بررسی اثربخشی تئاتردرمانی مبتنی بر دلبستگی بر تغییر سبک دلبستگی، بهبود رفتار مادرگری و مهارت های اجتماعی- قسمت 2

ناایمن و هدف از این تحقیق، تغییر آن از ناایمنی به ایمن و در نتیجه، تغییر در روابط بین شخصی نوجوان و بهبود مهارت های اجتماعی آنهاست، میتوان از تکنیک های تئاتر درمانی کلاسیک و تئاتر درمانی شورایی همسو با هم، مبتنی بر درمان اختلالات دلبستگی و روشهای فرزند پروری استفاده کرد.
طرح درمانی مورد نظر در این پژوهش طرحی تلفیقی خواهد بود که محقق ساخته می باشد. در اینجا فقط به این اشاره می شود که طرح کنونی تلفیقی از انواع روش ها زیر است:
1) تئاتر درمانی کلاسیک که همان تئاتر درمانی مرسوم بوده که در درمان اختلال های زیادی از جمله دلبستگی ناایمن نیز به کار رفته که شامل تکنیک های صندلی خالی، مضاعف سازی، پری رویایی، پلیس مخفی، یک دقیقه تک گویی، اتاق تاریک ، پنج سال بعد، جادو، عشق افسانه ای، حرکت بدن است (چستا یثربی، 1388)
2) تئاتر درمانی شورایی که در ترجمه های دیگر به معنای تئاتر رنج یا ستمدیده نیز استفاده شده است. این تئاتر درمانی به دلیل تمرکز بالایش روی ارتباطات و به خصوص طرد شدن و طرد کردن و قابلیت کارایی بالایش بر روی کودکان آسیب دیده و عامه ی مردم استفاده شده است. و شامل هفت تکنیک اساسی است: تئاتر روزنامه، رنگین کمان آرزو، تئاتر قانون گذار، تئاتر مجادله ، تئاتر مجسمه، تئاتر نامرئی و نمایش نامه نویسی همزمان ( نیاهوی ، 2012)
3) مدل ABFT : این نوع درمان بر بهبود بافت ارتباطی بین نوجوانان و والدینشان تأکید دارد که از طریق تسهیل گفتگوها در مورد وقایع سختی که در گذشته اتفاق افتاده و یا تعارض‌های بین فردی که در حال وقوع بوده و اعتماد افراد را دچار نقصان کرده است، انجام می‌گیرد. فرضیه زیر بنایی ABET این است که تعاملات اعضاء خانواده می‌تواند در مواردی که جراحات دلبستگی وجود دارد، عملکرد ترمیمی داشته باشد (کسیل ، 2011).
4) راهنمای مداخله ی مبتنی بر دلبستگی و آموزش والدین: راهنمای مداخله مبتنی بر دلبستگی برای جلسه‌های مشترک مادر و کودک تدوین گردیده است. این راهنما بر پایه اصول حساس‌سازی مادر (بریش ، 2002) ، پاسخ‌دهی مناسب به کودک (فرایبرگ ، 1982)، رفتار همدلانه با مادر از سوی درمانگر (پاول و لیبرمن ، 1997) و تأکید بر نقاط قوت مادر (اریکسون و همکاران، 1992) ساخته شده است ( نقل از کسیل، 2011).
5) طرح تئاتر درمانی برای افزایش مهارتهای اجتماعی.
در جمع بندی نهایی می توان گفت که ، اهداف این پژوهش هشیار کردن مادر به نقش خود در رابطه ی با فرزندش و سبک و رفتار مادرانه ی وی و از سویی هشیار کردن کودک به نقش دلبستگی در روابط کنونی و مهارت های اجتماعی اش است و نهایتاً به دنبال تصحیح و بازسازماندهی رابطه ی مادر- کودک یعنی تغییر سبک های دلبستگی فرزند و بهبود رفتار های مادرانه می باشد. بنابراین هدف این پژوهش بررسی اثربخشی تئاتر درمانی مبتنی بر دلبستگی درمانی بر تغییر سبک دلبستگی و بهبود رفتار مادرانه و افزایش مهارت های اجتماعی نوجوانان با دلبستگی ناایمن است.

3-1 ضرورت پژوهش
رابطه ی مراقب – کودک مهمترین اصلی است که در رشد شخصیت انسان مورد تاکید اکثر روانشناسان قرار گرفته است ( می و داناوی ، 2000؛ به نقل از پیوسته گر، 1385). اهمیت رابطه ی مادر- کودک و در نتیجه سبک دلبستگی و تاثیر گذاری مادام العمر آن در روابط بشری امری غیرقابل اغماض و چشم پوشی است. آگاه سازی مادر به سبک دلبستگی فرزند و نقش خودش در شکل گیری آن ( به سببِ پاسخ دهندگی و حساسیت یا رفتار مادرانه)، امری ضروری است.
بالبی در سال 1978 اظهار نمود : ” پیوند عاطفی بین والدین و کودک سازگاری روانی و اجتماعی کودک را در آینده پیش بینی می نماید”. بالبی در کتاب جدایی : اضطراب و خشم ( 1975) شواهدی حاکی از وجود رابطه بین دلبستگی ناایمن و آسیب شناسی روانی کودکی و بزرگسالی ارائه نموده است. سبک دلبستگی به عنوان عامل مسبب و نگهدارنده در اختلالات فردی نشان از آن دارد که باید روی درمان آن به عنوان هسته ی مرکزی مشکلات تمرکز داشت. پژهش های طولی فراوانی همبستگی بالا بین دلبستگی ناایمن و مشکلات ارتباطی در نوجوانان را تایید کرده اند ( تتی، ساکین، کوسارا و کورنز ، 1996). اختلالات دلبستگی با شدت های متفاوت در جوامع مختلف در حال افزایش است. در نتیجه از ضروریات این پژوهش با توجه به اهمیت اختلالات دلبستگی و ثبات و اثر بالا و معنادارشان در اختلالات روانی دیگر، میتواند اهمیت درمان به موقع و جلوگیری و پیشگیری از پیشرفت آن باشد.
تحقیقات زیادی ثبات سبک دلبستگی را بیان کرده اند. ویژگی ها و خصایص دلبستگی در بزرگسالان و نوجوانان شبیه ویژگی های سبک دلبستگی دوران کودکی است ( خانجانی، 1386). ثبات سبک دلبستگی با توجه به منابع مختلف دچار تناقض است. بالبی در مورد تغییر دلبستگی بحث کرد و تشخیص داد که در مواقع مورد نیاز، تغییر در الگوها و رفتارهای دلبستگی نه تنها احتمالا واکنشی نسبت به حوادث آسیب زای خاص است بلکه سازگارانه نیز می باشد. محققان روابط معناداری بین مراقبت و تغییر نوع دلبستگی یافته اند ( تبعه امامی و همکاران، 1390). آیا میتوان با درمان هایی در سبک دلبستگی کودک اصلاحاتی انجام داد و سبک دلبستگی را تغییر داد؟ این سوال هم به خاطر تناقضات مطرح شده در منابع مختلف، مورد بررسی قرار می گیرد. در نتیجه یکی از الزامات دیگر پژوهش می تواند عدم وجود پژوهش های علمی در چنین زمینه ی با اهمیتی باشد.
از سویی دیگر، نوجوانی به سبب تاثیر الگوهای دلبستگی بر رفتار، به موازاتی که محرک های تنش زای این دوره به فعال شدن سیستم دلبستگی منجر می شود، دوره ای برجسته تلقی می شود. در طی دوره ی نوجوانی، نیاز به رابطه ی صمیمی، نوجوان را علاقه مند به شکل دهی روابط صمیمی در بیرون از دایره ی خانوادگی می کند. این روابط باعث خودیابی و هویت یابی بهتر نوجوان می شوند. روابط بین شخصی به طور معنا داری با سبک دلبستگی فرد رابطه دارند. با توجه به حساسیت شکل دهی روابط، یکی از ضروریات این پژوهش این است که روی قشر نوجوان کار شود.
اختلالات مربوط به رابطه بهتر است که با رویکردهای رابطه مدار درمان شوند. رویکردهای رابطه مدار بر روی روابط به عنوان علت بیماری تمرکز دارد و به درمان روابط می پردازد. درمان های گروهی رابطه مدار مثل تئاتر درمانی و دلبستگی درمانی درمان هایی برجسته و نوین هستند. تئاتر درمانی با توجه به تمرکزش روی اصلاح ارتباطات و لمس تجربه ی سالم رابطه ی مادر- کودک یکی از بهترین روش های ممکن به شمار می رود. نو و بدیع بودن تئاتر درمانی خود انگیزه ی دیگری بود تا بتوان ضرورت این پژوهش را توجیه کرد. تئاتر درمانی سالهای بسیار کمی است که در ایران رایج شده است و البته نه به معنای واقعی کلمه رایج! هنوز برخی از درمانگران به دلیل در ساختار نبودن این نوع درمان، میل و رغبتی به پذیرش آن ندارند در حالی که در جهان تئاتر درمانی، درمان بسیار موفقی است. امروزه هر بار اصطلاح تئاتر درمانی را میشنویم ، شاید بی آنکه بدانیم، تلفیقی از امکانات مشترک هنر و علم روانشناسی به نظرمان می رسد و یا تصور مبهمی از یک نوع نمایش کسل کننده و احتمالا مربوط به موضوعات روانی و یا یک شیوه ی درمانی تفننی و ناکارآمد در ذهنمان ایجاد شود. این شبهات، عموما ناشی از عدم آگاهی و اشراف مخاطبان نسبت به ماهیت و کارکرد مقوله ی تئاتر درمانی است. در عین حال از مزایای تئاتر درمانی ، سهولت اجرا در عین حال نیاز به مهارت داشتن تئاتر درمانگر است و اینکه در مکان های مختلف به خصوص در مدرسه و در شکل های مختلف فردی، گروهی و خانوادگی قابل اجرا است.
بنابراین بدیع بودن چنین زمینه ی مهم پژوهشی و فقدان یافته هایی در حوزه ی اثربخشی تئاتردرمانی بر روابط ناایمن دلبستگی و از سویی دیگر کاربردی بودن نتایج این پژوهش به خوبی ضرورت آن را توجیه می کند. چنان چه یافته های پژوهش اثربخشی تئاتردرمانی را در بهبود مشکلات دلبستگی و روابط اجتماعی کودکان و نوجوانان نشان دهد می توان با آموزش مشاوران در مراکز مشاوره ، در داخل و یا خارج از مدارس به مشاوران کمک کرد تا از این شیوه ی درمانی که در عین حال برای دانش آموزان مفرح و جذاب بوده و از طرفی خاصیت درمانی در روابط عاطفی آنها با والدینشان و افزایش مهارت های اجتماعی آنها دارد، استفاده ی بهینه نمود.

4-1 اهداف پژوهش
1-4-1 هدف کلی:
– بررسی اثربخشی تئاتر درمانی مبتنی بر دلبستگی بر تغییر سبک دلبستگی و بهبود رفتار مادرگری و مهارت های اجتماعی نوجوانان دلبسته ی ناایمن
2-4-1 اهدف اختصاصی:
1: تعیین اثربخشی تئاتردرمانی مبتنی بر دلبستگی بر تغییر سبک دلبستگی ناایمن به ایمن
2: تعیین اثربخشی تئاتردرمانی مبتنی بر دلبستگی بر تغییر سبک دلبستگی ناایمن انکارکننده به سبک ایمن
3: تعیین اثربخشی تئاتردرمانی مبتنی بر دلبستگی بر تغییر سبک دلبستگی ناایمن دل مشغول به سبک ایمن
4: تعیین اثربخشی تئاتردرمانی مبتنی بر دلبستگی بر افزایش مهارت های اجتماعی نوجوانان دلبسته ی ناایمن
5: تعیین اثربخشی تئاتردرمانی مبتنی بر دلبستگی بر افزایش مهارت های اجتماعی نوجوانان دلبسته ی انکارکننده
6: تعیین اثربخشی تئاتردرمانی مبتنی بر دلبستگی بر افزایش مهارت های اجتماعی نوجوانان دلبسته ی دلمشغول
7: تعیین اثربخشی تئاتردرمانی مبتنی بر دلبستگی بر بهبود رفتار مادرگری نوجوانان ناایمن
8: تعیین اثربخشی تئاتردرمانی مبتنی بر دلبستگی بر افزایش مسئولیت پذیری و جهت گیری به سوی کودک در مادران نوجوانان ناایمن
9: تعیین اثربخشی تئاتردرمانی مبتنی بر دلبستگی بر افزایش شور و نشاط و سرزندگی در مادران نوجوانان ناایمن
10: تعیین اثربخشی تئاتردرمانی مبتنی بر دلبستگی بر افزایش جهت گیری و توجه به پیشرفت در مادران نوجوانان ناایمن
11: تعیین اثربخشی تئاتردرمانی مبتنی بر دلبستگی بر افزایش راهنما بودن مادران نوجوانان ناایمن

3-4-1 فرضیه ها
1: تئاتر درمانی مبتنی بر دلبستگی درمانی موجب تغییر سبک دلبستگی ناایمن به ایمن می شود.
2: تئاتر درمانی مبتنی بر دلبستگی درمانی موجب تغییر سبک دلبستگی ناایمن انکار کننده به ایمن می شود.
3: تئاتر درمانی مبتنی بر دلبستگی درمانی موجب تغییر سبک دلبستگی ناایمن دلمشغول به ایمن می شود.
4: تئاتر درمانی مبتنی بر دلبستگی درمانی موجب افزایش مهارت های اجتماعی نوجوانان ناایمن می شود.
5: تئاتر درمانی مبتنی بر دلبستگی درمانی موجب افزایش مهارت های اجتماعی نوجوانان دلبسته ی انکارکننده می شود.
6: تئاتر درمانی مبتنی بر دلبستگی درمانی موجب افزایش مهارت های اجتماعی نوجوانان دلبسته ی دلمشغول می شود.
7: تئاتر درمانی مبتنی بر دلبستگی درمانی موجب بهبود رفتار مادرانه نوجوانان ناایمن می شود.
8: تئاتر درمانی مبتنی بر دلبستگی درمانی موجب افزایش مسئولیت پذیری مادر و جهت گیری او به سمت نوجوان ناایمن می شود.
9: تئاتر درمانی مبتنی بر دلبستگی درمانی موجب افزایش شور و نشاط و سرزندگی مادران نوجوانان ناایمن می شود.
10: تئاتر درمانی مبتنی بر دلبستگی درمانی موجب افزایش جهت گیری و توجه به پیشرفت مادران نوجوانان دلبسته ی ناایمن می شود.
11: تئاتردرمانی مبتنی بر دلبستگی درمانی موجب افزایش راهنما بودن مادران نوجوانان دلبسته ی ناایمن می شود.

5-1 متغییر ها ی پژوهش
متغیر مستقل :
تئاتردرمانی مبتنی بر دلبستگی
متغیرهای وابسته:
1: سبک های دلبستگی در سه سطح: ناایمن، دل مشغول و انکارکننده
2: مهارتهای اجتماعی
3: رفتار مادرگری در چهار سطح : مسئولیت پذیری و جهت گیری به سوی کودک، شور و نشاط و سرزندگی، جهت گیری و توجه به پیشرفت، راهنما بودن
متغییرهای کنترل:
1: جنسیت پسر
2: سن 12 الی 14 سال

1-5-1 تعاریف مفهومی و عملیاتی متغییر ها
تعاریف مفهومی تئاتر درمانی مبتنی بر دلبستگی :
تئاتردرمانی استفاده از امکانات مشترک علم روانشناسی و هنر تئاتر جهت حذف رفتار نادرست و یا اصلاح آن و بهره گیری از جنبه های دراماتیک و زیبایی شناختی هنر نمایش، جهتِ تاثیر گذاری بر شخصیت فرد است. تئاتردرمانی مبتنی بر دلبستگی روشی است که در آن بر ارتباطات والد – کودک به خصوص مادر- کودک تمرکز می شود. تئاتردرمانی رویکردی التقاطی است که با هدف بالابردن سطح ارتباط میان فردی، رویارویی مستقیم با هیجان های طرف های درگیر، نشان دادن کشمکش های هیجانی طرف های درگیردرزندگی روزمره، کاهش خودمحوری و خودیابی به کار برده می شود ( بلانتر ، 2007). روان نمایش گری روش گروهی اصلاح رفتار و رویکردی رابطه محور است؛ در درمان ادراک های مخدوش، نارسایی ارتباطی، پاسخ های هیجانی نارسا، رفتارهای کلیشه ای، رفتارهای تکانشی و از خود بیگانگی کاربرد دارد ( کوری ، 1993، نقل از کورکی و همکاران، 1390).
درمان های مبتنی بر دلبستگی به بهبود تعاملات والد- کودک کمک می کنند. درمان مبتنی بر دلبستگی با به کار گرفتن تکنیک هایی مثل آموزش در دسترس بودن مادر، تامین نیازهای فیزیولوژیک و روانی نوجوان، تامین امنیت وی، تماس جسمی و به ویژه تماس چشمی، پاسخگو بودن، افزایش زمان گفتگو، بازی و تعامل دو به دو با نوجوان، ارتباط والد- نوجوان را تقویت نموده و به تدریج بی اعتمادی ناشی از نا ایمنی دلبستگی را به رابطه هایی بر پایه ی اعتماد تبدیل می کند و به طبع آن تصحیح ارتباط والد- نوجوان نیز تا حد زیادی رفتارهای منفی کارانه و مقابله ای آنان را کاهش دهد ( کینگ و نیونهام ، 2008؛ نقل از لطیفی، 1393). در این روش درمانی تلفیقی با استفاده از تکنیک های تئاتر درمانی ابتدا مادر را نسبت به نقش حساسیت و پاسخ دهندگی و رفتار مادرانه در شکل گیری یک رابطه ی عاطفی ( دلبستگی ) سالم و ایمن بین او و فرزندش هشیار کرده و مادر به آسیب های رفتار مادرانه ی خود آگاه شده و در جریان تئاتردرمانی آموزش می بیند که چگونه در حیطه های مختلف رفتار والدگری خود مانند مسئولیت پذیری، جهت گیری به سمت کودک، توجه به پیشرفت کودک و راهنما بودن او، تغییرات اساسی ایجاد کند تا بتواند ناایمنی فرزند خود را کاهش دهد. همچنین نوجوان با استفاده از روش های تئاتردرمانی بر تاثیر رابطه اش با مادر در مشکلات عاطفی و اجتماعی اش پی می برد و به تصحیح این روابط در جریان تئاتر درمانی توانا می شود.
تعریف مفهومی دلبستگی :
دلبستگی پیوند یا گره هیجانی پایدار بین دو فرد است به طوری که یکی از طرفین کوشش می کند نزدیکی یا مجاورت با موضوع دلبستگی را حفظ کرده و به گونه ای عمل کند تا مطمئن شود که ارتباط ادامه دارد ( خانجانی، 1386). دلبستگی در بزرگسالی دارای سه سبک اساسی شامل دلبستگی خودمختار(ایمن)، مجذوب و انکارکننده است که در ادامه تعاریف مفهومی آنها ارائه می شود:
1- بزرگسالان خودمختار
افرادی که در چنین طبقه ای قرار می گیرند تجارب کودکی شان را صراحتاً و به طور منطقی بیان می کنند. و هر دو عواطف مثبت و منفی را اعتراف می کنند. آنها اهمیت رابطه دلبستگی در دوران کودکی را تأیید می کنند. همچنین این بزرگسالان تجسمی مثبت و حمایت گر از چهره دلبستگی دارند. این تجسم به اضافه احساس خود ارزشمندی و تسلط، فرد را قادر می سازد که عواطف را به شیوه ای سازنده تعدیل کند (نقل از بشارت، 1382)
2- بزرگسالان انکارکننده – فاصله جو
این گروه همان ویژگی های کودکان اجتنابی را دارند. از ایجاد روابط صمیمانه با دیگران اجتناب کرده و با تاکید بر خودمختاری و اتکا بر خود، انکار اهمیت رابطه با چهره ی دلبستگی و سعی در حفظ فاصله از چهره ی دلبستگی و ممانعت از بروز هیجانات منفی و نوعی اتکا به خود وسواسی دارند و در مقیاس هایی که روابط عاشقانه و رومانتیک را بررسی می کنند، نمرات پایین تری به دست می آورند (فینی و نولر،1990).
3- بزرگسالان دل مشغول یا مجذوب
چنین افرادی ویژگی هایی شبیه به کودکان مقاوم یا دوسوگرا دارند، آنها در روابط عاطفی خود با دیگران اعضای گروه وابسته بوده دائماً نگران طرد و رها شدن از سوی دیگران هستند و با والدینشان مشکل دارند و با آنها به صورت دمدمی رفتار می کنند . آنها نسبت به عواطف خود در ارتباط با تجارب دلبستگی دوران کودکی هشیار و در نتیجه از اضطراب و احساس درماندگی خود نیز آگاهند (فینی و نولر،1990).
تعریف مفهومی مهارت های اجتماعی :
مهارت های اجتماعی مجموعه رفتارهای آموخته شده ای است که فرد را قادر می سازد با دیگران رابطه ی اثر بخش داشته و از واکنش های نامعقول اجتماعی خودداری کند. مهارت های اجتماعی، رفتارهای آموختنی هستند که بر روابط میان افراد تاثیر می گذارند. این مهارت ها از رفتارهای مشخص و مشتمل بر توانایی شروع ارتباط و ارائه پاسخ تشکیل شده اند و احتمال دریافت تقویت اجتماعی را به بیشترین حد می رسانند، و نیز ماهیتی تعاملی دارند و وابسته به موقعیت هستند.
همکاری، مشارکت با دیگران، کمک کردن، آغازگر رابطه بودن، تقاضای کمک کردن، تعریف و تمجید از دیگران و قدردانی کردن، مثال هایی از این نوع رفتار است ( گرشام و ایلیوت ، 1999؛ نقل از یوسفی و خیر، 1381)
تعریف مفهومی رفتار های مادرگری:
رفتار مادرگری اصالتاً به مراقبت هایی اطلاق می‌شود که به کودک موقع آشفتگی و نیاز او از سوی مادر ارائه می شود. رفتارهای مادرگری برحسب شرایط، می‌تواند زمینه‌ ساز دلبستگی ایمن یا ناایمن باشد. این رفتارها دارای سه مولفه هستند: الف) مجموعه‌ ای از رفتارهای فعال شده بر اثر تهدید؛ ب) پاسخ‌های مراقب به این رفتارها؛ ج) وضعیت روانی- جسمی به عنوان نتیجه نهایی این رفتارها. قسمت دوم یعنی پاسخ های مراقب به رفتارهای فعال شده بر اثر تهدید، همان رفتارها

مطالب مشابه

پایان نامه بازتاب معارف دینی اهل بیت پیامبر(ص)در عرفان کردهای شافعی مذهب ایران
پایان نامه بررسی و رتبه بندی تاثیر عناصر آمیخته بازاریابی خدمات بر رضایتمندی مشتریان در منطقه ویژه ا...
پایان نامه بررسی علل عدم بکارگیری RFID برای بهبود فرآیند مدیریت زنجیره تامین
پایان نامه کاهش نشانه های جسمانی دانش آموزان با آموزش مهارتهای زندگی
پایان نامه بررسی بهزیستی روان شناختی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی
پایان نامه تاثیر آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بر زمان برنامه ریزی قبل از نگارش یک متن نوشتاری