بررسی اثربخشی تئاتردرمانی مبتنی بر دلبستگی بر تغییر سبک دلبستگی، بهبود رفتار مادرگری و مهارت های اجتماعی- قسمت 8

استرسور های اجتماعی و … شود که افسردگی در نوجوان را دامن می زند. فرض مهم دیگر در ABFT این است که دلبستگی آسیب دیده و مخرب می تواند تعمییر و تصحیح شود. از نتایج کاربردی خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی می توان به کاهش معنادار تضادهای خانوادگی و نشانه های اضطراب و افسردگی اشاره کرد ( دیاموند، دیاموند ، 2002).
درمانگران ABFTبر ترمیم مشکلات در روابط دلبستگی گذشته و حال، دوباره سازی اعتماد و افزایش تاثیر و مداخله ی مثبت والدین در زندگی نوجوان تمرکز می کنند. هر فرآیندی برای افزایش حس ایمنی نوجوان و بازسازی خانواده به عنوان مکان و محیط رشد مهارت های اولیه ی اجتماعی، شناختی و تنظیمات عاطفی است ( کسیل ، 2011).
ABFT شامل سه مرحله گسترده است. درمانگر در هر یک از این مراحل وظایفی دارد:
مرحله اول: شامل ملحق شدن درمانگر به خانواده و تعریف و تمرکز روی بهبود روابط بین فردی خانواده است تا اینکه علائم و نشانه‌های در نوجوان به طور خود به خود کاهش یابد. درمانگر با هر یک از افراد خانواده به طور جداگانه در یک جلسه ملاقات می‌کند و سپس در یک جلسه با نوجوان به تنهایی و در جلسه بعدی با هر دو والد ملاقات می‌کند. هدف از این جلسات ایجاد یک پیمان (اتحاد) درمانی با هر یک از اعضای خانواده است و نیز شناختن و بیان کردن واضح هیجانات و تجربیات منفی نوجوان، تا او را آماده کند که این تجربیات را با والدین خود مورد بررسی و وارسی قرار دهد و تأکید بر والدین تا به گفته‌های نوجوان گوش دهند.
مرحله دوم: تمرکز درمانگر روی بازسازی دلبستگی است. این کار در طی جلسات پیوسته انجام می‌شود تا درمانگر به خانواده کمک کند تا بر مسائل بین فردی ‌شان تمرکز کنند که مانع می‌شود نوجوان از پدر یا مادر خود حمایت و همدلی بخواهد. وقتی والدین توانستند بدون دفاع‌ها و مقاومت‌ها به تجربیات نوجوان گوش دهند و به آن اعتراف کنند، نوجوان می‌تواند ارتباطات سالمی را با خانواده خود برقرار سازد.
مرحله سوم: تمرکز روی بازسازی خانواده در یک بافت اجتماعی است. در واقع درمانگر کمک می‌کند تا خانواده روی مسائل خاص،مورد نظر نوجوان از قبیل، لباس، ساعات منع عبور و مرور (خاموشی)، فشارهایی که خانواده اعمال می‌کند و … بحث کند. والدین تشویق می‌شوند تا از نوجوان حمایت کنند تا به سوی استقلال و شایستگی لازم پیش برود. درمانگر با صلاحیت و اقتدار خود باعث پیشبرد این مراحل و بازسازی دلبستگی در نوجوان می‌شود.
کسیل (2011)، در تحقیقی بر روی تاثیر ABFT بر رفتارهای خودزنی نوجوانان پرداخت. در طرح مطالعه ی موردی کسیل، نوجوانی به نان براندا تحت درمان ABFT قرار گرفت که بعد از درمان، نتایج نشان داد که خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی به طور معناداری موجب کاهش خود آسیب زنی نوجوان گردیده است و پیگیری 6 ماهه نیز نشان داد که درمان به صورت عمیقی پایدار بوده است.
امامی و همکاران (1390) در پژوهشی به این نتیجه رسیدند که آموزش شناختی رفتاری رفتارمادرانه به مادران کودکان ناایمن به صورت معناداری باعث تغییر و بهبود رفتار مادرانه در طی تعامل با کودک شده است. این مسئله نیز نهایتا باعث افزایش امنیت دلبستگی کودکان ناایمن به صورت معنی داری شد. نتایج این تحقیق با نتایج ووندرا، هومردینگ و شاو (2004) هماهنگ می باشد که به بررسی تاثیر ویژگی های رفتار مادرانه بر تغییر دلبستگی پرداختند. در نتیجه در تبیین موارد فوق می توان گفت که تقریبا در تمام مواردی که دلبستگی کودک از ناایمن به ایمن تغییر می کند، علائم و نشانه هایی از رفتار مادرانی وجود دارد که آرام تر و در رفتار با کودک با اطمینان بیشتری عمل می کنند. در تبیین اثربخشی آموزش رفتار مادرانه نتایج نشان داده است که با تغییر رفتار مادرانه منفی به سمت رفتارها و هیجانات مثبت، تکرار رابطه کودک با چهره دلبستگی یا همان مادر، فرصتی برای اصلاح و بازنمایی مدل فعال درونی خود در رابطه با مادر ایجاد می گردد. در نتیجه به طور ناخودآگاه، توجه و پردازش تجارب در ارتباط دلبستگی اصلاح می گردد و بر روابط آینده اثر می گذارد و کودک در حرکت به سمت ایمنی، الگوهای فعال درونی مادر خود را به عنوان کسی که به طور حساس، پاسخگو و مسئولیت پذیر است و الگوی خود را به عنوان کسی که ارزش مراقبت و دوست داشتن را دارد، نشان می دهد.
درمان مبتنی بر دلبستگی در کاهش علائم اختلال‌های دوران کودکی و نوجوانی از رویکرد های درمان مبتنی بر دلبستگی است. از سویی هم، ماهیت پیچیده ی ارتباط دلبستگی و آسیب شناسی روانی و علائم آن ایجاب می کند که برای بهبود و حل این مشکلات، به درمان های جدیدی رو آورد. با توجه به وظایف درمانگر و هدف پژوهش که حل مشکلات ارتباطی مادر- کودک و کودک – اطرافیان است، گروه درمانی بهترین گزینه است که از بین گروه درمانی ها، تئاتر درمانی پیشنهاد این پژوهش است.

15-2 تئاتر درمانی
1-15-2 تاریخچه
تئاتر به عنوان روشی درمانی از زمان اولین حضورش پذیرفته شد. رابطه ی نزدیک تئاتر و درمان به قرن ها قبل یعنی یونان باستان بر می گردد ( فورمن ، 1988).
شاید بتوان گفت که دانای یونان، معلم اول ارسطو، نخستین کسی بود که به صورت علمی اثرات مثبت نمایش و تئاتر و بازی را در روان تماشاگر بازشناخت و در کتاب فن شعر ارسطو معلوم نمود که تماشای حرکات نمایشی، گویی رهابخش است و باعث خلاص تماشاگر از بار غم و مشکلات و عقده های روانی می شود. بنابراین به عقیده او، نمایش یا به عبارت دیگر تئاتر از طریق ” کاتارسیس ” یا تخلیه ی هیجانی موجب پالایش روان و تصفیه ی روحی است و اثری تهذیب کننده دارد.
با توجه به مقدماتی که ارسطو در این زمینه مطرح نمود و در طی تاریخ جسته و گریخته توسط اهل علم اشاراتی به این موضوع به عمل آمده بود. در قرن حاضر به همت ژاکوب لوی مورنو که مدت ها در وین به پزشکی و روانکاوی اشتغال داشت، روش خاصی برای درمان بیماری های ” روانی” پیشنهاد داد که خود نام این روش را ” سایکودرام” یا تئاتر درمانی نامید (عناصری، 1363).
2-15-2 تعریف تئاتر درمانی
در اوایل قرن بیستم، دکترمورنو اساس نظریه سایکودرام یا تئاتر درمانی را در وین بنیان گذاشت. او در سال 1921، سایکودرام را ” علم کشف حقیقت” نامید و موضوع آن را چنین تعریف کرد:
« تئاتر درمانی نوعی کاوش علمی جهت دریافت حقیقت، از طریق شیوه های نمایشی است.»
مورنو، به تعریفی کاربردی از تئاتردرمانی می رسد : ” راهی برای تمرین زندگی، بی آنکه به خاطر آن تنبیه شویم”. تئاتر درمانی با دو عنصر ” عمل” ” مشاهده ی فعالانه” به انجام می رسد. عمل به معنای تجسم بخشیدن به ذهنیات از طریق حرکات نمایشی است. این کار توسط تکنیک های خاص تئاتردرمانی صورت می پذیرد ( مضاعف سازی، آیینه، جابجایی، صندلی داغ، اتاق تاریک، صندلی خالی، پری رویایی…) و مشاهده ی فعالانه به این معناست که در هر موقعیتی دقیقا متوجه باشیم که چه چیزی را تجربه می کنیم.
تئاتردرمانی استفاده از امکانات مشترک علم روانشناسی و هنر تئاتر جهت حذف رفتار نادرست و یا اصلاح آن و بهره گیری از جنبه های دراماتیک و زیبایی شناختی هنر نمایش، جهتِ تاثیر گذاری بر شخصیت فرد است. تئاتردرمانی یکی از روش های خلاق در هنر درمانی است که ایفای نقش، داستان، بداهه گویی و دیگر فنون تئاتر و نظریه ها و روش های درمانگری را با هم ترکیب می کند. نتیجه ی این عمل فرآیندی تجربی است که ظرفیت فرد را برای بازی کردن، استفاده از نمایش برای دسترسی به احساس ها و بیان آنها، دست یابی به بینش و در نظر گرفتن موفقیت آمیز دیدگاه ها را در موقعیت های مختلف افزایش می دهد ( نقل از حمیده بیاتی و همکاران، 1391). سایکودرام علمی است که از طریق امکانات نمایشی به واقعیات انسانی می رسد و او را آنچه که هست به آنچه که می تواند باشد ارتقا می دهد، وقایع را بازسازی می کند و از فشار اتفاقات رنج آور می کاهد، از راه سایکو درام یا تئاتردرمانی می توان گذشته، حال و آینده فرد را جستجو کرد و درهای بسته ی ذهن را گشوده و به درون سخت و محصور شده ی شخصیت افراد دست یافت. روش مورینو به عنوان پدر تئاتردرمانی این بود که شخصی که مشکل داشت را به عنوان شخص اصلی بر می گزید و دیگر افراد را به عنوان ضمیر ناخودآگاه و یاری دهنده یا اگو کمکی انتخاب می کرد که به شخصیت اصلی کمک رسانند. این افراد توسط کارگردان – درمانگر هدایت می شوند. در این راستا از تکنیک های بسیاری مثل صندلی خالی، مضاعف سازی و … استفاده می شود (محامدی، 1375).
امروزه تقریبا یک قرن از عمر نظریات مورنو در باب کارایی تئاتردرمانی می گذرد و در این مدت، کمتر جامعه ای به ضرورت وجود تئاتر برای ایجاد سلامت روانی جامعه تردید داشته است. اما به راستی چرا تئاتر برای بشر از چنین ضرورتی برخوردار است؟
3-15-2 ویژگی های تئاتردرمانی
شاید مهمترین ویژگی هایی که هنر تئاتر را از چنین خصوصیتی برخوردار می کند عبارتند از:
1: هنر تئاتر باعث برون ریزی خلاقیت و خودجوشی می شود.
2: تئاتر فضایی است که در آن تصاویر درونی، تجسم پیدا می کنند و به شکل عینی، نمود می یابند.
3: در تئاتر همه چیز ممکن است و همین امکانات فرا واقع به شخصیت محوری اجازه می دهد که چیزهایی را که در زندگی واقعی هرگز تجربه نکرده اند و به این ترتیب، واقعیات جدیدی را بیافرینند.
4: تئاتر ورای زبان حرکت می کند. زبان تئاتر، زبان عمل و احساس است و موقعیتی را برای فرد می آفریند که هم بازیگر و هم تماشاگر باشد و به این ترتیب ” خود مشاهده گری ” را تقویت می کند.
5: تئاتر، تماشاگر را به ارتباط ، همدلی و همذات پنداری وا می دارد.
6: و بالاخره تئاتر باعث درگیری شخصیت محوری با موقعیت و درک فضا و نمادها می شود و با این عمل نیم کره راست مغز تحریک می شود. تحریک این نیمکره باعث افزایش آگاهی فضایی و حافظه ی عاطفی می شود.
بازی های تئاتر درمانی از تکنیک های مختلفی بهره می گیرند که در آن شخص اصلی با شخصیت محوری، به کمک افراد یاور یا مددکار، فضایی را بازآفرینی می کنند. در نتیجه انتخاب تئاتردرمانی برای درمان و تغییر سبک دلبستگی می تواند توانایی این روش در اثر گذاری بر رابطه، افزایش همدلی، تمرین رابطه بدون انتظار تنبیه، افزایش مهارت حل مسئله، ابراز وجود و … را نشان دهد ( فورمن، 1988).
هنگامی که تئاتر به خوبی استفاده شود می تواند :
• توجه و علاقه ی عده ی زیادی از مردم را به سوی خود جلب کند زیرا تئاتر به صورت زنده و واقعی اجرا می شود. و شامل ارتباطات کلامی و شفاهی، بیان چهره ای، رقص، تصویر، آهنگ و آواز خواندن است که همین کار با همدیگر برای طولانی مدت توجه و علاقه ی مردم را جلب می کند.
• مردم را گرد هم برای بحث در مورد مشکل جمع می کند.
• احساسات قوی ای را برانگیخته می کند. در نتیجه ذهن، احساس ، همدلی و … هر فردی که در تئاتر است درگیر می شود. در نتیجه چیزی که تجربه یا یاد گرفته می شود به آسانی فراموش نمی شود.
• با واقعیت های محیطی تطابق داده می شود زیرا نمایش ها می توانند در هر جایی، در هر زمانی و با زبان های بومی حاضر در زندگی طبیعی برگزار شوند.
• توانمندی و آستانه ی تحمل افراد و فهم آنها با اجازه به اینکه می توانند نقطه نظر های متفاوتی را ببیند یا بازی کنند، بالا می رود و بالغ می شود.
• مشارکت، بیان خود به خصوص در افرادی که در این زمینه مشکل دارند تشویق می شود.
• تفریح و سرگرمی فراهم می کند در عین حال بهترین یادگیری نیز حاصل می گردد.
( پروژه ی یونیسکو، آموزش ایدز با تئاتر ، 2011)

4-15-2 پیشینه ی پژوهشی تئاتردرمانی
تئاتر درمانی به عنوان یک روش درمانی در بسیاری از پژوهش ها بوده و نتایج بسیار قابل قبولی نیز از آنها به عمل آمده است.
کوربال و گارسیا (1977) از سایکودرامای گروهی برای درمان بیماران سایکوتیک بهره بردند که باعث افزایش عملکرد سلامتی و بهبود عملکرد اجتماعی آنها شد.
از تئاتردرمانی درحل مشکلات مهارت های اجتماعی و ارتباطی نوجوانان نیز استفاده شده است. تئاتر درمانی موجب بهبود مهارت های اجتماعی و کاهش اعتیاد به اینترنت در دانشجویان دختر می شود (کورکی و همکاران، 1390).
بیابانگرد و همکاران )1385( در تحقیقی به این نتیجه رسیدند که روان نمایش گری ( تئاتردرمانی) تاثیر معناداری بر بهبود بخشی مهارتهای اجتماعی و عزت نفس دانش آموزان نارسا خوان داشته است. در این تحقیق آمده است که اجرای تئاتردرمانی بر مهارت های میان فردی و رفتارهای مربوط به کار که از ابعاد آزمون مهارتهای اجتماعی هستند، اثر معنادار دارد.
غباری بناب و همکاران ( 1383) در پژوهشی به این نتیجه رسیده اند که هنر های نمایشی در رشد اجتماعی دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر موثر است. در این تحقیق با آموزش رفتارهای سازشی از طریق نمایش عروسکی به دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر، توانستند مهارت های اجتماعی و رشد اجتماعی آنها را بهبود ببخشند.
تئاتردرمانی موجب افزایش بینش مادرانه نسبت به روابطش با کودک شده و در نتیجه موجب بهبود روابط گشته است. در این تئاتردرمانی بر روی پذیرش، بینش، حل جداییها و تضادها کار شده که نتایج معناداری را در پی داشته است ( ریانت فینگر- اسکال، نینا کورن- کای و میشل بارکت ، 2013)
در تحقیق داگان (2011)، بر روی تاثیر سایکودراما بر سبک دلبستگی جوانان کار شده است در این پژوهش به این نتیجه رسیده اند که تئاتردرمانی بر سبک دلبستگی انکار کننده اثری معنادار داشته است ولی بر روی سبک دلبستگی دل مشغول اثر چندانی نداشته است. در عین حال این درمان بر فهم مراجعان از خود، افزایش بینش و بصیرت اثر داشته و همچنین باعث آگاهی مراجعان نسبت به سبک دلبستگی اشان شده و تاثیر خوبی بر روی روابط آنها گذاشته است، اعتماد به نفس آنها ، توانایی گوش دادن و حل مسئله و همدلی را در آنها افزایش داده است.
طبق این نتایج امید می رود که با تئاتر درمانی بتوان سبک دلبستگی را اصلاح و ترمیم کرد و بر روی مهارت های اجتماعی نوجوانان اثر مثبتی داشت و بینش مادر را نسبت به رفتار مادرانه افزایش داد.
استفاده از تئاتر برای بهبود دلبستگی در مقاله ای تحت عنوان ” تئاترِ دلبستگی” مورد بررسی قرار گرفت. در این تحقیق جان موری از تئاتر درمانی برای بهبود و تسهیل روابط دلبستگی بین فرزند خوانده ها که به علت آزار و غفلت از خانواده ی اصلی خود جدا شده بودند و والدین غیر تنی آنها استفاده کرد.این کودکان جدایی و فقدان را درک کرده اند و احساس ترس و اضطراب دارند. آنها نیاز دارند دوباره دلبسته شوند یا به عبارتی دلبستگی آنها بازسازی شود. تئاتر روشی بسیار طبیعی را برای افزایش همدلی بین فرزند خوانده ها و والدهای غیر تنی و احساس نزدیکی مورد نیاز برای ساخت اعتماد است. تئاتر درمانی در این مورد، باعث نزدیکی، همدلی در فرزندان و همچنین افزایش اعتماد به نفس در والد ها برای انجام والدگری خوب شد. اجرای تئاتردرمانی در خانه ی آنها باعث شد که درمان به واقعیت نزدیک تر شود و کودکان محیطی امن را تجربه کنند. به آنها احساس امنیت می دهد و قواعدی را به آنها یاد می دهد که فقدان احساسی اشان را کنترل کنند.
موضوعاتی که در تئاتردرمانی دلبستگی مورد توجه بود این مواردند:
• والدین و کودکان با هم در داستان زندگی کودک با روش ها درمانی خلاقانه کار می کنند، تمرین تئاتر، حمایت با اطلاعات دلبستگی، و والدگری به عنوان روشی تسهیلی برای دلبستگی درست و ایمن، همه باعث کاهش آسیب های روانی می شود.
• کار در خانه، خانواده را قادر به این می کند که یادگیری از فضای درمانی نمایش به زندگی هر روزه ی آنها انتقال یابد که باعث رشد و بلوغ می شود.
• اجرای خلاقیت برای ایجاد سرگرمی و کاهش تنش
• روش های متفاوتی از بودن را تجربه می کنند، روش های شخصی در مقابل احساسات دشوار.
• استفاده از مخاطب یا تماشاگر برای کشف تاثیر خود بر دیگران
• کشف قدرت برای یافتن راه حل، استفاده ازتصور
• توسعه تصور برای افزایش مهارت های حل مسئله
• افزایش قدرت و اختیار برای تمرین انتخاب
(موری، 2006).
تئاتردرمانی شورایی توسط بوال ، نمایش نامه نویس و فیلسوف برزیلی ابداع گردید. تئاتردرمانی شورایی راه حلی واقعی برای حل مشکلات است. تئاتردرمانی شورایی با ایجاد کردن محیطی امن برای کشف مشکلات و حل این مشکلات، درمانی مطمئن محسوب می شود. اگوستاو بوال رویکردی سیستماتیک، غیر خشن با استفاده از تکنیک های تئاتر ساخت. این روش در بیش از 57 کشور دنیا پذیرفته شده و کاربرد دارد. تئاتر درمانی شورایی، درمانی است ورای فرهنگی که تکنیک ها را با توجه به نیازهای هر فرهنگی می توان تطبیق داد و به کار برد (نقل از ایلیزابت وودسون، 2012).
د رتحقیقی از تکنیک های تئاترشورایی در بهبود مهارت های صحبت در جمع و ارتباطات بین فردی در کلاس استفاده شد که استفاده از تئاتردرمانی شورایی تاثیر معناداری در بهبود این مهارت ها داشته است ( بورلسون ، 2003).

فصل سوم:
جریان روش شناختی پژوهش

1-3 مقدمه
در این فصل به روش تحقیق، جامعه ی آماری، معیارهای انتخاب و حذف آزمودنی ها، نمونه و روش نمونه گیری، ابزار های پژوهش، متغییر ها، پایایی، شیوه اجرای پژوهش و روش تجزیه و تحلیل داده ها اشاره شده است.

2-3 طرح پژوهش
این پژوهش در چارچوب طرح آزمایشی تک آزمودنی با استفاده از خط پایه ی منفرد (ABA ) اجرا شده است. متغیر مستقل در این پژوهش تئاتر درمانی مبتنی بر دلبستگی و متغیرهای وابسته، سبک های دلبستگی ناایمن و مهارت های اجتماعی و رفتار مادرانه

مطالب مشابه