ای و نیز سطوح مناسب تردید حرفه ای تحقیق نمود. این مطالعه روی حسابرسان آمریکا انجام شد و به صورت پرسشنامه ای انجام گرفت. ارزیابی ریسک در حسابرسان تردیدگرا بهتر صورت گرفت در نتیجه قضاوتهای حرفه ای بهتر داشت. هم چنین تجربه حسابرسان در ارزیابی بهتر ریسک و انجام قضاوتهای حرفه ای بهتر خیلی موثر بوده است. چون حسابرسان باتجربه تر نسبت به تغییرات ناصحیح در مانده حساب بیشتر حساس هستند. در نتیجه تجربه بالاتر حسابرسان مستقل به قضاوتهای حرفه ای بهتری منجر می گردد.
16- تحقیق هیولی61 (2012) با عنوان “قراردادهای تشویقی و زمان فشار بر عملکرد قضاوت حسابرسی” هدف از این مقاله، به بررسی اثرات ناشی از انگیزه های مختلف توسط مشوق های مالی و عدم قطعیت مشترک با فشار بر عملکرد قضاوت حسابرسی می پردازد برای بررسی چگونگی تاثیر مشوق های مالی و فشار زمان بر عملکرد حسابرسی، بر اساس پیش بینی اقتصادی و نظریه رفتاری، روش تجربی استفاده می شود. قرارداد عملکرد نسبی و قرارداد مشترک سود دو طرح تشویقی مطرح شده بودند. برای رسیدن به اثر مشوق روی افراد در هنگام انجام آزمایش، همه افراد با پاداش نقدی واقعی، برطبق قرارداد تشویقی به صورت تصادفی انتخاب شده بودند.همان طور که پیش بینی شده نتایج اصلی نشان می دهد که هر دو قرداد تشویقی و فشار زمان عملکرد قضاوت حسابرسی را تحت تاثیر قرار می دهد. عملکرد قضاوت حسابرسی به طورکلی تحت نظر قرارداد عملک
رد نسبی و تحت قرارداد مشترک سود بهتر شده است. علاوه بر این، نشان داده است که افزایش سطح فشار زمان به طور قابل توجهی شناسایی و بهره وری کل را در هر دو نوع قراردادهای تشویقی بهبود می بخشد، اما عملکرد کل را، به ویژه تحت قرارداد عملکرد نسبی مختل می کند و فرا می خواند.
17- طی پژوهشی اسکندر62 (2012) با عنوان “افزایش عملکرد حسابرسان” به مطالعه اثر میانجی تلاش روی رابطه بین فشار پاسخگویی و خودکارآمدی و عملکرد قضاوت حسابرسی پرداخته است. جامعه آماری این تحقیق شامل 14 شرکت حسابرسی در اندازه های کوچک و متوسط در پکانباروپادانگ در اندونزی می باشد. در مجموع از شرکت های انتخابی فقط 62 حسابرس شرکت کننده با موقعیت های ارشد و متوسط در رده سنی 22 سال در نمونه نهایی گنجانده شده است.
فرضیات تحقیق شامل:
1- فشار پاسخگویی ارتباط مثبتی با عملکرد قضاوت حسابرسی دارد.
2- خودکارآمدی ارتباط مثبتی با عملکرد قضاوت حسابرسی دارد.
3- تلاش واسطه ارتباط