اعتبار هم جنس بودن پزشک و بیمار

اعتبار هم جنس بودن پزشک و بیمار: آیا جواز نگریستن به اندام های جنسی بیمار غیر هم جنس (غیر مماثل) تنها در جایی است که پزشک هم جنس (مماثل) وجود نداشته باشد یا پزشک می تواند به اندام های جنسی بیمار غیر هم جنس خود نگاه و یا آنها را لمس کند، هر چند پزشک هم جنس نیز وجود داشته باشد؟
به نظر می رسد پاسخ این سوال را باید اینگونه داد که در جایی که پزشک هم جنس وجود دارد، پزشک غیر هم جنس نمی تواند به اندام های جنسی بیمار خود نگاه یا آنها را لمس کند مگر در یک حالت؛ در جایی که پزشک غیرهم جنس نسبت به پزشک هم جنس در درمان بیمار تجربه و تخصص بیشتری داشته باشد در این صورت می توان پزشک غیر هم جنس را برای درمان برگزید، هر چند این کار مستلزم نگریستن به اندام های جنسی یا لمس آنها نیز باشد.
در چنین مواقعی احتیاط اقتضا می کند که اگر بیمار زن باشد، در صورت امکان، انجام معاینه یا درمانی که مستلزم نگاه یا لمس پزشک غیر هم جنس است، در حضور همسر یا یکی از محارم او انجام گیرد. با این کار از نگرانی هایی که ممکن است برای بیمار و اطرافیان او ایجاد شود جلوگیری می گردد.
امکان بهره گیری از دستیار هم جنس: در مواقعی پزشک می تواند با استفاده از دستیار هم جنس با بیمار، روند درمان را که گاه مستلزم نگاه یا لمس اندام های جنسی اوست به پایان برساند، حال در اینجا این سوال مطرح می شود که آیا پزشک می تواند در چنین موقعیتی بدون استفاده از دستیار مماثل، با نگریستن یا لمس اندام های جنسی بیمار، به طور مستقیم خود عهده دار درمان وی شود؟
بدیهی است که اگر بتوان از همسر بیمار یا کسی که به لحاظ شرعی می تواند به اندام های جنسی بیمار نگاه کند، به عنوان دستیار در هنگام معاینه و یا درمان استفاده کرد، لازم است که چنین کاری صورت گیرد. اگرچه به لحاظ قانونی پزشک موظف به چنین کاری نیست اما اخلاق عمومی جامعه حکم می کند که پزشک این کار را انجام دهد. اما اگر چنین امکانی فراهم نباشد، ولی لااقل بتوان از دستیار هم جنس با بیمار استفاده کرد، اخلاق عمومی جامعه اقتضا می کند پزشک برای معاینه یا درمان هایی که مستلزم نگاه یا لمس اندام های جنسی بیمار است از وی کمک بگیرد.
به نظر می رسد، اگر درمان ناباروری بدون نگاه به اندام های جنسی بیمار یا لمس آنها ممکن نباشد نمی توان جواز آن را به واسطه ضرورت پزشکی اثبات کرد، زیرا ضرورت این کار چنان نیست که عنوان «اضطرار» بر آن صادق باشد تا بروز آن موجب جواز انجام آن از سوی پزشک و کادر درمانی باشد. هر چند با پیشرفت ابزار و تجهیزات نمونه گیری و لقاح، دور از تصور نیست، زمانی فرا رسد که پزشک و کادر درمانی برای تهیه سلول های جنسی زن و مرد، نیازمند به نگاه یا لمس مستقیم اندام های جنسی آنها نباشند.
مبحث دوم- حکم فقهی مساله اهداء و انتقال جنین
در ارتباط با حکم فقهی استفاده از روش اهدای جنین در باروری و تولید مثل، چهار دیدگاه از جانب فقهای مذاهب اسلامی مطرح شده که عبارت از: مشروعیت مطلق، مشروعیت مشروط، حرمت مطلق و توقف. در ذیل ما به صورت جداگانه هر یک از این دیدگاه ها را مطرح و مورد بحث و بررسی قرار داده ایم.
گفتار اول-مشروعیت مطلق
طرفداران این دیدگاه همه انواع روش های باروری مصنوعی یا آزمایشگاهی را که به جهت ضرورت از ناحیه پزشک تجویز می شوند مشروع می دانند و مدعی اند که دلیل محکم و قانع کننده ای که حرمت استفاده از این روش ها را اثبات کند، وجود ندارد و در تایید ادعای خود به ادله ذیل استناد می کنند:
گفتار دوم- قاعده «نفی عسر و حرج»
فقهای طرفدار دیدگاه جواز یا مشروعیت مطلق با استناد به قاعده مذکور بر این عقیده اند که هر گاه بر انسان امر غیر قابل تحملی مستولی گردد، حکم اولیه موضوعات برداشته شده و بر آن عنوان ثانویه حاکم می گردد، لذا اگر حکم اولیه مساله ای، حرمت باشد با پدید آمدن اضطرار حلال و یا لااقل مباح می گردد. آیات و روایات متعددی عسر و حرج را نفی کرده اند: «و ما جعل علیکم فی الدین من حرج: بر شما در دین، سختی قرار داده نشده است» (حج 78) «یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر: خداوند برای شما آسانی خواسته و برایتان سختی نخواسته است» (بقره، 185) با عنایت به آیات شریفه می توان گفت در دین اسلام احکام حرجی برداشته شده و لذا این گونه احکام در دین اسلام تشریع نشده است.
در این زمینه در فقه اهل سنت آمده است: کلید بقای بشر در دست تولید مثل و فرزند آوری است، با این توضیح، بی فرزندی می تواند عسر و حرج و سختی شدیدی برای خانواده به وجود آورد، لذا وجود فرزند برای دوام هر زندگی، نیازی مبرم به شمار می رود، مضافا اینکه شارع مقدس جهت حل معضل ناباروری انسان، وی را به حال خود نگذاشته و او را در این مساله یاری کرده است و برای تایید این ادعا به زوجین جهت درمان بیماری ای که مانع ناباروری آنان شده است، اجازه درمان داده است.
اشکال:ضرورت (اضطرار) و عسر دو عنوان است که همیشه بر یک مصداق منطبق نمی شود؛ بنابراین، دریافت جنین اهدایی دیگران، اگر ضرورتی برای انجام آن باشد، لازم نیست عنوان عسر و حرج نیز بر آن صادق باشد و بالعکس اگر عنوان عسر و حرج تحقق یابد، لازم نیست ضرورت هم داشته باشد.
گفتار سوم-قاعده «الضرورات تبیح المحظورات»
بر اساس قاعده مزبور، اگر شخصی به حکم ضرورت مرتکب عمل سوء و خلافی گردد، قابل سرزنش و مجازات نیست. با این توضیح برای زوجین نابارور، درمان یک امر ضروری محسوب می شود که به حکم قاعده الضرورات تبیح المحذورات می توان به روش اهدای جنین متوسل شد، مضافا اینکه فقهای شیعه اقدام بیمار را جهت درمان بیماری اش اگر چه ناچار به انجام عمل حرامی گردد مجاز می دانند. شماری از فقهای مذاهب اربعه نیز بر این عقیده اند: در صورتی که ناباروری، زوجین را در حالت اضطرار، حرج و ناچاری قرار دهد، اقدام آنان جهت رفع ناباروری مشروع می باشد، البته مشروط به اینکه زوجین قانونی و شرعی باشند.
شیخ عبدالسلام العبادی در این راستا می نویسد: «درمان نازایی یکی از موارد ضرورت می باشد لذا کسی که می گوید درمان نازایی ضرورتی ندارد، در واقع از اوضاع و احوال دهشتناک خانواده هایی که یکی از زوجین یا هر دو نابارور هستند، بی اطلاع است در حالی که شریعت اسلام مسلمانان را به ازدیاد نسل و فرزند آوری تشویق کرده است. لذا با عنایت به اطلاق این دستور و همچنین آیه کریمه «المال والبنون زینه الحیاه الدنیا» (کهف،46) باید هر نوع باروری و فرزند آوری مجاز تلقی شود».

مطالب مشابه

پایان نامه مطالعه تطبیقی گفتمان‌های سیاسی غالب درخصوصانگیزه قیام امام حسین علیه‌السلام در روز عاشوا
پایان نامه عزت نفس و تعصب در دانشجویان
پایان نامه تعیین ویژگی های روان سنجی سوالات بر اساس CTT برحسب داده های خام و داده های کدگذاری شده
پایان نامه ارشد میزان مهارت مدیریت زمان در نوجوانان و جوانان و ارائه راهکارهای رسانه ای برای تقویت آ...
پایان نامه ارشد:ارائه واسطه ای عدالت سازمانی در رابطه بین رهبری تحول گرا و گیفیت زندگی کاری در بین ک...
دانلود پایان نامه در مورد فضای روانشناختی حاکم بر سازمان